تبلیغات
❀وبـــــــ لژیــــون همسفــــر سحـــــر❀

❀وبـــــــ لژیــــون همسفــــر سحـــــر❀
❀❀❀❀جمعیت احیای انسانی کنگره 60❀❀❀❀ نــــوای عشـــــق❀  
قالب وبلاگ

به نام ایزد منّان

روز دوشنبه 97.9.19لژیون نوای عشق به استادی سرکار خانم  سحردوست داشتنی  وجمعی از همسفران پرمهر با دستور جلسه  ادامه سی دی قلب وسی دی«به دنبال چه هستیم؟» راس ساعت 4:30شروع به کارکرد.

خانم سحر: باید فرق بخشش و فراموشی را بدانیم ؛ما خیلی راحت فراموش می کنیم اما راحت نمی بخشیم چرا؟ بخشش یا عدم بخشش در صور پنهان رخ می دهد...................



خانم سحر

خدا را شکر میکنم و  خوشحالم در کنگره و در کنار شما هستم و حال من خوب است امیدوارم حال شما هم خوب باشد،  خدارا شکر که به ما اجازه دادند در کنگره  و در واقع در راه مستقیم باشیم.


هفته همسفر نزدیک است وحتما برای خودتان از طرف شخص خودتان در فکر هدیه ای برای خود باشید و نباید نگاهنان به دست مسافرتان باشد گرچه که آنها هم قدر دان هستند اما اگر به هر دلیلی مسافرتان از شما قدردانی نکرد یا هدیه ای به شما نداد نباید باعث شود که از هفته ای که به نام خودتان است لذت نبرید چرا اینها را میگویم؟ چون رهجویی داشتم که مدتی به کنگره می آمد و روز همسفر خودش هدیه ای تهیه کرده بود چون به گفته خودش میدانست همسرش هیچ وقت برای او او چیزی نمیگرفته و اصلا این کار را بلد نبوده و در فکر خودش مطمئنن بود که روزهمسفر هم همینطور است و وقتی مسافرش به او تبریک گفت، همسفر کادویش را نشان او داد تا بیاید جلو و به او بدهد و همین اتفاق هم افتاد و همسفرپیش من بسیار به این کارش افتخار هم میکرد  و من فقط به او گفتم معلوم است این مدت آموزش نگرفتی و تو باید ازهمان مشارکت و تبریکش لذت میبردی و روزی تو آن بود و این کادو رو میخواستی در خانه، خودت به خودت بدهی و از خودت تشکر کنی و گفت آخر جلوی دیگران زشت بود و اما بعد با من تماس گرفت که خانم سحر وقتی از کنگره رفتیم بیرون مسافرم جعبه کوچکی از جیبش در اورد و گفت این را برای تو گرفته بودم ولی وقتی دیدم تو آن را گرفته ای گفتم حتما باید آنطوری باشد و از جیبم در نیاوردم . به خدا من آن شب گریه کردم و آن همسفر هم تا مدتها حالش بد بود...

چرا من همسفر همیشه فکر میکنم بیشتر از مسافرم میدانم! چرا فکر میکنم بیشتر تشخیص میدهم! چرا به روزی ام قانع نیستم! چرا برای دیگران زندگی میکنم و برای حرف آنها! این برای من خیلی اموزش داشت..

ما توجه به آموزشها هر نوع قدردانی که از طرف مسافر شما انجام میشود را قدر بدانید و برای شما ارزشمند باشد( حتی اگر به شما گفت که میخواستم مشارکت کنم و تبریک بگویم اما وقت نشد یا اصلا رویم نشد) حتی اگر نوشته ای به شما داد و حتی اگر هیچ حرکتی هم نکرد و آنجاست که میفهمید چقدر تغییر کرده اید و سپاسگزار باشید حتی اگر با پاکت خالی از شما قدردانی شد یا فقط نوشته ایی کوتاه به شما دادند ،نفس کار آن ها را بفهمید و ارج بنهید و انرژی بگیرید این طور نباشد که فکر کنید مسافر حواسش نیست یا فراموش می کند و خود را همیشه بهتر و جلوتر و داناتر از آن ها بدانید وگرنه نشان می دهید که هیچ آموزشی نگرفتید.


دیگر اینکه سر ساعت در کنگره حاضر شوید و بعد از خوردن زنگ دوم همگی باید سالن را ترک کنیم.

با توجه به پیام مرزبانی کسانی که دارای هر نوع مهارتی هستند و یا تخصص خاصی دارند از جمله کارهای هنری،مربیگری ،پرستاری و.... حتی می توانند خدمتی بگیرند و یا مالی کمک کنند حتما به مرزبانی مراجعه کنند.


ادامه مبحث سی دی قلب

 ابتدا خانم سحر از رهجویان خواستند تا برداشت خود،از مبحث سی دی  قلب به مشارکت بگذارند.....قلبی که دشمنی دارد و نمی تواند ببخشد به خاطر آن شمشیر یا تیر نگرانی ها یا تیر اعتیاد و عدم بخشش و محبت های نکرده است.

همسفر مریم : طی مشکلی که در خانواده ما برای دخترم پیش آمده بود از تمام اطرافیان کینه به دل داشتم و فقط می خواستم که در دنیا نباشم ولی به مرور زمان و آموزش هایی که از کنگره گرفتم دلم از کینه خالی شد و روزی به خواهرم زنگ زدم ولی قبل از این اتفاق همیشه دلم می خواست گوشی را بردارم و هرچه دلم می خواهد بگویم اما خدا را شکر وقتی گوشی رابرداشت با آرامش صحبت کردم و اینکه می گویند این آتش کینه وخشم که  مانندشمشیری به دل نشسته و قلب سخت وسفت شده واقعاً بایدکم کمک نرم شود و من اینن را به عینه تجربه کردم ،قبلاًکه کینه به دل داشتم خواب و کابوس می دیدم ولی الان به آرامش نسبی رسیدم خدارا شکرشکر.

همسفر نیلوفر : چیزی که در سی دی قلب برایم جالب بود این که پالایش نفس به آسانی صورت نمی گیرد و کسب مهارت و آموزش خوب است اما کاربردی کردن آن مهم است ،اگر از حرف دیگری بهم می ریزم باید آن قدر تحمل خود را بالا ببرم و آن توانایی لازم را پیدا بکنم و نفسم پالایش پیدا بکند که با حرف دیگران بهم نریزم ؛قبلاُ سریع ازحرف دیگران ناراحت می شدم ومدت ها در ذهنم بود که چرا فلانی فلان حرف را زد ولی الان سعی می کنم این آموزش ها را کاربردی کنم و خودم راحتر از قبل شدم.


همسفر مریم (اکبریان): حدود شش ماه بود مشکلی با کسی داشتم و به حدی ناراحت بودم که حتی شب ها هم خواب نداشتم و همیشه به مسافرم می گفتم چرا او این حرف را به من زد تا اینکه وارد کنگره شدم و به ما گفتند تا نبخشی خودت آرام نمی گیری ،پیش خود گفتم شاید او از روی ناراحتی به من فلان حرف را زده است حالا درست است که شاید من هم کاری کرده باشم و اینگونه جنگی که با خود داشتم تمام شد.

همسفر راضیه: چیزی که در سی دی گفتند این که در سفر دوم وقتی آموزش می بینی قدرت تحمل خودت را باید بالا ببری که در مورد نگرانی از دیگران کینه نکنی .کینه مثل پیوندی است که به قلبت زده شده است و باید این پیوند را قطع کنی ،باید به مسیر خودت بازگردی .در دو زمان این تیریا شمشیر ناراحتی وکینه درد دارد یکی زمانی که وارد قلبت میشود و یکی زمانی که می خواهی آن را از قلبت خارج کنی و باید روی آن جوری کار کنی که قلب شما از کینه ونفرت خارج شود.

همسفر وجیهه:همیشه مسئله ایی برایم سوال بود ؛در مورد شش سال زندگیم وبخششی که نمی توانستم انجام بدهم و من بارهاو بارها سی دی بخشش را گوش کردم ولی هیچ تاثیری درمن نداشت بعد سی دی های حس و قلب را هم گوش نمودم ولی فایده نداشت تا اینکه این سی دی به دنبال چه هستیم آقای مهندس را گوش کردم و جایی که می گفتند ما مثل کرم هستیم که به دور خود پیله ایی را تنیده ایم و روز به روز این پیله ناراحتی و کینه ضخیم تر میشود و مشکل من هم نبخشیدن بود و با این نبخشیدن حتی مسافرم را هم نمی دیدم و فقط چشمم باز بود بدی ها را ببینم و بدی ها به خوبی ها می چربید ولی این صحبت به من بسیار بیشترکمک کرد که هر وقت این پیله را باز کنم شاید مشکلات من حل شود.


همسفر افسانه : وقتی ازدیگران و اطرافیانم ناراحت می شوم طول زمان این ناراحتی نهایتاًیک روز است و بعد فراموش می کنم و بعد که اورا دوباره می بینم انگار نه انگار حرفی بین مکا بوده است اما راجع به مسافرم اینگونه نیست و زمان ناراحتی من بیشتر می شود ،علت چیست؟

خانم سحر : در مورد سوال خانم افسانه باید بگویم ؛ما باید فرق بخشش و فراموشی را بدانیم ؛ما خیلی راحت فراموش می کنیم اما راحت نمی بخشیم چرا؟چون بخشش یا عدم بخشش در صور پنهان رخ می دهد اما فراموشی مثل یک چیز ظاهری است که در ظاهر تمام شده اما از درون هنوز مشکل هست، عدم بخشش و اینکه زمان بیشتری ناراحت هستید قطعا ریشه در صور پنهان دارد وگاهی فقط مربوط به همان موضوع نیست  و دیگر اینکه به خاطر پیوند محبت شماست با مسافرتان و گاهی به جهت توقع بیشتری است که از آنها داریم ولی از دیگران نداریم !

مثلا من خیلی راحت کار مسافرم یا دیگران را فراموش می کنم ولی یک جایی که دوباره جرقه ایی می خورد دوباره حالم بد میشود  و بهم میریزم و این یعنی به صورت مقطعی فراموش کرده ام. بخشش به گونه ای است که وقتی طرف مقابل را می بینی باید از او آرامش بگیری و دیگر به هم نریزی .پس فرق این دو را بدانید . بخشش ابزاری بسیار قوی است ،فراموشی راحت به ما داده شده است اما بخشش را با آموزش یاد می گیری و باید آن قدر توانمند بشوید که بتوانید ببخشید.حالا چرا برای دیگران به راحتی رخ می دهد ولی برای مسافرنه؟ چون پیوند محبت وجود دارد و وقتی پیوندی عمیقتر است، پیشینه ای هم دارد و به جهت تکامل در کنار هم قرار گرفته اند ولی ارتباط و پیوند حسی ما با دیگران همیشگی نیست و خیلی راحتراز اشتباهاتشان می گذریم ولی مسافر شخصی است که از فضا کنارمن نیامده و ازدرونیات من باعث جذب اطرافیانم و حتی رفتارهای آنان است،هرجایی تضاد دارم شاید این تضاد به زمان های بسیار دورتربرگردد و گاهی حتی از خداوند می خواهیم یکبار دیگراورادرمسیر ما قرار بدهد تا جبران کنیم و به خاطر پیوند حسی عمیق تر برای شما بیشتر مهم است .از طرفی بگویم وقتی توقع دارید شما نمی توانید ببخشید کاشکی توقع فقط خودش بود اما توقع خشم بوجود میآورد و توقع به خودی خود کاری انجام نمیدهد اما محصولش اصولا خشم است.فکر میکنیم آن کار از طرف مقابلمان قابل جبران نیست و یا حق به جانب میشویم و خود را اصلا مقصر نمیدانیم.


همسفرحکمت : در مورد نکات بسیارظریف که یاد می گیرم خیلی عالی است ولی به قول آقای مهندس همیشه گفتن آسانتر از عمل نمودن است .اما این که همیشه یک طرف قضایا و ناراحتی ها به طرف مقابل برمی گردد ممکن است که من تلاش کنم ببخشم ولی اکثر مواقع طرف مقابل به این راحتی ها نمی گذرد و هزینه زمانی و روانی بسیار از ما می گیرد تا راه بدهد و این کدورت و کینه ازبین برود و این موضوع هم نشات گرفته از منیّت شدید فرد مقابل است در این موارد چه باید کرد؟

همه مطالب واتفاقات  دوسر دارند یکی درونی و یکی بیرونی .ما درون را درست می کنیم و روی خود کار میکنیم و قطعا تاثیر بیرونی هم خواهد داشت اما دلیل نمیشود که آن شخص مقابل هم دقیقا مثل من باشد و رفتار کند و اگر حس من درست باشد و کارم عمل سالم باشد، روی او هم تاثیر خواهد گذاشت وباید آنرا رها کرد. در زمان خودش نتیجه خواهیم گرفت اما آرامشی که بعد از آن احساس میکنیم همان نتیجه آن است.  گاهی به پشت پرده موضوع واقف نیستیم وشاید هنوز بنا به تقدیر آموزشی هست . 

                           

            

 سپس خانم سحرعزیز یک جمع بندی از سی دی قلب را برای همسفران ارائه نمودند:

گاهی اوقات به این نکته می رسم که می خواهم ببخشم ولی نمی شود چرا نمی توانم ؟ چرا می خواهم مسافرم خوب باشد ولی نمی توانم و دست خودم نیست ؟چرا نمی توانم با خیلی ها ارتباط برقرار کنم؟چرا نسبت به اعتیاد خیلی خشم دارم؟ چون خبر از دردهای درونی می دهد و هشدار می دهد که این یک چیز ساده و ظاهری نیست که توبتوانی به سادگی از آن رد شوی و یک زمانی که قلب تو نرمتر از حالا بود به خاطر یک سری رفتارها و ناآگاهی ها تیری به قلب تو وارد شده است ،خشمی وارد توشده حالا یا اعتیادبوده یا بی توجهی یا کمبودها یا نداشته ها یا عقده ها یا حتی داغدیدگی ها بوده که اگر من حواسم نباشدو به خودم کمک نکنم این ها هم تیر می شوند و می مانند ،همیشه این زخم هست ولی تو باید به خودت کمک کنی و این شمشیر نارحتی ها را دربیاوری اما اول باید مثل اولش یا لااقل کمی نرمتر بشود و همانطور که وارد شدن این شمشیر نگرانی ها با درد بوده است خارج نمودن آن نیز این درد صدبرابر است اما تورا قوی تر وبزرگترت می کند و همانطور که انجام عمل سالم باعث میشود که شمشیر با نگرانی از قلب بیرون بیاید باعث میشود شفای قلب پیدا کنم . موجودیت چیزی است که مرا تعریف می کند موجودیت من ؛یعنی من سحر هستم اما شخصیت چیزی است که با اعتماد به نفس من وکل زندگی من خیلی کار دارد ،من خانواده ،توانایی و مهارت هاو مسیرکنگره را قبول دارم و خودم را دوست دارم این شخصیت من است و کسی که خودش را قبول درد شخصیتش در تعادل است ،همان باور شخصیت من است ،اصولاًشخصی که به هم ریخته است به این نتیجه می رسد که توانایی های خود را قبول ندارد . پس برای شفای قلب؛ انجام عمل سالم وبخشش هایی که اتفاق می افتد ،قلب مرا نرمتر می کند و احساس مرا بهتر می کند.

در ادامه خانم افسانه کنفرانس خود از سی دی «به دنبال چه هستیم» را شروع نمودند:

آیا هیچ فکر کرده اید که این سیل جمعیت که بر روی کره زمین هستند به دنبال چه هستند و برای چه زندگی می کنند؟بعضی ها می گویند اگر ما عارف یا صوفی شویم یا ازدواج کنیم ،تحصیل کنیم یا شغل خوبی پیدا کنیم حالمان خوب می شود. ولی وقتی به این خواسته ها هم می رسند می بینند که هنوز حال خوبی ندارندو سردرگم هستند.و نمی دانند حال خوش چه هست .و چطور آنرا بدست بیاورند. گاهی می گویند برای بهشتی که خداوند وعده داده است تلاش می کنیم همین هم برای رسیدن به حال خوش است .در هستی چیزی ساکن نیست و همه چیز در حال حرکت است و همین باعث میشود گاهی انسان سقوط کند .شیطان هم شش هزار سال عبادت می کرد ولی با یک غفلت کوچک کلاًسقوط کرد و از بهشت رانده شد. به دنبال حال خوش رفتن چه می خواهد؟ امنیت می خواهد ،امنیت یعنی ایمان داشتن پس اگر ایمان داشته باشیم حال خوش داریم.اگر بخواهیم حالمان خوب شود سریع رخ نمی دهد،این کار ذره ذره انجام می گیرد و باید آموزش ببینیم . من نوعی در زندگی روزمره باید فکرکنم از کاری که انجام می دهم از غذایی که می خورم ،آیا لذت می برم ،آیا از طبیعت لذت میبرم ؟آیا نعمت هایی که خداوند داده است  را می بینم .آیا ارزش آن ها را می دانم ،آیا قدردان وسپاسگزارهستم ؟ من خودم عاشق طبیعت هستم ولی زمانی که درگیری ذهنی داشتم ،با رفتن به طبیعت هیچ چیزی را نمی فهمیدم و فقط در ذهن خودم بودم ولی با آمدن به کنگره ذهن من آرامش یافت و شکرگزار خداوند هستم و ارزش نعمت های داده شده را می فهمم .گاهی ما فقط چیزهایی که نداریم را می بینیم و به دنبال آن ها هستیم؛ در صورتی که با داشتن آن ها هم به حال خوش نمی رسیم.باید بهترین بهروری از زندگی را داشته باشیم .اگر دوست بداریم وعشق بورزیم مارا دوست خواهند داشت و عشق می ورزند ،این قانون کارماست . قوانین رسیدن به حال خوش عبارت است از اینکه  از ضد ارزش ها باید دوری کنیم . ارزش ها همان فرامین الهی هستند که باید رعایت کنیم . حساب خودمان را با خود و دیگران صفر کنیم ،به جز خانواده خدمتگزار خلق هم باشیم و مهمتر از همه در زمان حال زندگی کنیم و هنر آن را بدست بیاوریم . باید از گذشته درس بگیریم و در زمان حال زندگی کنیم و برای آینده برنامه ریزی کنیم و اینگونه به حال خوش می رسیم . با انجام عمل درست به عشق خالق برسیم و برای رسیدن به عشق خالق ابتدا باید به عشق مخلوق برسیم.

خانم سحر : زمانی که گفتم سی دی به دنبال چه هستیم را گوش کنید از این عنوان سی دی چه چیزی در ذهن خود تصور کردید ؟

همسفر مریم: اینکه هدف از آمدن ما به کره خاکی چیست ؟ وظیفه ما چه هست و قراراست چکار کنیم.

همسفرحکمت :من خودم همیشه از خودم می پرسیدم خوب حالا ازدواج کردیم ،بچه دار شدیم ،شغل پیداکردیم ،پولدار شدیم ،بچه هارا تربیت کردیم وبزرگ شدند ،ماشین گرفتیم خوب آخرش چه ؟ وقتی عنوان سی دی را شنیدم فکرکردم شاید جواب این آخرش چی  را بگویند.

همه انسانها هر کاری میکنند برای حال خوش خودشان یا خانواده شان است ، حتی تاریکی هایی که انسان تجربه میکند به خاط حال خوش است. ما همسفران شاید در زندگی یک مصر کننده بودیم و به خاطر آن و ضد ارزشها و الریکی های خودمان خیلی سختی کشیدیم اما تاریکی تنها، بهای حال خوش نیست و قسمتی از آن است و مسیری از رسیدن به آن بوده که باید تجربه میکردیم و از این تونل عبور میکردیم اما قوانون دارد و در کتاب حال خوش هم به آن اشاره شده.همه این ها برای به حال خوش رسیدن است . حتی دروغ گفتن ما برای این بود که حال خوب پیدا کنیم ولی بعد فهمیدیم که چقدر راه خود را دور کردیم. کارهایی که باعث میشود انسان به حال خوش برسد بهایی دارد و باید این بها را پرداخت کنید تا به آن حال خوش برسید.

همسفران ضمن مشارکت در باب سی دی به دنبال چه هستیم، قوانیت رسیدن به حال خوش را نام بردند:

همسفر وجیهه: اولین کاری که انجام می دهمم بخشیدن اطرافیانم است که این جزء همان حساب خود صفر کردن است .

همسفر نیلوفر: در لحظه زندگی کنیم و از داشت هایمان لذت ببریم .

همسفرراضیه: حساب خود را صفرکنیم ،در لحظه زندگی کنیم و خدمتگزار باشیم.

همسفر مریم اکبریان:از ضد ارزش ها دوری کنیم.

آیا میتوان ضدر ارزش انجام داد اما این توجیه را آورد که من در نا آگاهی بودم و این کارها را انجام دادم، پس حسام با خودم صفر است؟

همسفر حکمت : آقای مهندس گفتند در جهل و ناآگاهی بسر بردن دلیل بر این نیست که حساب شما صفر باشد و خود را تبرئه کنی که چون نمی دانستم پس اشکالی ندارد و خود را مسئول ندانی .

خانم سحر:دقسقا هینطور است انسانی که د رتاریکی است و کارهای ضد ارزش انجام میدهد یا مواد مصرف میکندمثال انسانی مست است  که در حالت مستی شروع می کند به چک کشیدن وقتی هوشیار می شود نمی تواند بگوید آن موقع مست بودم  و همین باعث شود که او مبرا شود بلکه باید تمام چک هایی که کشیده را پرداخت کند و گرنه همیشه حالش بد است و به دنبالش هستند و آخر هم دستبندش میزنند و او را میبرند. ما در ضدارزش ها براساس ناآگاهی ها چک کشیدیم و کارهایی کردیم که باعث شد سیستممان بهم بریزد ولی حالا که آگاه شدیم باید جبران کنیم.

در پایان گفتند همینطوری نمی شود عشق به خدا را نشان داد باید به مخلوقین خدمت کنی تا عشق به خدا را نشان بدهی .

اگر حق را در خلق نیابی       بیابی خانه اما  د ر نیابی

اگر ه دنبال رسیدن به خداوند یا عشق به خدا هستم، راه دارد و راهش هم محبّت  و خدمت به خلق است و اگر راه ورود به قلب ها را پیدا نکنم که خود بسیار دشوار است و خدمت نکنم و عشق به مخلوق نداشته باشم رمثل این است که خانه خداوند را پیدا کردی اما راه وارد شدن را پیدا نمی کنی و دری برای ورود نداری.



 

هفته آینده :   «سی دی هفتگی عارفان +وادی سوم»

پاینده باشید.

 

 

 

 

 

 

 




طبقه بندی: گزارش لژیون، 
[ یکشنبه 25 آذر 1397 ] [ 01:01 ب.ظ ] [ همسفر حکمت ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


خداوندا؛ ما در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آنچه نمی‌دانیم، از هستی و نیستی، خداوندا؛ تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم، ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته‌ایم.

همسفر، اینجا کنگره 60، مکانی که اگر خواستار آموزش، شناخت خود، رهایی و یافتن راه باشی، آن را خواهی یافت؛

پس بال پروازی باش تا هم پرواز را بیاموزی، هم اوج گرفتن را در بیکرانه آسمان و در نهایت عشق را ...

از عشق چه بگویم که عشق؛ به ظاهر سوختن است، اما نه برای خاکستر شدن؛ بلکه برای تبدیل شدن به نور، برای رسیدن، برای فهمیدن، برای زیستن و برای عشق ورزیدن ...

امواج عشق در همه جا موج میزند، کافی است دستت را دراز کنی؛ اگر دستت خالی از کینه، نفرت، حسا دت و انتقام جویی باشد، عشق در دستان تو قرار دارد.

آخرین مطالب
لیست آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب