❀وبـــــــ لژیــــون همسفــــر سحـــــر❀نــــوای عشـــــق❀
❀❀❀❀جمعیت احیای انسانی کنگره 60❀❀❀❀ 

به نام خالق هستی بخش

«خدمتی حیاتی»

گفت‌وگو با یکی از اعضاء لژیون مالی؛ هم‌سفر خانم فرخنده


بعدها متوجه می‌شوند که این خدمت چقدر حیاتی است و یک اتفاق عجیب و بی‌نظیر است که در کل کائنات دارد می‌افتد و بستگی دارد به دانایی و پالایش حس افراد که چقدر بتوانند از این اقیانوس بیکران توفیق و فیضی را برخوردار شوند...




 لطفاً به‌رسم کنگره خودتان را معرفی بفرمایید.
سلام دوستان، فرخنده هستم یک هم‌سفر، مسافرم با بیش از 15 سال مصرف مواد وارد کنگره شدند، آنتی ایکس مصرفی مسافرم، تریاک، شیره، هرویین و حشیش، با راهنمایی راهنمای مسافرم، آقای خلیل زاده و راهنمای خودم خانم مرجان، حدود 13 ماه سفر کردیم، روش دی اس تی و با داروی اپیوم، به شکر خدا الان نزدیک به 7 سال و چند ماه است که رها هستیم.


لطفاً از حیطه فعالیتان بفرمایید و مسئولیتی که در لژیون مالی دارید؟
سال گذشته بود که عضو لژیون مالی شدم، البته هنوز یک سال نشده ولی در جشن گل‌ریزان سال گذشته بود و من از قبل خیلی ذهنم درگیر این قضیه بود که بتوانم شرکت بکنم اما هیچ آمادگی نداشتم، بااین‌حال با یک اعتمادبه‌نفس عجیبی که هنوز هم خودم تعجب می‌کنم، دستم را بالا گرفتم و عضو لژیون مالی شدم، چک دادم و بعد از 3 ماه پول را به‌حساب ریختم و این اتفاق خیلی خوب در زندگی من افتاد. در شعبه شیخ بهایی بخش هم‌سفران من و خانم مهین عضو لژیون مالی هستیم و فعلاً مسئولیت خاصی به ما داده نشده و هرچند ماه یک‌بار جلسه لژیون مالی تشکیل می‌شود توسط مرزبانان و بخش آقایان مسافر و از شعب دیگر هم می‌آیند و در مورد همین دستور جلسه و پیرامون آن صحبت‌هایی می‌شود و نظراتی داده می‌شود، در همان جلسه اگر کسی داوطلب باشد که برای کمک به لژیون مالی پولی را بدهد، این اقدامات انجام می‌گیرد.


به نظر شما نقش لژیون مالی در پیشبرد اهداف کنگره 60 و اهداف آقای مهندس در احداث آکادمی چیست؟
مسلماً می‌تواند یک پارامتر خوب و مؤثری باشد به خاطر اینکه این استارتی که زده شد در باب لژیون مالی، باید یک برنامه‌هایی برایش در نظر گرفته شود که در لژیون مالی یکسری صحبت‌ها و نظراتی داده شود که این برنامه یک مقدار وسیع‌تر شود و پوشش بیشتری را در برداشته باشد که دیگران هم تشویق بشوند و بتوانند از این فرصت خیلی خوب استفاده کنند و نیاز به یک سری تبلیغات و کارهای خاص دارد.


رابطه آموزش و کمک مالی در هفته گل‌ریزان چیست؟
به نظر من رابطه تنگاتنگ و خیلی نزدیکی دارد و به نظر من کسانی که مرتباً سی‌دی‌های آقای مهندس را هر هفته گوش می‌کنند و می‌نویسند و به‌خصوص این اواخر من ندیدم که آقای مهندس در رابطه با شعبه آکادمی و لژیون مالی اشاره نکنند چون به قول خودشان از سال 84 استارت آن زده‌شده و اساتید آقای مهندس توصیه می‌کردند که چنین اتفاقی بیافتد و آقای مهندس در سی دی سخن‌چین فرمودند که وقتی اساتیدشان سال 84 چنین توصیه‌ای کردند و حتی گفته‌اند ممکن است بعضی‌ها این موضوع را جدی نگیرند و فکر کنند که موضوعی است که جدیت ندارد و جامه عمل به آن داده نمی‌شود ولی کاملاً اشتباه می‌کنند و می‌بینید که در آینده حتماً این اتفاق خواهد افتاد و خدا را شکر الان هم دارد می‌افتد و همین‌طور که میدانید زمینش را در نظر گرفته‌اند و قرار است کار احداث انجام گیرد و نقشه‌هایش کشیده شده و دیگر اینجا دست اعضای کنگره است که ببینند چه طور می‌توانند با توان خودشان و اطلاعات و آموزشی که دیده‌اند در این پروژه سهیم شوند و همکاری کنند.


به نظر شما، نقش حس در این خدمت چیست با توجه به صحبت‌های آقای مهندس در سی دی سخن‌چین؟
روی نکته خیلی مهمی دست گذاشتید، دقیقاً همین مطلب است؛ کسانی که درکنگره توانسته‌اند به آن پالایش حس برسند و از حس‌هایشان به‌طور خوبی استفاده بکنند و آموزش‌ها و همان دانایی مؤثر برایشان اتفاق افتاده باشد که بتوانند در عمل آن را پیاده کنند و مسلماً با پالایش حس خیلی نزدیک می‌شوند به این موضوع و بعدها متوجه می‌شوند که این خدمت چقدر حیاتی است و یک اتفاق عجیب و بی‌نظیر است که در کل کائنات دارد می‌افتد و بستگی دارد به دانایی و پالایش حس افراد که چقدر بتوانند از این اقیانوس بیکران توفیق و فیضی را برخوردار شوند.


به نظر شما، کمک یک نفر حتی به‌اندازه یک آجر در هفته گل‌ریزان چقدر می‌تواند تأثیر داشته باشد در هستی و زندگی انسان‌ها؟
به‌طور مسلم تأثیر خواهد داشت، آقای مهندس فرمودند این کمکی که دارد می‌شود و این آکادمی که دارد تأسیس می‌شود یک دانشگاهی است که برای کل جهان است و همه هستی را در برمی‌گیرد و مثل دانشگاه‌های دیگر نیست و فازش و چیدمانش و حتی پروتکلش کاملاً متفاوت است و آقای مهندس می‌فرمایند که ما اینجا از دیپلم به بالا نیرو استخدام می‌کنیم و بدون هیچ حقوقی می‌آیند آموزش می‌بینند هم برای مباحث فلسفی و پزشکی و هم برای درمان شدن و این برای همه جهان است و این اتفاق نادری است. اینکه سال 84 اساتید آقای مهندس گفتند که ممکن است بعضی‌ها این موضوع را جدی نگیرند و الان می‌بینیم که دارد اتفاق می‌افتد و این چیزی است که پیامش و دستورش از جای دیگری آمده و چه کسی کمک بکند و چه نکند این اتفاق می‌افتد و یک اقیانوس پرتلاطم است که هر کس با حس خودش یک جرعه‌ای از این اقیانوس را برای خودش اختصاص دهد و هر کس هم درکش به آن حد نرسد که از آن بی‌نصیب خواهد ماند.


ممکن است این سؤال پیش بیاید که آیا تنها قشر ثروتمند عضو لژیون مالی هستند و یا می‌توانند باشند؟

خود من هیچ‌وقت این پول را نداشتم که کنار گذاشته باشم و بخواهم بیایم عضو لژیون مالی شوم و همان لحظه هم که این نیت را کردم و این تصمیم را گرفتم که عضو شوم، هیچ نداشتم ولی با توجه اینکه آقای مهندس گفتند که کسانی که ندارند نیازی نیست که در این کار وارد شوند ولی من با توجه به این‌که آقای مهندس این صحبت را کردند چون اهمیت موضوع را حس کرده بودم و فهمیدم چه موقعیت عالی است که بتوانم یک سهمی از این موقعیت را نصیب خود کنم، نیت کردم و گفتم می‌روم یک وامی تهیه می‌کنم و واقعاً این کار را هم کردم و آن روز در گل‌ریزان خود را معرفی کردم و چک را فردا یا پس‌فردایش دادم و وام را تهیه کردم و الان دارم قسط می‌دهم و عضو لژیون مالی شدم. پس می‌شود گفت که من هم جز آن دسته‌ای نبودم که ازنظر مالی غنی باشم و این بستگی به دیدگاه خود افراد دارد و البته بعدازآن یکسری برکات و فیوضاتی در زندگی من اتفاق افتاد که اصلاً قابل قیاس با این 5 میلیونی نیست که من داده‌ام!


شما در صحبت‌هایتان به آن برکات و فیوضات اشاره کردید، بازتاب کمک‌های مالی چه در لژیون مالی و غیرازآن در زندگی شما چگونه بوده است؟

مهم‌ترین و در دسترس ترینش این بود که اصلاً من موفق شدم آن وام را بگیرم و این خیلی خوب بود؛ وقتی برای گرفتن وام رفتم و با رئیس موسسه صحبت کردم اصلاً خودم روی این قضیه ماندم که موافقت کردند که این وام را به من بدهند و گفتم این از برکات کنگره است، این اولین استارتش بود و خدا را شکر تا الان هم در دادن قسط‌هایش مشکلی نداشتم و توانستم به‌طور شگفت‌انگیزی قسط ههایش را بدهم و عجیب است برایم و من این کار خیر را ذخیره کردم برای پسرم که مسافرم بودند و در کنگره به درمان رسیدند و به رحمت خدا رفتند. انشاالله که بتوانم در سال آینده این کار را مجدداً تکرار و تجدید کنم.


تغییرات در شما چگونه بوده است از قبل از کنگره تا الان که به‌جایی می‌رسید که وام می‌گیرید برای این امر مهم و در این حرکت مهم نقشی را ایفا می‌کنید؟

تغییرات طوری نیست که بتوان گفت یک‌دفعه اتفاق می‌افتد و این تغییرات عین مراحل نفس است و در مراحل مختلفی این تغییرات ایجاد می‌شود و این اتفاقات می‌افتد؛ من هرچه دارم از برکات کنگره دارم و اگر تغییری در من به وجود آمده از آموزش‌های کنگره بوده و همه را مدیون و ممنون آموزش‌های آقای مهندس و کل سیسم کنگره 60 هستم.


چقدر توجیه ره‌جوها توسط راهنما و آموزش‌هایشان می‌تواند نقش داشته باشد در راستای کمک مالی به کنگره و هفته گل‌ریزان؟

آن‌قدر این موضوع مهم، حساس و حائز اهمیت است که به نظر من راهنما بیاید در مور فواید این کار و اتفاقات و برکاتی که در زندگی افراد می‌افتد بیشتر صحبت کند و اینکه مهم‌ترین چیز این است که اعضای کنگره 60 طبق گفته آقای مهندس انسان‌های بسیار متفاوتی هستند؛ ازنظر اطلاعات، علم و دانش به‌روزی که دارند و علمی را دارند با آن آشنا می‌شوند که هنوز هیچ جای دنیا نیست پس به‌طور مسلم ره‌جوها از یک دسته انسان‌هایی هستند که در یک مداری قرارگرفته‌اند و مرتباً شعاع اضافه می‌کنند و ازنظر تزکیه و پالایشی که در مسیر هست و بار خودشان را می‌بندند و یک پتانسیل قوی را حمل می‌کنند و این می‌تواند برایشان یک شاخص مهمی باشد برای پشتوانه اطلاعاتی و اینکه هیچ‌وقت مردّد نباشند برای ورود در چنین پروژه عظیم و مهمی و بدانند که اگر بتوانند وارد بشوند و خدمتی بکنند در لژیون مالی، کاری را می‌کنند که تا حالا اتفاق نیفتاده است و دارند به‌تمامی جهان خدمت خود را می‌رسانند و کمک می‌کنند به همه دردمندانی که دارند از موضوع اعتیاد و معضل اعتیاد در سطح جهان عذاب می‌کشند.


آیا روزی می‌آید که دانشگاه کنگره 60 احداث شود و انسان افسوس بخورد که چرا نقشی در احداث آن حتی خیلی کم نداشته است؟

 مسلماً این اتفاق می‌افتد و این یک‌چیز حتمی است و اینکه یک‌وقت غافل نشوم که حسرت بخورم که چرا کمک نکردم در این قضیه و الان هیچ‌کس کسی به شما نمی‌گوید بیا کمک کن یعنی هیچ‌کس نیازی به کمک شما ندارد و کنگره آن‌قدر غنی هست که نیازی به کمک ما ندارد منتها کنگره یک فرصتی دارد به ما می‌دهد که اگر دوست داری بیا سهمت را از این نعمت بردار و این فکر می‌کنم بستگی به خود افراد دارد.


شاید در حال حاضر که کسی این گفت‌وگو را می‌خواند و صحبت‌های شما، جرقه‌ای در ذهنش شود که بیاید و عضو لژیون مالی شود و این فرد باید چه کند و چه شرایطی دارد؟

اگر در بخش هم‌سفران باشد که می‌تواند به خانم مهین و من مراجعه کند و اگر مسافر باشد می‌تواند به بخش مسافران و آقای صدیقی مراجعه کند و شرایط آن این است که حتماً سفر دومی باشد و استطاعت مالی داشته باشد و مبلغ 5 میلیون تومان را بتوانند یکجا پرداخت بکنند.


آیا توجه به اینکه شما مدتی است که لژیون خود را به دلیل پایان دوره 4 ساله کمک راهنمایی تحویل داده‌اید، آیا دلیلی می‌شود که در این امر فعالیتتان کمرنگ‌تر شود؟

اگر این اتفاق برای من بیافتد باید به خودم شک کنم که پس تا حالا داشتم راه و مسیرم را اشتباه داشتم می‌رفتم! در کنگره جایگاه‌ها، دائمی نیست و مقطعی است و نباید بگویم دائم باید به این جایگاه وصل باشم و اگر به بیرون کشیده شدم، مسیرم را گم بکنم! اگر مسیر خودم را شناخته باشم حتی اگر هیچ کاری در کنگره به من ندهند آیا می‌توانم به کنگره بیایم و به حرفهای یک سفر اولی گوش بدهم؟ آیا می‌توانم بیایم در کنگره و یک نظافتی و کاری در کنگره انجام دهم؟ حالا هر کاری باشد و حتی فقط بتوانم در این فضا نفس بکشم...


در پایان اگر صحبتی دارید بفرمایید.

صحبتم این است که اگر می‌خواهند خدمت کنند در این زمینه، نگاه نکنند که من این مشکل مالی را دارم و یا این وسیله را در زندگی‌ام کم دارم و یا مایحتاجی نیاز دارم که آن‌ها واجب‌تر است و درگیر این افکار نشوند و اگر بتوانند یک سرمایه‌ای را در این زمینه اختصاص دهند، مطمئن باشند که این ابدی است و روزبه‌روز برکاتش در زندگی‌شان سرازیر شود و دیگر احساس نمی‌کنند چیزی ندارند و دقیقاً همه‌چیز دارند.


خانم فرخنده عزیز،کمال تشکر را دارم از شما بابت اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید و برای شما سلامتی و سعادت را از خداوند متعال خواستارم.

تهیه کننده: هم‌سفر سحر
منبع: ولاگ همسفران شیخ بهایی



طبقه بندی: مصاحبه و گفت و گو،
[ دوشنبه 14 آبان 1397 ] [ 11:21 ب.ظ ] [ همسفر سحر ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


خداوندا؛ ما در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آنچه نمی‌دانیم، از هستی و نیستی، خداوندا؛ تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم، ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته‌ایم.

همسفر، اینجا کنگره 60، مکانی که اگر خواستار آموزش، شناخت خود، رهایی و یافتن راه باشی، آن را خواهی یافت؛

پس بال پروازی باش تا هم پرواز را بیاموزی، هم اوج گرفتن را در بیکرانه آسمان و در نهایت عشق را ...

از عشق چه بگویم که عشق؛ به ظاهر سوختن است، اما نه برای خاکستر شدن؛ بلکه برای تبدیل شدن به نور، برای رسیدن، برای فهمیدن، برای زیستن و برای عشق ورزیدن ...

امواج عشق در همه جا موج میزند، کافی است دستت را دراز کنی؛ اگر دستت خالی از کینه، نفرت، حسا دت و انتقام جویی باشد، عشق در دستان تو قرار دارد.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :