❀وبـــــــ لژیــــون همسفــــر سحـــــر❀نــــوای عشـــــق❀
❀❀❀❀جمعیت احیای انسانی کنگره 60❀❀❀❀ 

به نام خالق عشق

تمنای دل

گفت‌وگو با دستیار محترم خانم آنی، خانم مرجان عزیز

 

بعضی هم‌سفران مدتی رها می‌کنند و وقتی نتیجه حاصل نمی‌شود، دوباره گله و شکایت را از سر می‌گیرند. این به‌هیچ‌وجه امکان‌پذیر نیست، هرکدام از ما مسیری داریم خاص خودمان، باید بپذیریم که آلو خواستیم ولی از درخت آلبالو بالا رفتیم و چاره‌ای جز برگشتن مسیر و اصلاح خواسته‌مان و تلاش در آن جهت نداریم...

 




 

ضمن عرض خیرمقدم  و  تشکر از این‌که وقت باارزش خود را در اختیار ما قراردادید لطفاً بفرمایید با توجه به دستور جلسه از فرمان‌برداری تا فرماندهی، بین این دو مقوله چقدر فاصله است؟

طبیعی است که فرمان‌برداران بعد از  مدت‌زمانی که تسلط کافی بر امور خود پیدا کردند و راهی را که به‌اشتباه رفته بودند، برگردند به فرماندهی خواهند رسید، طی این مسیر برای انسان‌های مختلف باحجاب‌های مختلف زمان متفاوتی می‌برد، طبیعی است که هرچه حجاب‌ها بیشتر باشد، اطاعت کردن سخت‌تر می‌شود.

لطفاً بفرمایید که رابطه بین این دستور جلسه با منیت چیست؟

به نظر من منیت یکی از حجاب‌هایی است که مانع از فرمان‌برداری می‌شود، افرادی که این صفت را دارند به‌سختی می‌توانند بپذیرند که کسی به آن‌ها بگوید، این کار را بکن یا نکن و البته به عقیده من در هر نقطه‌ای از این مسیر حتی بعد از رسیدن به فرماندهی، منیت می‌تواند باز، سر بلند کند و اگر خواسته اصلی فراموش شود، امکان سقوط و برگشتن به نقطه شروع وجود دارد.

آقای امین در سی دی بسیار زیبای علم می‌فرمایند علت سقوط اروپا و تجربه قرون‌وسطی به این خاطر بود که اروپایی‌ها می‌گفتند اینجا مرکز زمین است، حال اگر انسان هم خود را مرکز همه‌چیز بداند و دچار خود مرکز بینی شود، برای ورود به تاریکی نه دشمن می‌خواهد، نه اعتیاد و نه هیچ‌کس و هیچ‌چیز دیگری. خودش با دست‌های خودش تاریکی را برای خودش به ارمغان می‌آورد.

و این امر در هر مقطعی از حرکت ما امکان‌پذیر است، چه فرمان‌بردار باشیم یا بخواهیم فرمان‌برداری کنیم، چه فرمانده باشیم و یک‌بار از آن گذرگاه عبور کرده باشیم، پس هرلحظه باید خواسته خود را چک کنیم که خدای‌نکرده گمراه نشویم.

بازتاب عدم فرمان‌برداری برای یک هم‌سفر در مقابل راهنمایش چه در زندگی و چه در کنگره، چگونه است؟

عدم فرمان‌برداری مانند سدی در برابر آموزش عمل می‌کند. فرمان‌بردار که نباشی نمی‌توانی بسیاری از آموزش‌ها را به‌راحتی تمرین کنی و به عقیده من تمرین نکردن آنچه یادآوری می‌شود هیچ ارزشی نخواهد داشت، درست مانند بار کتاب است بر پشت حمار. نافرمانی دقیقاً نقض فرمان معنی می‌دهد و باعث محدود شدن اختیار انسان است و فرقی هم نمی‌کند که مسافر باشی یا هم‌سفر.

یک هم‌سفر چگونه می‌تواند از مسافر عبور کند و در وجود خودش به باز کردن گره‌ها بپردازد، به نظر شما بهترین راهکار برای این امر چیست؟

هم‌سفر ابتدا باید بپذیرد که مسیر رشد هر کس، خاص خود آن فرد است. تا زمانی که به مسافر بچسبد و باحال بد مسافر حالش بد شود و باحال خوب او خوب باشد، مسیر را اشتباه می‌رود. رها کردن مسافر به معنی این نیست که نسبت به او بی‌تفاوت باشد، بلکه با توجه به وظایف و مسئولیت‌هایی که شاید انجام آن‌ها را فراموش کرده است، با تمام وجود و با تلاش و کوششی که آقای مهندس بر آن تأکیددارند تلاش کنند با باز کردن گره‌های خود از تاریکی خارج شوند. خروج از تاریکی وقتی حتی برای یکی از اعضای خانواده اتفاق بیفتد، شکل و فرم زندگی خواه‌ناخواه تغییر خواهد کرد، اما در این راه نباید ناامید شد چون پروسه کوتاه‌مدتی ندارد.

به قول آقای  امین خاصیت نیروهای بازدارنده این است که ناامید نمی‌شوند، حداقل از همین صفت برای پیش رفتن درس بگیریم و به تلاش خود ادامه دهیم و صدالبته این کار را برای خودمان انجام دهیم و منتظر نتیجه نباشیم. بعضی هم‌سفران مدتی رها می‌کنند و وقتی نتیجه حاصل نمی‌شود، دوباره گله و شکایت را از سر می‌گیرند. این به‌هیچ‌وجه امکان‌پذیر نیست، هرکدام از ما مسیری داریم خاص خودمان، باید بپذیریم که آلو خواستیم ولی از درخت آلبالو بالا رفتیم و چاره‌ای جز برگشتن مسیر و اصلاح خواسته‌مان و تلاش در آن جهت نداریم.

جناب آقای اشکذری دریکی از جلسات پرسش و پاسخ خود فرمودند که اگر یک هم‌سفر بخواهد، می‌تواند مسافر را به کنگره برگرداند و این هنر اوست، اگر مسافر حداقل فعلاً نتواند با کنگره ارتباط برقرار کند چه، لطفاً کمی در این مورد توضیح دهید؟

من این مطلب را دریکی از ره‌جویانم سال‌هاست که می‌بینم، مسافر بارها شکست‌خورده و سفر خود را خراب کرده، چندین بار کنگره را ترک کرده و حتی مدتی از آمدن هم‌سفر ممانعت کرده، اما در طول این چند سال، هم‌سفر محکم و استوار به حرکت خود ادامه داده و حتی زمان‌هایی که اجازه حضور نداشت، از آموزش‌هایی که گرفته بود باقدرت و قوت استفاده می‌کرد، هیچ‌وقت ناامید نشد و همین امر باعث شده بعد از مدت‌ها مسافر باز به کنگره بیاید و تصمیم به سفر بگیرد. نباید بند بین او و کنگره قطع شود، این خود ماییم که انتخاب می‌کنیم وصل باشیم یا نه. هر امری زمانی برای به وقوع پیوستن دارد. این مسئله‌ای است که اگر فراموش نکنیم هیچ‌وقت ناامید نخواهیم شد.

نقش هم‌سفر زمانی که مسافر چه در سفر اول و چه در سفر دوم حرکت نمی‌کند چیست؟

هم‌سفر باید به سفر خود ادامه دهد و برای مسافر خود دعا کند تا هر وقت مناسب است حرکت را از سر بگیرد، معمولاً مسافرانی که با اجبار و تهدید هم‌سفران خود وارد کنگره می‌شوند بعد از مدتی کم می‌آورند چون خواسته قوی برای آن‌ها هنوز وجود ندارد.

هم‌سفری که سی دی می‌نویسد، فرمان‌بردار است و وظایف خود را به‌طورمعمول انجام می‌دهد ولی هنوز حال خوشی ندارد، علت آن چیست؟

به عقیده من تلاش هر فرد در راستای رسیدن به خواسته خود، خواسته‌ای که با تمنای دل باشد، هر نتیجه‌ای نداشته باشد، حال خوش به همراه خواهد داشت، این‌که شما فرمودید از چند حالت خارج نیست، ممکن است نگاه هم‌سفر به حرکت مسافر باشد، هم‌سفر از انجام وظایفش نیتی دارد مبنی بر این‌که مسافرش او را ببیند و او هم حرکت کند، شاید هم‌سفر زور می‌زند ولی رها کردن را عملاً انجام نمی‌دهد و ... باید توسط راهنما بررسی شود.

 

بسیار تا بسیار سپاسگزاریم که وقت و علم باارزش خود را در اختیار ما قراردادید، به امید آنکه هم‌سفران عزیز با تمام رهنمودهایی که در کنگره وجود دارد راه خود را بیابند و به حقیقت وجودی و ارزش خویشتن خویش پی ببرند ...

تهیه‌کننده: هم‌سفر آزاده و هم‌سفر سحر

 منبع: وبلاگ همسفران شعبه شیخ بهایی




طبقه بندی: مصاحبه و گفت و گو،
[ یکشنبه 6 آبان 1397 ] [ 11:17 ب.ظ ] [ همسفر سحر ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


خداوندا؛ ما در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آنچه نمی‌دانیم، از هستی و نیستی، خداوندا؛ تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم، ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته‌ایم.

همسفر، اینجا کنگره 60، مکانی که اگر خواستار آموزش، شناخت خود، رهایی و یافتن راه باشی، آن را خواهی یافت؛

پس بال پروازی باش تا هم پرواز را بیاموزی، هم اوج گرفتن را در بیکرانه آسمان و در نهایت عشق را ...

از عشق چه بگویم که عشق؛ به ظاهر سوختن است، اما نه برای خاکستر شدن؛ بلکه برای تبدیل شدن به نور، برای رسیدن، برای فهمیدن، برای زیستن و برای عشق ورزیدن ...

امواج عشق در همه جا موج میزند، کافی است دستت را دراز کنی؛ اگر دستت خالی از کینه، نفرت، حسا دت و انتقام جویی باشد، عشق در دستان تو قرار دارد.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :