❀وبـــــــ لژیــــون همسفــــر سحـــــر❀
❀❀❀❀جمعیت احیای انسانی کنگره 60❀❀❀❀ نــــوای عشـــــق❀  
قالب وبلاگ
ابر برچسب ها

به نام یگانه قدرت مطلق

روز دوشنبه 97.7.30 لژیون نوای عشق با استادی خانم سحر عزیز و جمعی از همسفران مهربان با دستور جلسه «ادامه وادی دوم و سی دی منیّت» راس ساعت 4:30آغاز به کار نمود.


حتی نیروهای مثبت ومنفی نقش اجرایی ندارند و یا ما را مجبور نمیکنند به انجام کاری منفی یا مثبت بلکه نقش آنها دعوت و القا هست تا بتوانید انتخاب کنید والبته نیروی منفی ماموریت خود را انجام می دهد و اینجاست که با انتخابهای شما، اختیار معنا پیدا می کند................................

خانم سحر: سلام دوستان سحر هستم همسفر، خدارا شاکرم که در کنگره و در کنارتان هستم. امیدوارم که از تک تک لحظه ها لذت ببرید و استفاده کنید و دست خالی ازکنگره نروید.

خانم سحر نکاتی را توضیح دادند

و ادامه وادی دوم

خانم سحر در ابتدا به ترتیب از همسفران خواستند تیتر وادی را از حفظ بگویند.

وهمسفر مریم ادامه وادی را از روی کتاب خواندند: ......ولی اگر به تمام هستی نگاه کنیم خواهیم دید ،امکان ندارد چیزی را پیدا کنیم که به جهت بیهودگی پا به هستی گذاشته باشد......

خانم سحر:

در جلسه گذشته در مورد یکی از قوی ترین ابزار نفس اماره صحبت کردیم یعنی توجیه؛ که منجر به فرو رفتن در تاریکی و نا امیدی میشود؛ برای مثال وقتی با خود می گویید ازمن گذشته است، من که نمیتوانم، بیهوده هستم و ....این ها کار نفس اماره است . نیروهای بازدارنده و منفی کاری می کنند که شما را به سمت خود بکشند.یعنی از این جمله استفاده نمی کنند که بفرمایید تا برویم سمت تاریکی یا اینکه بیا تا در تاریکی غرقت کنم! بلکه کاری می کنند که تو برای خودت دلیل بیاوری و خودت با پای خودت به طرف ناامیدی و تاریکی بروی و شاید بارها تجربه کرده باشیم. بر فرض برای ادامه تحصیل یا برای تغییر کردن یا رفتارم با مسافرم یا ارزش وجودی ام...مثلا می توانیم در لژیون مالی شرکت کنم یا وسعم میرسد، ولی یک سری دلایل می آوریم که  این ها توجیه است برای ما و به عمق ناامیدی می رویم و همیشه نفس اماره به دنبال روزنه ایی است که از آن وارد شود و کار خود را پیش ببرد و جز نا امیدی و از دست رفتن اعتماد به نفس محصولی نخواهد داشت یا اینکه بگویم من که نمیخواستم به دنیا بیایم، من به درد نمیخورم یا بی ارزش هستم و...

حالااگر من فکر می کنم چیزی در هستی بیهوده است اینجا مشکل چیست ؟

همسفر مریم : به نظرم تفکرغلط است که بعضی موجودات را کوچک و بی ارزش حساب می کنیم.

همسفر حکمت : اینکه از باطن آن چیز یا  موجود خبر و آگاهی لازم نداریم و در واقع صور پنهان موجودی را نمی دانیم یعنی اینکه فلسفه وجودی او را نمی دانیم .

همسفر سحر: اگر من فکر می کنم چیزی در هستی بیهوده است به یکی فلسفه وجودی آن یا هسته درونی آن پی نبرده ایم، حالا این هسته درونی یعنی چه ؟

همسفر حکمت : صور پنهانی که می گوییم یعنی نمی دانم این موجود به چه دردی می خورد اصلابرای چه بوجود آمده است ؛قراراست چه بکند ،نتیجه چه میشود؟ تمامی این ها را حتی در مورد اشیاء هم نمی دانیم ؛ حتی این که شاید این ها کامل کننده من نوعی هستند را نمی دانم و به نوعی راز خلقت این هسته درونی را نمی دانم که شاید به این تفکر غلط برسم که چیزی در هستی بیهوده است.

همسفر نسیم : هدف ونتیجه شی یا مخلوق در ادامه صور پنهانش میشود .وقتی بر فرض از کسی تنفر دارم و و می گویم علت وجودیش چیست؟ دقیقا همان هدف را نمی دانم و باید بگردم وپیدایش کنم.

همسفر اکرم: اگر مگسی را در نظر بگیریم که حشره چندش آوری است  و وقتی روی غذایی می نشیند غذای ما راآلوده می کند ؛ در کنار این ویژگی بد پیامبر فرمودند اگر مگس از سویی موجب آلودگی است از سوی دیگر پادزهری است و اینگونه سیستم دفاعی بدن بالا می برد.

خانم سحر: همان صور پنهان هر چیز است، ما به پشت پرده و صور پنهان قضایا واقف نیستیم و انسان هر جایی آگاهی کم می اورد معرکه می گیرد و یا دانشش را ندارد، پس آن را زیر سوال میبرد. این دیگر برای چه به وجود آمده؟ این کرم برای چه هست؟ برای چه بوجود امده ؟و.. در صورتی که همین حشرات یا مکس ها که ممکن است به آن ها بد وبیراه بگوییم ،نقش فوق العاده ایی در هستی دارند؛ گروهی از حشرات، حیوانات به گرده افشانی گلها، درختان و گیاهان و ادامه نسل آنها کمک میکنند. پس هر کسی نقش مهمی را در هستی ایفا میکند.کرم ها نقش اکسیژن رسانی به خاک  و ریشه درختان را دارند اگر آن ها را از خاک خارج کنیم باعث نابودی درختان میشویم . اگر موجودی را از هستی کم کنی هستی چیزی را کم خواهد داشت پس ما به هسته درونی موجودات  واقف نیستیم، وارزش واقعی آن ها را نمیدانیم پس وقتی ریزترین موجود ارزشمند است، انسان قطعا ارزش وجودی دارد.

همسفراکرم : روزی حضرت موسی  در حین رفتن برای راز ونیاز با خدا در راه کرمی را می بینند و ازخدا علت وجود کرم را می پرسند و خداوند می فرمایند کرم هم همین سئوال را دارد که حضرت موسی برای چه خلق شده است!


همسفر مریم به خواندن کتاب ادامه دادند : ......این تصور و پندار ماست که نتوانستیم به هسته درونی یا فلسفه وجودی .......موقعی که انسان پا به هستی گذاشت نیروی مافوق اورا به یک دو راهی هدایت کرد......

خانم سحر : این دو راهی که همیشه با آن سرو کارداریم چیست ؟

همسفر نسیم : دو راهی خیر وشر یا مثبت و منفی . سوالی دارم آیا برای انتخاب ها فقط دوراه است گاهی با چندین راه روبه رو هستیم آیا این دو راه زیرمجموعه آن راه هاست پس این چند راهی ها چیه؟

خانم سحر: چند راهی هایی هم که در مقابل انسان قرار میگیرند، نهایتا یا به مثبت است یا منفی و به نوعی زیر شاخه یکی از دو راه ختم میشوند.

خانم سحر: این دوراهی و اختیار چه ارتباطی با هم دارند دارد؟

همسفر افسانه : اختیار به ما داده شده است تا انتخاب کنیم اگر اختیار نباشد نمی توانیم انتخاب کنیم و انتخاب راه تاریکی به سبب نااگاهی است.

همسفر حکمت : به نظرم دور راه را قرار دادند تا از این طریق اختیار را به انسان بدهند که بتواند انتخاب کند یعنی اگر دوراه باشد انسان توانایی اختیار را دارد .

همسفر مریم: اختیار داده شده تا سر دوراهی قرار گیرد و اینکه اگر راه تاریکی را انتخاب کرد از خداوند شکایت نکند و بداند که خودش این راه را انتخاب کرده است .

همسفر نسیم : اگر یک راه وجود داشت که اختیاری نبود و فرق آن این است که اگر به سمت تاریکی برویم و برگردیم  با نقطه اولیه که شروع کردیم تفاوت دارد و الان که برگشتیم با بار اطلاعاتی برگشتیم که درانتخاب مسیر دوباره به ما کمک می کند و حتی اضداد برای ما لازم است.

خانم سحر :همین دو راهی هاست که قدرت اختیار را مشخص میکند، خداوند قدرت اختیار را به انسان داد تا بتواند با اننتخاب مسیر چه مثبت و چه منفی، سیر تکاملی خود را طی کند و مسیر خود را بیابد و بداند خودش در انتخاب مسیرش نقش کامل را دارد و جبری وجود ندارد و خود را آزمون و خطا کند! انسان در تمام زندگی خود و از صبح تا شب بین دو راهی هاست .وقتی سر دوراهی قرار می گیریم که خدایا لان کارا انجام بدهم یانه؟ این خانه را بگیریم یا نه ؟ این حرف را بزنم یا نه ؟ پس انسان خودش باید با قدرت تفکر و عقل خویش همیشه انتخاب داشته باشد.میتوانم مسیر درست را بروم و نتیجه آن را ببینیم ومیتواند برعکس هم باشد،  حتی نیروهای مثبت ومنفی نقش اجرایی ندارند و یا ما را مجبور نمیکنند به انجام کاری منفی یا مثبت بلکه نقش آنها دعوت و القا هست تا بتوانید انتخاب کنید والبته نیروی منفی ماموریت خود را انجام می دهد و اینجاست که با انتخابهای شما، اختیار معنا پیدا می کند . پس انتخابهای من در تکاملم بسیار نقش دارند.

 خانم مریم از روی کتاب ادامه دادند:

اصولا انسان تاریکی ها راتجربه  می کند  برای پی بردن به عظمت روشنایی ها ...

همسفر سحر: اگر کسی حتی این یک جمله را از وادی متوجه شود و آن را درک کند در زندگی بسیار به خود کمک کرده است چون دیگر از تاریکی ها و مشکلات و مانعی که در مسیرش بوده یا هست گلایه نمیکند و و میداند که تضادها و اضداد به جهت تکامل است و نیاز است و بدون تضادها هرگز تکاملی صورت نخواهد گرفت. همیشه ما از مسائل جلو نیستیم و اینگونه نیست تمام مسائل درست پیش بروندما کمی از مسائل و اعداف خودعقب ترهستیم واما اینکه زمانی ناراحت هستم که چرا فلان مشکل پیش آمد ؛چرا فلان بیماری را دارم و.....اگر درست آموزش ها را بگیرم می دانم که این مشکلات برای رشد من نیاز است و باید من این مسیر را طی می کردم و کسانی که با پیش امدن کوچکترین مشکل بهم می ریزند و کاسه چه کنم دست می گیرند، نمیدانند پشت هر مسئله ای درس مهمی نهفته تا او به روشنایی دست یابد.


همسفر وجیهه : در مورد دوراهی گفتیم همیشه اختیار هست . چرا همیشه راه بد جذاب وزیباتر است و انسان به سمت آن میل می کندو گاهی شاید متوجه هستیم که کار اشتباه است اما ناخواسته رغبت ما به سمت کار بد است؟

همسفر نسیم : فکر می کنم دو علت دارد یکی این که آقای امین می گویند ما ضدارزش ها را دوست داریم ولی دلیل موجه تر نوع جنس و ذرات وجودی ماست مثلا اگر بگوییم دو جنس طلا و آهن است اگر جنس وجودی من از طلا باشد تمایل به ارزش ها دارم و اگر از جنس آهن باشد به سمت کم ارزش و بی ارزش ها تمایل دارم.

همسفر افسانه : آقای امین می گویند شیطان با زیباترین شکل ممکن خودش را نشان می دهد و این حقه نفس است که باعث میشود که از ضدارزش لذت ببریم .

همسفر حکمت : علاوه براین ها بدست آوردن هر چیزی بسیار سخت است وتلاش فراوان می طلبد و ما انسان ها اصولا راحت طلب هستیم ؛پس به دنبال راحتی بودن، ناخودآگاه ما را به سمت راهی که به ظاهر هم زیباست و هم راحت تر است سوق می دهد.

همسفرمریم : با تمرین وممارست و مصمم بودن ؛می توانیم یادبگیریم به سمت جذابیت های ظاهری و تاریکی ها نرویم.

خانم سحر: باید هم جذاب باشد که نیروهای منفی بتوانند کار خود را پیش ببرند! راه بد و ضد ارزش اول پاداشت را میدهد و بعد چندین برابر باید بهایش را بدهی ولی راه ارزش اول باید بهایش را بدهی و بعد پاداشت را میدهد! پس راه ضدازشها همیشه برایمان مشخص نیست که راه اشتباهی است چون شیطان به زیباترین شکل وارد افکار و اندیشه میشود و خود را به لباس زیبا، زینت میدهد که بستگی دارد ما در چه مرحله ای از نفس باشیم.! دانایی و قوه تشخیص و شناخت ماهیت خواسته هایمان چگونه باشد؟ ما باید حقه های نفس را بشناسیم تا مسائل را وارونه نبینیم.نیروهای منفی مسائل را وارونه نشان می دهند، آقای امین میگویند جاذبه، قدرت و لذت هست که انسان به سمت ضد ارزشها جذب میشود وگرنه مگر انسانها دویوانه بودند که مسیر اشتباه را بروند!

همسفرحکت : همیشه هم نمی توانیم مطلق بگویم زیباها مارا به سمت بدی وبیراه  می برند درست است ؟

خانم سحر: با توجه به نفس گفتیم این اتفاق می افتد اگر نفس من تکامل پیدا کند شاید ان مورد آن خوبی زیبایی برای من ندارد و زیبایی اصلی را می بینم.آن چیزی که سخت است برای من که نفسم پایین است جذابتر است. پس طیف نفس را در نظر می گیرید.هرچه دانایی بالاتر برود و حس تزکیه شود و انسان در صراط مستقیم باشد به خاطر تغییر درونیات خود، به قوه تشخیص میرسد و کم کم خیلی از مسائل که مسائل منفی هم جاذبه بسیار دارند برای کسانی که نفس آن ها در سطح نفس اماره است .برای او آن جاذبه را ندارد چون راه را از چاه تشخیص میدهد.برای مثال می خواهم پولدار شوم اگر بگویند چه مراحلی دارد و زمان بر است ولی تو می خواهی سریع برسی این باعث انتخاب مسیر نادرست میشود.با توجه به نفس و حس من آن جذب صورت می گیرد و از همان هم به ته دره می افتیم.

همسفرحکمت : اینجا می توانیم از حس و عقل کمک بگیریم.

همسفر نسیم : در مورد حس وعقل مگر نمی گوییم حس قوه بکارگیری عقل است پس چه میشود که با حس خراب عقل فرمان درست می دهد؟


همسفر افسانه : اگر بتوانیم نفس را مهار کنیم عقل کار خود را درست انجام می دهد.


خانم سحر:البته وقتی شناختی از حس ها نداشته باشیم، کاری را با عقل محاسبه میکنیم و میگوییم درست است اما چون حس محدود است، به مشکل میخوریم. در سی دی اخیر آقای مهندس، سی دی سخن چین گفته اند که عقل کامله ولی نمیتواند همه مطالب رو بررسی کند چون حس محدود است وگرنه عقل کامل است.

همسفر وجیهه : ادامه کتاب را خواندند:اما موقعی که در تاریکی ها فرو رفت ،بایستی از گذرگاه های سخت عبورکند........

خانم سحر: چه موقع انسان ،انسانی کارآزموده و رها خواهد شد، مثال بزنید؟

همسفر اکرم : مثال آن این است که مسافرم وخودم در تاریکی بودیم و حرکت کردیم و راه کنگره را پیدا کردیم و توانستیم خودمان را از آن سختی و تاریکی بیرون بکشیم.

خانم سحر : دقیقا، مثال بارز آن مسافران و همسفرانی است که در کنگره برای بیرون آمدن از تاریکی خود تلاش میکنند. وقتی انسان وارد تاریکی شد و می تواند از تاریکی بیرون بیاید و جان سالم بدر ببرد آن وقت انسانی کارآزموده و رها خواهد شد.اینجا نمی گوید انسان زمانی کاآزموده میشود که هیچ وقت در راه خود تاریکی و مشکل و سختی  نداشته باشد !!میگوید وقتی از مشکلات عبور کنی و جان سالم بدر ببری درون تو خوب میشود و صور پنهان تو رشد می کند و به نفس مطمئنه می رسی .پس هر جایی طوفان زندگی ما را می گیر باید صبر کنیم و تلاش کنیم و محبت  و تفکر بیشتری بکنیم آنموقع در آن مسئله انسان بزرگی میشویم.

همسفر حکمت ادامه وادی دوم را خواندند: نکته حائز اهمیت در این جا این است که مادر جهان هستی .....

خانم سحر : اگر در زندگی مشکلات هست، اگر سختی هست،اگر مسافربد سفر است؛ به دنبال فرار ازآن نباشیم، اینها مکمل زندگی هستند، گاهیی نرسیدنها جزی از رسیدن هستن، سختیها جزیی از رسیدنها هستند،مشکلات آموزگار تو هستند و می آیند تا درونیاتت را شخم بزنی و درونت  را مثل زمین حاصلخیزی آماده  کنند.

انسانها همیشه خالق خود را دارد اما حمایت خداوند و نیروهایش چه شرطی دارد؟

همسفر راضیه :دوری از ضد ارزش ها و طی کردن مسیر مستقیم و انجام دستورات خداوند.

خانم سحر: اصلا ضدارزش یعنی چه ؟

همسفر اکرم : خیلی چیزها ضدارزش هستند مثل دروغ ،غیبت ،حسادت و کینه و.........

همسفر حکمت : معنی لغوی ارزش یعنی چیزی که صحیح ودرست و مورد قبول است و معنای ضد هم که مخالف است پس ضد ارزش یعنی نادرست و غیر صحیح ؛بنابراین ضدارزش یعنی انتخاب راه نادرست.

همسفر الهه : هر کاری که ما را از راه مستقیم دور کند ضدارزش است.

خانم سحر: هر نوع مسئله ایی که انسان را از نقطه تکاملی اش دور کند یعنی ضدارزش .خیلی چیزها ما را دور می کنند فقط تریاک ومواد نیست که فکر کنیم ضد ارزش بود و مسافرمان دنبال ضد ارزش بود، نه! مواردی که خانم اکرم گفتند و حتی تفکرات منفی، تفکری که از حس آلوده می آید و پارامترهایی از ضد ارزش ها مانند دروغ و غیبت و...همه وهمه ضدارزش و نادرست هستند و ضد ارزش سیستم ایکس را تخریب میکند!با انجام ضد ارزش ها هم انرژی خود را پایین می آورید و هم از نقطه تکاملی خود دور میشوید.باید تلاش کنید به نقطه اول برسید و مسیری که آمده اید رابه صورت درست طی کنیدو بعد ادامه بدهید.

همسفر حکمت : وادی دوم و منظور امید دادن است .

خانم سحر : اگر جایی رسیدی و فکرکردی هیچ امیدی نیست ،مطمئن باش بر اساس قانون یین و یانگ، سیاهی مطلق نیست و روزنه و امیدی هست، حتی خیلی کوچک، فقط باید پیدایش کنی وآن همان نقطه امید است که اگر تلاش کنید شما را به منبع می رساند که اگر این نقطه باشد شما به آن تکامل می رسید.

ار حقیقت کنگره را دریابیم حتی اندکی آنوقت دیگر به پر و پای مسافرمان نمیپیچیم، رویش زوم نمیکنیم، مسئول سفرش نمیشویم وآنوقت است که آموزش پذیر میشویم و از ذرات نور، به منبع نور نزدیک میشویم.

شروع سی دی منیّت

همسفر اکرم : باید بفهمیم منیت چگونه شروع شده و چگونه رشد می کند و چه بلاهایی سر صور پنهان ما می آورد.جایی که انسان خود را بالاتر از جایگاهی که هست بداند منیت بوجود می آید و این شروع به حرکت می کند و باید موقعیت و مهارتی پیداکند ،باید یک سری توانایی بدست بیاورد و در زمینه ایی علمی و هنری بدرخشد و این ها شرط لازم منیت است در جمع کاری می کنیم تا دیگران تشویق کند و این باعث انرژی جذب کنیم و در ما باوری بوجود بیاید که ما بهتر و درست تر از دیگران هستیم و لذت ببریم و بعد قیاس بوجود می آید اگر دانایی اندک باشد با این قیاس فکر می کنی بهتر و جذابتر از دیگران هستی و منیت بیشتر می شود ولی اگر دانایی کافی داشته باشیم از قیاس چنین برداشتی نمی کنیم چون انسان فقط یک ویژگی  ندارد بایک پارامترو در زمان کوتاه نمی شود چنین نتیجه ایی گرفت که بر فرض من بهتر از همه هستم . قالب ذهنی و باوری که برای ما بوجود می آید ما را تحت تاثیر قرار می دهد و جایگاه خود را گم می کنیم و بدنبال آن اتفاقاتی برای ما می افتد که خوشایند نیست.

 

پنج شنبه «سی دی سخن چین»

هفته آینده « ادامه سی دی منیت + سی دی زمستان »


سبز وآفتابی باشید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 


[ جمعه 11 آبان 1397 ] [ 08:58 ق.ظ ] [ همسفر حکمت ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


خداوندا؛ ما در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آنچه نمی‌دانیم، از هستی و نیستی، خداوندا؛ تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم، ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته‌ایم.

همسفر، اینجا کنگره 60، مکانی که اگر خواستار آموزش، شناخت خود، رهایی و یافتن راه باشی، آن را خواهی یافت؛

پس بال پروازی باش تا هم پرواز را بیاموزی، هم اوج گرفتن را در بیکرانه آسمان و در نهایت عشق را ...

از عشق چه بگویم که عشق؛ به ظاهر سوختن است، اما نه برای خاکستر شدن؛ بلکه برای تبدیل شدن به نور، برای رسیدن، برای فهمیدن، برای زیستن و برای عشق ورزیدن ...

امواج عشق در همه جا موج میزند، کافی است دستت را دراز کنی؛ اگر دستت خالی از کینه، نفرت، حسا دت و انتقام جویی باشد، عشق در دستان تو قرار دارد.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب