❀وبـــــــ لژیــــون همسفــــر سحـــــر❀نــــوای عشـــــق❀
❀❀❀❀جمعیت احیای انسانی کنگره 60❀❀❀❀ 

به نام خدا

روز دوشنبه 97.4.4 لژیون نوای عشق با استادی خانم سحر نازنین و جمعی از همسفران باوفا با دستور جلسه «جهان بینی 1» راس ساعت 5:30شروع به کار نمود.

جهان بینی باید به گونه ایی باشد تا علم زندگی کردن را به ما بدهد.ما می خواهیم یادبگیریم منیت چیست ؟چرا نباید منیّت داشته باشیم ؟چرا باید صفات خود را تغییر بدهیم ؟ ...........

خانم سحر: سلام دوستان سحر هستم همسفر

 سعی کنید در آزمون های هفتگی حتما شرکت کنید تا ببنید تا چه حد آموزش ها را یادگرفتید و برای محک زدن خودتان سعی کنید در آزمونهایی که در شعبه برگزار میشود شرکت کنید.

فرمانبردار باشید ،فرمانبردار بودن به چشم گفتن الکی نیست و به عمل است .

سئوال همسفر: در مورد ترس مانند مشکل ترس از رانندگی ، ترس از امتحان که اگر قبول نشویم چه کنیم و انواع ترس های دیگر .

ترس  تنها پارامتری است که باید با آن روبه رو شویم و با بی خیال شدن آن موضوع، ترس از بین نمیرود. درمسائل دیگرمسائل مثلا نفرت یا کینه و... باید از آن رد شویم ولی برای ترس نه می گوییم باید به سمت همان که می ترسید بروید زیرا هرگاه دوباره با آن روبرو شوید، ترس ظاهر میشود. ترس پارامتری است که هر جا بروی دنبالت می آید ،هرچه ازش دور شوید بیشتر به شما می چسبد، اگر تودل ترس نروی در بُعد های بعدی نیز باهات هست ، ولی با انجام آن کم کم محو میشود.گاهی برخی می گویند نه من باید اعتماد به نفسم بالا برود تا کاری را انجام بدهم ،اعتماد به نفس یعنی چه ؟یعنی من کاری که در نظرم هست را انجام بدهم تا اعتمادبه نفسم بالا برود ،پس وقتی انجامش می دهم اعتماد به نفسم بالا می رود ،گاهی از منیّت است که برفرض در مسابقه یا امتحانی شرکت نمی کنیم چرا چون با خود می گوییم اگر قبول نشدم چی ؟

سئوال : تا چه مدت که به کنگره بیاییم حالمان خوب میشود ؟

اصلا زمان مشخصی ندارد وبرای همه متغیر است و بستگی به خود فرد دارد. فردی پس از یک ماه  متوجه میشود به کجا آمده و شروع میکند روی خود کار کردن و تغییر میکند ودیگری ممکن است بعد از رهایی هم مسافرش را رها نکند و همه زومش روی او باشد و چنین فردی حال خوبی ندارد و باید بدانیم حال خوب داشتن بها دارد، پس وقتی حال ما خوب میشود که با تمام وجود و ایمان کامل بیاییم و چیزهایی که راهنما می گوید را انجام بدهم وعمل کنم  برای رهایی مسافرم زمان تعیین نکنم ، از خودم توقع بی جا نداشته باشم ،برای خودم ارزش قائل شوم و در نهایت فرمانبردار خوبی یاشم هیچ چیز مثل فرمانبرداری جواب نمی دهد.آقای امین می گویند زمانی که فردی در خانواده ایی مصرف کننده میشود به خاطر پیوند محبت مکمی که در آن خانواده هست،بقیه اعضا وقتی می فهمند حالشان بد و شوکه میشوند. شوک بزرگی وارد میشود حالا یکی اطمینان داشته، یکی طرف را خیلی دوست داشته و این شوک بر می گردد به محبتی که می ترسند این پیوند محبت پاره شود پس مرتب می خواهند به مسافرهر جور شده  کمک کنند ،پیشنهادهایی به مسافرمی دهند، این از ناآگاهی است ولی پشتش محبت قبلی است و نمی خواهند قطع شود، همسفر تلاش می کندولی نتیجه از راه حل هایی که می دهد بدست نمی آورد چرا چون راه کارها و حس هایش درست نیست ،  کسی که نصیحت می کند اصولا باید کاربلد باشد ،پس راهنمایی که می خواهد راهنما باشد باید این راه را رفته باشد و درد کشیده باشد و چون اعضای خانواده در این زمینه اطلاعاتی و تجربه  ندارند، نتیجه نمیگیرد و هر بار شکست میخورد و این باعث ناامیدی  میشود ، در کنگره راهنما خودشان این درد را کشیدند واین راه رفتند و پس وقتی همسفر تلاش می کند و چیزی درست نمی شود اینجا حالتی به وجود می آید که آقای امین آن را دل آزرده میگویند، همه ما وقتی کنگره آمدیم دل آزرده و ناامیدبودیم و این آموزش ها به او یاد می دهد چه مسافرش درمان شود و چه نشود ناامیدی و دل آزردگیش از بین برود و حس هایش باز شود و ما نیامدیم تا کارهایمان یک دفعه درست شود .  من وقتی مسئله ای برایم پیش می آید تازه میفهمم که چرا در کنگره قرار گرفتم وما هر روزباید این سئوال را از خودمان بکنیم که چرا به این دنیا آمدیم و چرا به کنگره آمدیم ،چرا باید این مشکلات باشد .این ها باید باشد تا ما را بسازد و این ها را با امدن کنگره میتوانیم حل کنیم وبه فلسفه ان ها پی ببریم . بنابراین همسفرباید خیالش راحت باشد و نگران مسافر نباشد چون مسافر خودش راهنما دارد و ما نمیتوانیم مسافرمان را درست کنیم و باید خودش به نقطه ای برسد که خواسته داشته باشد و دست از نصیحت برداردو آمدیم تا حال خودمان خوب شود و با گذشت زمان و تغییر حس  و صفات ما او از ما تاثیر خواهد گرفت واین به ما قوت قلب خواهد داد.کم کم تغییرات مسافر را از حالشان می فهمید.

همسفر وجیهه : افرادی که با تخریب ساختاربسیار به کنگره می آیند وآقای امین می گویند باید تغییرش داد تا این ساختار درست شودو کسانی که آمدند از این تغییر نتیجه ایی نگرفتند؟

خانم سحر: اگرصفتی در من ساختار شده باشد ، نمیتوان خیلی زود آن را درست کرد و خواسته میخواهد و تلاش. مثلاانسان دروغگویی هستم چرا نمی توانم بگویم از شنبه دیگر دروغ نمی گویم و تمام میشود و این ساختاراست و سطحی نیست. ساختار مانند سازمان مافیایی است که خیلی تشکیلات دارد و قدرت دارد ، این قدرت را از چه کسی می گیرد .از خود ما !قدرتشون را می گیرندو با گرفن انرژی از ما درست شدند،ایا من می توانم با بیل وکلنگ به جون این ساختار بیفتم،یعنی با عصبانیت ویا با عجله کردن یا در یک لحظه؟ نه، من اول باید خودم را بشناسم ،با خودم رو راست باشم ، این بسیار سخت است یعنی اگر فرد دروغگویی هستم این دروغگویی را بپذیرم و بعد که قبول کردم صفات ضد ارزشی دارم آن وقت با در نظر گرفتن زمان شروع به تزکیه کنم ما صفاتی را درخود کشف می کنید که اصلا فکرش را نمی کردید ،پس باید روی آن ها کار کنید . با پذیرش آن هست که می توانید روی آن کار کنیدوباشروع از خودتون می پرسید آیا مثلا این دروغگویی از ترسم و یا به خاطر جایگاهم است وکم کم از نودو نه تا دروغ به تدریج کم می کنید تا قطع شود.زمانی که روی ساختاری کار می کنید اولش حالتون بد است و به شما فشار می آیدچون داری سعی می کنید و در نهایت از آن لذت می بری ، درمسیر این نشانه ها خوب است . پس با آرامش و صبر می توانید به سمت تغییر ساختار بروید نه با عصبانیت و زمان کم .کسانی که نتیجه نمی گیرند، نمی توانند کنگره را زیر سوال ببرند ؛ استادهمه ما در کنگره یکی است و آاقی مهندس هستند ،چه کسی این رابیشتر قدر می داند ،کسی که دوست دارد بیشتر آموزش بگیرد،کسی که بیشتر دوست دارد تغییر کند و کسی که دوستار تغییر است ایمان به راهنما می آورد ، تشنه تر است و بیشتر مطالب را می گیرد و تغییر می کند اما گاهی هم شاید ما و یا مسافرمون باید هنوز در تاریکی باشیم ،شاید حتی با درمان هم انسان تعادلی نمی شود ،شاید فرمانش صادر نشده است .کنگره نتیجه می دهد .خوراک می دهد اما من چقدر استفاده می کنم؟اگر بخواهم ساختار رادر یک جمله بگویم همه اش در خودماست، اینکه چقدر خواسته داریم .اگر خواسته داشته باشیم همان اتفاق می افتد که انتظار داریم و خیر وصلاح ماست.

جهان بینی 1

خانم سحر : اینکه در کنگره می گوییم یکی از اضلاع درمان جهان بینی است راجع به آن صحبت کنید.

همسفر راضیه :جهان بینی متعلق به همه انسان هاست و بیشتر مربوط به کسانی است که در تاریکی هستند و مانند طنابی است که انسان را از تاریکی بیرون می کشد و قوانینی دارد. پایه های جهان بینی بایدمانند پایه های ساختمانی مستحکم شودوگرنه به نتیجه نمی رسید.

همسفر نسیم : کنگره به روز است و آقای مهندس هر روز با سی دی ها ی مختلف این مفاهیم را به صورت جدید اموزش می دهند، در سی دی اخیرآقای امین  گفتند جهان بینی ممکن برای فردی بسیار نجات دهنده  باشد ولی راه استفاده از جهان بینی را نداندو این نتیجه نمی گیرد .گاهی کسی بدون دانستن این علم ،زندگی درستی هم دارند ،چون راهش را می داند.

همسفر مریم : در گذشته فکر می کردم جهان بینی در رابطه با دین و کتاب خداست اما با امدن به کنگره فهمیدم که مربوط به صور آشکار وپنهان ماست و شناخت ماست و با ید یادبگیریم که بکار بگیریم و با جهان بینی علم زندگی را بیاموزیم.

همسفروجیهه : با توجه به اینکه باید جهان بینی کار بشود تا علم زندگی یادبگیریم ،فقط در کنگره این موضوع کار می شود من وارد خانواده ایی  شدم که ادعا می کردند همه چیز را می دانند و من باید یادبگیرم ولی دیدم اصلا به کار زندگی نمی آید وراه حل های آن ها نتیجه عکس می دهد اما با کنگره آمدن فهمیدم آن اموزش ها اشتباه است و چیزهایی که در کنگره یاد می گیرم رادر زندگی می توانم بکارببرم حالا بین این دوگانگی  سردرگم هستم چه کنم؟

خانم سحر :جهان بینی باید به گونه ایی باشد تا علم زندگی کردن را به ما بدهد.ما می خواهیم یادبگیریم منیت چیست ؟چرا نباید منیّت داشته باشیم ؟چرا باید صفات خود را تغییر بدهیم ؟ ما باید بدانیم چرا باید در مورد جهان پس از مرگ بدانیم؟ چرا باید نفس و حس را بشناسیم ؟ خوب ! ما باید این ها را بشناسیم تا بتوانیم خودمان را تغییر بدهیم و جهان بینی به ما ابزاری برای بهتر زندگی کردن می دهد. یک جایی متوجه می شوم که وجود مشکلات نشان می دهد که ابزارهای ما اشتباه بوده است ،بازتاب های زندگی به گونه ایی بوده که مشکلات زیاد به بار آورده،پس یا نگرش  یا اعمال وعملکرد تو درست نیست  که برمی گردد به جهان بینی ما. اینکه هر خانواده شرایطی دارد ومن نمی توانم هرجایی با ان شرایط باشم ، من نباید یک دفعه و بی جا قضایا راکات بکنم وقطع رابطه کنم ، این تخریب بیشتر ایجاد می کند.من با آموزش هایی که گرفتم فهمیدم به محض اینکه راه درست را بروم و حسم را تغییر بدهم وحالم را خوب بکنم ،بدون اینکه به اشخاص بگویم چیزی که به من گفتید غلط است آن شخص حس مرا می گیرد و یا دخالت نمی کند و دیگر حتی پیشنهادی نمی دهد.اکنون همه ما فهمیده ایم که جهان بینیِ کنگره بهترین علم دنیاست ،این نیاز نیست که این را به همه بگوییم . تو خودت تلاش کن آرامش زندگی را حفظ کنی و لازم نیست چیزی بگویی ،آنها خود متوجه میشوند.

خانم سحر : برداشت خود از جهان بینی را بگویید

همسفر حکمت :جهان بینی یعنی دید ما به انچه وجود دارد چه در جهان درون و چه جهان بیرون از ما ،مسلماً اگر بخواهم درمان شوم باید این دید و نگاه درست باشد ،تفکری که به مسائل دارم باعث می شود آن کاری که باید برای درمان انجام بدهم را عملی کنم.

خانم سحر : چرا ابتدای جزوه جهان بینی نوشته شده «جهان بینی کاربردی»؟

همسفر راضیه :یعنی جهان بینی را عملی کنیم  ودر زندگی کاربردی کنیم.

همسفر نسیم : اینکه فقط بدانیم کافی نیست و باید دانسته ها را بکار ببریم .

همسفر حکمت : جهان بینی با دو موضوع سروکار دارد یکی هستی شناسی است و دیگری در ارتباط با انسان هاست ، چون در رابطه با انسان است باید در زندگی بکار ببریم و فقط دانستنش کافی نیست .

خانم سحر :وقتی به ما مطلبی گفته میشود که زندگی بهتری داشته باشیم و قوانین بهتری برای زندگی بهتر داشته باشیم وساده وقابل فهم گفته بشود تا برای همه و عموم باشد ،جهان بینی کاربردی گفته میشود اگر برای افراد خاص بود دیگر کاربردی نبود .

در مورد آرم ونماد کنگره که مثلثی درون مثلث است یعنی چه ؟

همسفر مریم :دایره کل هستی است .

خانم سحر :بله این دایره کل هستی است که نقطه ایی در میان داردکه همه جای دایره را در برمی گیرد و آن قدرت مطلق است ،همه موجودات ،کائنات ،حیوانات ، گیاهان ،جمودات و کل هستی برروی این دایره هستند و هیچکدام بردیگری برتری ندارد،ممکن است یکی از ان ها جایگاهش فرق کند ،از نظر درجه یعنی یکی حیوانی باشد ،دیگری نبات ، یا انسان باشد ،ما چگونه مشخص می کنیم که کجای دایره باشیم یا بیرون پرت شویم .......

همسفر مریم : همانطورکه خداوند می فرمایند هرکه باتقواتر است شایسته تر است ،همان فرمانبرداری الهی را می گوید که هرچه بیشتر فرمانبردار باشیم به آن نقطه نزدیکتر می شویم .

خان سحر :وقتی قوانین را انجام می دهیم به این نقطه نزدیکتر میشویم  ،قوانین چه می گویند ؛ اینکه دروغ نگو ،ربا نخور ،غیبت نکن ،قضاوت نکن ،دخالت نکن .......پس هرچه درست انجام بدهیم وبسته به انجام آن وعملکردمان به این نقطه دور یا نزدیک می شویم . حالااین مثلث وسط  دایره چیست؟

همسفر مریم ؟ این مثلث  زندگی ماست که ما در آن قرار گرفتیم و با معرفت و عدالت و عمل سالم می توانیم  به آ ن نقطه نزدیک شویم .

خانم سحر:در واقع این مثلث ؛هستی را قانون مند می کند ،اولین  شکلی که با کمترین خطوط ساخته میشود مثلث است ،یعنی به محض وجود سه خط شکل تشکیل میشود و این سه مولفه معرفت وعدالت و عمل سالم سه چیزی است که باید بر مبنای انها حرکت کنیم و به آن بپردازیم.

همسفر حکمت : آیا می توانیم بگوییم که با گذشتن از نقطه معرفت که همان ریشه است و رسیدن به عدالت و عمل سالم است که می توانیم  درمسیر این دایره حرکت کنیم و به آن نقطه یعنی الله نزدیک شویم؟

خانم سحر: دقیقاً ،گفته میشود که کنگره بر مبنای این سه اصل شکل گرفته است ولی چرا در دایره قرارگرفته است ؟ بله بر مبنای حرکت در مسیر این سه نقطه می توانیم به قدرت مطلق برسیم .

همسفر مریم : شروع نوشتار جهان بینی 1........

خانم سحر : یک سری انسان هایی هستند که مانند آقای مهندس خودشون را وقف چیداکردن مجهولات می کنند ؛ اصلا مجهولات یعنی چه ؟

همسفر رویا : مجهول یعنی چیزی که ناشناخته است.

خانم سحر :آقای امین  می گویند : هیچ لذتی به اندازه لذت یافتن مجهولات نیست ، اما پیداکردن ناشناخته در مورد انسان بزرگترین گنجی است که انسان می تواند پیداکند،اگر شما گنجی را پیداکنید زود تمام میشود اما پیداکردن ناشناخته های هستی ،در واقع علمی که بتواند به بقیه کمک کند همیشه ادامه داراست .

 

خانم سحر : چرا آقای امین به این زیبایی به مباحث جهان بینی مثل ترس و منیّت وغیره می پردازند ؟چون خودشون این ها را دقیقا تجربه کردند.این نوشتاری است برای همه است نگفته فقط برای  مسافران کنگره 60 است . شما جهان بینی را طوری استفاده کنید که به درد زندگی شما بخورد یا نه طوری استفاده کنید که نتیجه معکوس بدهد . پس نحوه استفاده من است که به من کمک می کند تا بهتر زندگی کنم . این یعنی چی که نیروی از دست رفته خویش .......

همسفرنسیم : هر انسانی در مقطعی از زندگی یک سری صفات را داردکه خداوند به او می دهد ، ولی وقتی وارد تاریکی میشود آن صفات را از دست می دهد ودر واقع آن نیرویی که می توانست پاک باشد وبندگی کند را از دست می دهد.

خانم سحر: اگر امروز صفاتی در خود می بینیم ؛برفرض انسانی هستیم که چشم دیدن خوشبختی و موفقیت دیگران را نداریم ومداوم به دنبال این هستیم که چکار کرده یا دلیلی بیاوریم ..یاسریع می خواهیم صفات خوب دیگری را نبینیم  ،با این وجود که می توانیم خوبی های دیگری را به او بگوییم و می ترسید بگویید ،این نادیده گرفتن باعث میشود صفات خوب شما نادیده گرفته شود وبه جای گوشزد کردن صفات بد یا عدم وجود چیزی در شخص ، به نکات زیبای موجود بپردازید. ما این گونه نبودیم ماروزی دارای صفات خدا بودیم ولی از دست دادیم یعنی صفات خدایی خود رااز دست دادیم .شما یک آبگوشت را چگونه تهیه می کنید؟ با شستن وبار گذاشتن آن و شروع پخت کف هایی ظاهر میشود و بالا می آید.آن کف ها ناخالصی هاست که داردخارج میشود. پس به ما این نکته را می گوید که تویی که خودت را پاک و بی الایش کرده ایی حالا تازه ناخالصی هایت دارد نمایان میشود، ناخالصی های ساختارت میزند بالا که  بعدبا گذشت زمان نکات تازه اضافه می کنیم و زمان می برد تا پخته شویم و ناخالصی ها ازبین برود . تازه یک سری مسائل که نمی دیدم را در این مسیر می بینیم . پس صفاتی که در شان انسان بوده را گم کردیم وبارها بهش برخورد کردیم.نکته مهم و امید دهنده  این است که بالاخره یک روزی می رسد  که همه ما به آن نقطه ایی که بودیم باز می گردیم و هیچ پلیدی نخواهد بود وبه پختگی و ارزشمندی می رسیم . امابا این چیزهایی  که از کنگره می گیرم ، در این شرایط چقدر استفاده می کنیم من می توانم  در این بٌعد خودم رابسازم و به بٌعد بعدی برسم. پس نیروی از دست رفته یعنی شان انسانی که از دست دادیم . این نیروهست و خواب رفته ؛آقای مهندس می گویند یا این نیرو بیدار میشود و بدتر میشود و یقه این وان را می گیرد و یا نه نیروی سازنده ایی میشود.

 

 

 باردگر بنده شویم ،نقطه تابنده شویم..................

خانم سحر : باردگر یعنی   زمانی چیزی بوده تا الان ....بار دیگر می خواهیم بنده شویم مگر الان بنده نیستیم ؟گاهی اوقات واقعا بنده نیستیم.

 

هفته آینده :   سی دی ارتباط 

سرسبز و آفتابی باشید.

 

 




طبقه بندی: گزارش لژیون،
[ شنبه 9 تیر 1397 ] [ 12:10 ب.ظ ] [ همسفر حکمت ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


خداوندا؛ ما در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آنچه نمی‌دانیم، از هستی و نیستی، خداوندا؛ تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم، ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته‌ایم.

همسفر، اینجا کنگره 60، مکانی که اگر خواستار آموزش، شناخت خود، رهایی و یافتن راه باشی، آن را خواهی یافت؛

پس بال پروازی باش تا هم پرواز را بیاموزی، هم اوج گرفتن را در بیکرانه آسمان و در نهایت عشق را ...

از عشق چه بگویم که عشق؛ به ظاهر سوختن است، اما نه برای خاکستر شدن؛ بلکه برای تبدیل شدن به نور، برای رسیدن، برای فهمیدن، برای زیستن و برای عشق ورزیدن ...

امواج عشق در همه جا موج میزند، کافی است دستت را دراز کنی؛ اگر دستت خالی از کینه، نفرت، حسا دت و انتقام جویی باشد، عشق در دستان تو قرار دارد.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :