درباره من
خداوندا؛ ما در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آنچه نمی‌دانیم، از هستی و نیستی، خداوندا؛ تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم، ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته‌ایم.

همسفر، اینجا کنگره 60، مکانی که اگر خواستار آموزش، شناخت خود، رهایی و یافتن راه باشی، آن را خواهی یافت؛

پس بال پروازی باش تا هم پرواز را بیاموزی، هم اوج گرفتن را در بیکرانه آسمان و در نهایت عشق را ...

از عشق چه بگویم که عشق؛ به ظاهر سوختن است، اما نه برای خاکستر شدن؛ بلکه برای تبدیل شدن به نور، برای رسیدن، برای فهمیدن، برای زیستن و برای عشق ورزیدن ...

امواج عشق در همه جا موج میزند، کافی است دستت را دراز کنی؛ اگر دستت خالی از کینه، نفرت، حسا دت و انتقام جویی باشد، عشق در دستان تو قرار دارد.

جستجو در وبلاگ
نویسنده :همسفر 1
تاریخ: جمعه 8 تیر 1397 03:33 ب.ظ
به نام قدرت مطلق

جاری بودن، مهم‌ترین قانون زندگی

در باب دستور جلسۀ هفتگی به قلم کمک راهنما همسفر سحر



اگر در آموزش‌های کنگره صحبت از نفس و مراتب آن می‌شود، اگر صحبت از صور پنهان، عقل و نزدیک شدن به فرمان عقل می‌شود و اگر در مورد حس، نور، صوت و جهان‌ها و بعدهای دیگر و جهان پس از مرگ می‌شود به این دلیل است که انسان متوجه شود برای چه باید روی خود کار کند، برای چه باید خود را پیدا کند، چرا باید صفات ناشایست خود را بشناسد و آنها را تغییر دهد، چرا مسافر نباید مصرف‌کننده بماند و چرا باید یک هم‌سفر روی خودش کار کند...


مهم‌ترین قانون زندگی، جاری بودن است و اگر نگاهی به هستی بیندازیم همه‌چیز را درحرکت و تکاپو می‌بینیم و این جاری بودن نه‌تنها در جهان خاکی، بلکه در تمامی ابعاد خلقت، انسان را به وجد خواهد آورد و اگر چیزی را در سکون، توقف و بی‌حرکتی بیابیم درواقع شاهد سقوطش خواهیم بود.

اما تیتر وادی دهم قانونی را در مورد تغییر صفت عنوان می‌کند که تنها برای انسان صادق است: «صفت گذشته در انسان، صادق نیست، چون جاری است» چراکه انسان درونش صفات بسیاری نهفته و نیرو و توان بسیاری دارد اما خود از آن غافل است و به سبب داشتن فضایل و رذائل در درون خود، می‌تواند خود را به بالاترین درجه یا حتی پایین‌ترین نقطه برساند و پست‌تر از هر موجودی شود و این تنها به سبب اختیاری است که انسان بر سرنوشت خویش دارد و ذره‌ای جبر در آن دخیل نیست.

 ازآنجایی‌که آقای مهندس، سرمنشأ تمامی دردها، شکست‌ها و مشکلات را ریشه در جهل و ناآگاهی انسان می‌دانند و همین ناآگاهی و جهل ممکن است انسان را تا جایی از تاریکی فروببرد که خود هم خروج از آن را غیرممکن و حتی غیرقابل‌تصور بداند و وادی دهم دقیقاً در همین‌جا مانند نوری تابیده می‌شود که‌ ای انسان تو محکوم به ماندن در یک نقطه و  یا فنا شدن در قعر تاریکی نیستی و اگر در مقطعی از زندگی‌ات شکست‌ خورده‌ای و زمین‌ خورده‌ای و یا صفات ناشایستی پیدا کرده‌ای، این دلیل بر ثابت بودن و ماندگاری همیشگی در این جایگاه نیست و تو می‌توانی خود را به بالاترین نقطه برسانی و تبدیل به انسان شایسته‌ای شوی ولی تبدیل بدون تغییر ممکن نیست؛ البته درست عکس آن و خلاف آن‌هم صادق است و انسان می‌تواند در بالاترین قلل و جایگاه‌ها هم سقوط کند زیرا وسوسه‌ها با ما به حیات خود ادامه می‌دهند.

آقای مهندس چه زیبا میگویند که در قالب انسان بودن همه‌چیز قابل‌تغییر است و اگر بدترین آدم یا بهترین آدم زمین باشی قابل‌تغییر هستی و این به‌نوعی هم پیدا کردن شأن انسانیت را می‌رساند و هم گم کردن آن را! انسان باید بداند بودن مسائل و مشکلات برای همه الزامی است و اگر تضادی نبود کار هستی تمام می‌شد و هرگز تکاملی برای انسان صورت نمی‌گرفت اما گاهی انسان با ندانستن فلسفه زندگی و اینکه همیشه قرار نیست یک وضعیت ادامه پیدا کند، از مسیر خارج می‌شود و حتی ممکن است دست به نابودی و خودکشی هم بزند، غافل از اینکه هرگز و هرگز قادر نخواهد بود که هست خود را نیست کند! چون زندگی جاری است در تمام هستی...

گاهی انسان خود را محکوم به تقدیر و خود را اسیر سرنوشت می‌کند و این تنها ترمزی است که او را از حرکت باز دارد درست مثل زمانی که قبل از کنگره خود را محکوم به زندگی همیشگی در کنار مصرف‌کننده می‌دانستیم و تغییر وضعیت را دور از خیال و حتی تغییر صفات را در خود محال می‌دانستیم و جایی که انسان خود را تسلیم مسائل منفی و شرایط و از همه مهم‌تر، تسلیم نفس می‌کند دیگر حرکت برایش دشوار می‌شود.

کائنات و سیستم هستی و آفرینش تنها به خواسته‌های ما پاسخ می‌دهند و اگر بخواهیم صفات خود را تغییر دهیم باید خواسته آن در ما وجود داشته باشد. کسی قادر نیست صفت کسی را تغییر دهد و اهمیت جهان‌بینی در کنگره همین موضوع است که راهنما با آموزش جهان‌بینی باعث بیداری رهجو می‌شود و رهجو خود سعی بر تغییر صفات در خود می‌کند. برای تغییر صفت، حس باید سالم شود و حس است که تعیین می‌کند حال ما خوب باشد یا بد و حس است که به نور و صوت، قدرت می‌دهد و قطعاً انسان بر اساس نور و صوتی که به‌واسطه حس دریافت و جذب می‌کند، همان را منتشر و ارسال می‌کند.

انسان هیچ بلا و مصیبتی سرش نمی‌آید مگر اینکه با دستان خودش آن بلا و مصیبت را برای خود فراهم کرده باشد، پس مشکلاتی که از آن رنج می‌برد درواقع محصول اعمال خودش است، پس تزکیه را باید از خود شروع کند تا به‌جایی  برسد که برون و درونش مطابق هم شوند که  هم سخت است و هم سهل! شرط آن شناخت خود است و اینکه انسان بپذیرد که صفات ناپسند دارد چراکه گاهی اصلاً نمی‌پذیریم که صفات منفی داریم و این خود، حرکت را به تعویق می‌اندازد و مهم‌تر از آن این است که بداند برای چه باید صفات خود را تغییر دهد؟ اگر در آموزش‌های کنگره صحبت از نفس و مراتب آن می‌شود، اگر صحبت از صور پنهان، عقل و نزدیک شدن به فرمان عقل می‌شود و اگر در مورد حس، نور، صوت و جهان‌ها و بعدهای دیگر و جهان پس از مرگ می‌شود به این دلیل است که انسان متوجه شود برای چه باید روی خود کار کند، برای چه باید خود را پیدا کند، چرا باید صفات ناشایست خود را بشناسد و آنها را تغییر دهد، چرا مسافر نباید مصرف‌کننده بماند و چرا باید یک هم‌سفر روی خودش کار کند.

ازآنجایی‌که صفات، درون انسان به ساختار تبدیل می‌شوند و هدفی که دنبال می‌کند حفظ بقا و رشد و توسعه خود است، به این دلیل تغییر صفات به‌راحتی امکان‌پذیر نیست و همان‌طور که در سی دی ساختار درون اشاره‌شده که این ساختارها در مقابل اصلاحات مقاومت می‌کنند و مبارزه و مخالفت می‌کنند، پس اگر حتی بعد از مدتی یکی از صفات خود را تغییر دادیم امیدوار باشیم و به تلاش در جهت تزکیه ادامه دهیم چراکه به گفته آقای مهندس گاهی برای تغییر یک صفت، پوست انسان کنده می‌شود اما شدنی است!

وادی دهم، هم قوت قلبی است که در هر موقعیتی و حتی در پایین‌ترین مرتبه نفس هم که باشیم، می‌توانیم خود را ارتقا دهیم و هم تکانه و هشداری است که اگر در مرتبه بالا و شرایط خوب، موقعیت خوب یا جایگاه بالایی هم هستیم با غافل شدن و عدم تلاش برای حفظ جایگاه، آن را از دست خواهیم داد. اگر کنگره 60 به چنین نتایج خوب و موفقیت‌هایی دست‌یافته به سبب روش و متد صحیح بوده و این را خروجی‌های کنگره نشان می‌دهد و قطعاً بدون تغییرات و تبدیلات چنین چیزی حاصل نمی‌شد. پس وادی دهم در مسافران و هم‌سفران عیان است که توانستند با تغییر صفات خود وادی دهم را به‌خوبی درک کنند.

پیام آقای مهندس در هفته راهنما برایم بسیار تا بسیار تکان‌دهنده بود و به‌نوعی تمام وادی‌ها را در خود نهفته داشت و اگر پاراگراف آخر پیام  را در چهارچوب وادی دهم بگنجانم، شاید اشتباه نکرده‌ام چراکه به من نوعی امید می‌دهد و هم هشدار و در کل باعث بیداری است که منِ هم‌سفر هم می‌توانم در جایگاهی که هستم به‌واسطه عملکردم سقوط کنم و هم صعود!

«اگر در جایگاه خودت استوار باشی و گرفتار اهریمن نشوی و جز عشق خدمت به همنوعان خودت سودای دیگری در سر نپرورانی به جایگاه بالاتری سوق داده‌خواهی شد که مملو از صلح و آرامش است، در غیر این صورت خود می‌دانی که به‌سرعت، جهان به کامت تلخ خواهد شد.»

و بازهم خداوند را سپاسگزارم که  رحمتش شامل حالمان شد تا بتوانیم در کنگره قرار بگیریم و بی‌نصیب از آموزش‌ها نمانیم و انشا الله تلاش کنیم و در پرتو آموزش‌های ناب کنگره با تزکیه و پالایش و عمل سالم، نار وجودی خود را تبدیل به نور کنیم.

 

با احترام؛ کمک راهنما، هم‌سفر سحر
منبع: وبلاگ همسفران شیخ بهایی

موضوع: مقالات،

ابزارک های وبلاگ
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :