درباره من
خداوندا؛ ما در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آنچه نمی‌دانیم، از هستی و نیستی، خداوندا؛ تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم، ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته‌ایم.

همسفر، اینجا کنگره 60، مکانی که اگر خواستار آموزش، شناخت خود، رهایی و یافتن راه باشی، آن را خواهی یافت؛

پس بال پروازی باش تا هم پرواز را بیاموزی، هم اوج گرفتن را در بیکرانه آسمان و در نهایت عشق را ...

از عشق چه بگویم که عشق؛ به ظاهر سوختن است، اما نه برای خاکستر شدن؛ بلکه برای تبدیل شدن به نور، برای رسیدن، برای فهمیدن، برای زیستن و برای عشق ورزیدن ...

امواج عشق در همه جا موج میزند، کافی است دستت را دراز کنی؛ اگر دستت خالی از کینه، نفرت، حسا دت و انتقام جویی باشد، عشق در دستان تو قرار دارد.

جستجو در وبلاگ
نویسنده :همسفر سحر
تاریخ: سه شنبه 22 خرداد 1397 02:51 ب.ظ

به نام خالق زیباییها

روز دوشنبه 21/03/97 جلسه دوازدهم از دور پانزدهم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانیهمسفر مهتاب، استادی همسفر مهین و دبیری همسفر الهام با دستور جلسه: ظرفیت و مسولیت، قبله گم کردن راس ساعت 16شروع به کار نمود.

اگر ما مسئولیتها را بگیریم و این دو نیروی طمع و تکبر در ما قوی باشند به دیوار می خوریم، به صخره می خوریم علاوه بر اینکه انرژی نمی گیریم، هیچ آموزشی هم نمی گیریم و حالمان هم خراب می شود ...

و این سعادت ما بوده که در این حلقه حیات با کنگره همراه شده ایم، پس برای آنانی که بعد از ما می آیند چه چیزی ساخته ایم؟ چه کار کرده ایم؟ و برای آخرت خودمان چه چیزی می بریم؟...


سخنان استاد:

ابتدا خانم مهین پیامی از استاد سردار را خواندند: در زمین زمان حکم فلز طلا را دارد، ما درک نمی کنیم که زمان چقدر مهم است وقتی می فهمیم که در شرایط دیگر وارد شویم. زمین مهد آموزش و پرورش است و این زمان مرحله سازندگی و ساخته شدن در زمان ما در حلقه حیاتی که ادامه می دهیم خیلی مهم است. دنیا مزرعه آخرت است و آخرت مزرعه دنیا.

تمام ما انسانها در طول مسیر زندگی مان یک دریافتها و آموزشهایی را داریم و ما اعضای کنگره60 این سعادت را داریم که آموزشهای ناب و حقیقی را دریافت کنیم. ارتباط ما انسانها همه با هم بر مبنای آموزشهایی است که می گیریم و به کارگیری این آموزشها هم بر اساس ارتباطاتی هست که با هم داریم. اگر انسانی بخواهد پتانسیل و انرژی و ظرفیت پذیرش مسئولیت را داشته  باشد؛ اولین شرط آن داشتن آگاهی است در هر جایگاهی که قرار دارد در حیطه زندگی شخصی به عنوان همسر یا مادر و یا در حیطه زندگی اجتماعی فرقی ندارد باید آگاهی داشته باشد.

ما وقتی وارد کنگره می شویم به چه دلیل این مسئولیت را باید قبول كنیم؟ چون ما هم در کنگره مسئولیتی داریم، در کنگره کسی به حال خوش می رسد که بتواند خدمت کند.

 اما چگونه می تواند خدمت کند؟ وقتی ما مسئولیتی را قبول می کنیم دوتا نیروی قوی و منفی در وجود ما هست که خودش را نشان می دهد یکی نیروی طمع و دیگری نیروی برتری بودن و اینکه من از همه بهتر هستم. آقای مهندس می فرمایند: نیروی طمع مثل دندانی می ماند که باید کنده شود و دور انداخته شود و نیروی دیگر که در منیت بسیار بسیار قوی هست نیروی تکبر هست یعنی وقتی من مسئولیتی را می پذیرم فکر می کنم بهتر از همه می توانم آن مسئولیت را انجام دهم و مرتباً این نیرو و حقه نفس به من نحیف می زند که این کار را به کسی نده دیگران نمی توانند این کار را انجام دهند و خراب می کنند و در نیروی طمع من فکر می کنم باید تمام مسئولیتها را خودم بگیرم و اجازه نمی دهم دیگران هم از این فرصت استفاده کنند که هم در مسائل مالی این اتفاق می افتد و هم در مسائل اجتماعی.

اگر ما مسئولیتها را بگیریم و این دو نیروی طمع و تکبر در ما قوی باشند به دیوار می خوریم به صخره می خوریم علاوه بر اینکه انرژی نمی گیریم، هیچ آموزشی هم نمی گیریم و حالمان هم خراب می شود. وقتی یک مسئولیتی پایدار است و تداوم دارد و انسان بتواند بر این دو نیروی منفی غلبه کند در نتیجه انسان گره های درونی خودش را پیدا می کند مثلاً در کنگره جایگاه کمک راهنمایی و مرزبانی به دلیل اینکه تداوم دارد راهنما می تواند گره های خودش را در مشارکت رهجوها پیدا کند یعنی راهنما و رهجو لازم و ملزوم یکدیگر هستند. رهجو هم که در لژیون می نشیند مسئولیتی دارد آگاهی هایی که کسب می کند و مشارکتی که می کند می تواند یک گره ای از تازه وارد باز کند یا حتی گره ای از راهنما را باز کند پس مسئولیتها همه اش دو طرفه است.

در کنگره افرادی هستند که فکر می کنند می توانند تمام مسئولیتها را به عهده بگیرند صادقانه بگویم من یک مدتی همینطور بودم فکر می کردم اگر مسئولیتهای متعددی را بگیرم سیر تکاملی من سریعتر پیش می رود که این اشتباه است. مسیر تکاملی من با گرفتن حق دیگران نیست. در کنگره خدمتها تقسیم می شود و جایگاه خودش فرد را صدا می زن.د فرد باید خواسته داشته باشد ولی یک وقتهایی حقه نفس به من می گوید تو بهتر می توانی استادی را بگیری، تو بهتر می توانی نگهلان شوی برو جلو اون شخص نمی تواند این اشتباه است. ما باید فرصتها را در اختیار همدیگر بگذاریم چون مطمئن باشید اگر پتانسیل مسئولیت را نداشته باشید و ظرفیت آن را نداشته باشید قبله خودتان را گم می کنید، علاوه بر اینکه کار درست را انجام نمی دهید، تخریب هم ایجاد می کنید و فرصتهای دیگران را هم می گیرید. پس شناخت این دوتا نیرو خیلی مهم است مثل دو تا آرواره کوسه می ماند اینقدر قوی است که اگر مواظب نباشید همه چیز را می خورد و نابود می کند پس در قبول مسئولیتها شناخت داشته باشیم.  

یک وقتهایی در قبول مسئولیتها ما فکر می کنیم که آمده ایم ناجی دیگران شویم از خدا مهمتر می شویم کسی که مشکل دارد و می خواهد بارش را روی دوش دیگران بیندازد این فرد مظلوم نمایی می کند و دنبال یک انسان ناآگاه می گردد تا بارش را بگذارد روی دوش دیگران و خودش را راحت کند ولی ما باید بدانیم هر انسانی باید اینقدر زمین بخورد و بلند شود تا یاد بگیرد. ولی انسانهایی هم هستند که نیاز به کمک دارند ما می توانیم به آنها خدمت کنیم و حواسمان باشد فرق بین خدمت و خیانت خیلی سخت است. من در زندگی خانوادگی خودم به عنوان یک همسفر، به عنوان یک همسر، به عنوان یک مادر مسئولیتهایی را دارم که این مسئولیتها نانوشته هستند و باید بتوانم مسئولیتهایم را به خوبی انجام دهم در کنگره هم ما یک مسئولیتهای نانوشته داریم که هر کسی خودش می داند.

آقای مهندس می فرمایند: اعضای کنگره هیچ دینی به کنگره ندارند ولی به این مکان الهی که تاسیس شده من چه خدمتی را می توانم بکنم و چگونه می توانم این همه محبتی که به من شده را جبران کنم؟! به نظر من این همان مسئولیت نانوشته است که ما دلی انجام می دهیم. در استحکام پایه های مالی کنگره من چه کرده ام؟ من چه چیزی را می توانم جبران کنم؟ تمام اعضای کنگره که کنگره را می شناسند با فرمان وارد کنگره شده اند برای اینکه کنگره در تمام حلقه های حیات ادامه دارد، در حیات قبلی ما بوده، حالا هم هست، در حلقه های بعدی هم خواهد بود و این سعادت ما بوده که در این حلقه حیات با کنگره همراه شده ایم، پس برای آنانی که بعد از ما می آیند چه چیزی ساخته ایم؟ چه کار کرده ایم؟ و برای آخرت خودمان چه چیزی می بریم؟ سعی کنیم از زمان خودمان استفاده کنیم، به کمک کردن خودمان بپردازیم ما اگر در کنگره یک قدم مالی و یا علمی بر می داریم نتیجه اش به خودمان بر می گردد ما با هیچ چیزی نمی توانیم دینمان را به کنگره بپردازیم؛ مرده هایی بودیم که زنده شدیم و تولدی دوباره گرفتیم هر کمکی که به کنگره می کنیم برای ساخته شدن خودمان است .    

 




نویسنده: همسفر فخری

منبع: وبلاگ همسفران شعبه شیخ بهایی

موضوع: خدمت گزاران،

ابزارک های وبلاگ
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :