❀وبـــــــ لژیــــون همسفــــر سحـــــر❀نــــوای عشـــــق❀
❀❀❀❀جمعیت احیای انسانی کنگره 60❀❀❀❀ 

به نام خدا

امروز دوشنبه97/2/10  لژیون نوای عشق با دستور جلسه حرمت کنگره 60 و سی دی نقطه ی مشترک با استادی خانم سحر گرامی و جمعی از همسفران مهربان راس ساعت ۱۸ آغاز به کار نمود.


خداوند به شر فرمان نمیدهد؛که مثلا تو اجازه داری پشت سرکسی غیبت کنی بلکه این خود فرد هست که غیبت میکند و با این کار خود مجوز صادر میکند که پشت سر او غیبت کنند.

سخنان استاد:

ابتدا خداوند را سپاسگزارم که یکبار دیگر اجازه داد در کنار هم باشیم و خدارا شکر میکنم بابت وجود نازنین آقای مهندس و خدارا شکر که کنگره را داریم.
** نکته ای که هست اینکه روند لژیون به این صورت هست که لطفا صندلی ها را در لژیون مرتب بچینید و وقتی یک صندلی را پشت یک مزایک میچینید  صندلی های بعدی را هم ردیف با آن تا آخر بچینید.

** نشانه ای که ما کنگره ای هستیم داشتن کارت عضویت کنگره است پس حتما کارت ورود به جلسه همیشه همراه تان باشد .

** این هفته دلنوشته برای وبلاگ شیخ بهایی نوبت لژیون ما هست و هرکه از علاقه دارد می تواند یک دلنوشته تهیه کند وبه من بدهد تا تحویل مسئولبخش دلنوشته دهم.

** اما توضیحی که بایستی بدهم در رابطه با دلنوشته و مشارکت مکتوب این دو باهم فرق میکنند؛ و برای دلنوشته لازم نیست که سی دی خاصی را مطالعه نمایید. و تمام تجربیات و حست راباید روی برگه منتقل کنی و چیزی استکه از دل بر می آید.
اما مشارکت مکتوب باید درمورد آن دستور جلسه مطالعه کنید، سی دی گوش کنید و یا برداشت خود را  بگویید و مثل این است که وقتی در جلسه میکروفون را می گیرید و در مورد دستور جلسه صحبت میکنید  همان را بایستی در برگه بنویسید و این می‌شود مشارکت مکتوب حالا ممکن است پنج خط بشودیا 7 خط ولی نباید کپی از جایی باشد.


** و برداشت از سی دی که در این مورد لازم نیست که خود سی دی را بنویسید و باید سی دی را گوش دهید و آنچه را که از سی دی فهمیده اید و برداشت کرده اید را بنویسید.

همین طور که میبینید فصل بهار حس و حال بسیار خوبی دارد و طبیعت تعویض تن دارد و آن تن پوش زمستانی را عوض کرده است و این برای من الگویی است کهدر قالب انسان بودن همه چیز قابل  تغییر و تعویض است و اگر من انسانی هستم که دروغ میگویم و یا غیبت می‌کنم و یا بی‌سواد هستم و یا همسفر صبوری نیستم قرار نیست تا آخر همینگونه بمانم و این شکوفه دادن‌ و میوه دادن ها می‌تواند نماد این باشد که ما هم میتوانیم تغییر کنیم و نتیجه آن را ببینیم.
برای امسالتان برنامه داشته باشید و حتی روی یک دفتر بنویسید که  امسال می خواهم چه کار کنم آیا می‌خواهم تغییر کنم؟ آیا میخواهم با مسافرم بهتر از قبل بشوم؟ آیا می خواهم کمک راهنمایی شرکت کنم؟و... و در طول روز حتما برای مطالعه ی خود وقت بگذارید.
یکی از مشکلات بچه ها این است که موقع آزمون کمک راهنمایی فکر می‌کنند باید ارتباط خود را با همه قطع کنند و زندگی را رها کنند و امتحان را بخوانند و دیگر نه مسافر را میبینند نه فرزندشان را و نه جایی میروند! در صورتی که باید مدیریت داشته باشیم و یرنامه ریزی که بتوانیم توانایی انجام مسئولیتها و هم آماره شدن برای آزمون را داشته باشیم. هم توانیم کنگره را داشته باشیم و هم زندگی مان را.
 ما در مقابل همسرانمان مسئول هستیم در مقابل بچه‌هایمان مسئول هستیم و نمی‌توانیم بگوییم من فقط یک کار را انجام می دهم و هنر این است که بتوانیم برنامه ریزی کنیم و هم برای خودمان وقت بگذاریم و هم برای همسر و بچه و یک مادر نمی تواند تا ۱۱ صبح بخوابد و مسئولیت‌های خویش را رها کند. زیرا او قبول کرده است که مادر باشد و قبول کرده است که همسر باشد و یا همسفرباشد پس باید به خوبی مسئولیت‌های خود را بپذیرد.

ادامه دستور جلسه حرمت کنگره ۶۰
ابتدا همسفر مریم از روی نوشتار می خوانند:
حرمت کنگره ۶۰
کنگره مکان مقدس و امام می‌باشد که هر شخصی با ورود در این مکان باید حرمت آن را حفظ نماید
دروغ گفتن ؛علیه شخصی سرزنش کردن حرف  یکدیگر را قطع نمودن؛ الفاظ ناشایست بیان کردن در جلسه بدون اجازه سخن گفتن بحث سیاسی نمودن بدون اطلاع و هماهنگی هر‌گونه پولی را دریافت و پرداخت کردن هرگونه وجهی را تحت عنوان قرض یا وام به هر شخصیت حقیقی و یا حقوقی پرداخت کردن ....

استاد محترم: ما جلسه ی قبل تا اینجا صحبت کردیم در رابطه با حرمت ها و الان میخواهم باسوالی آغاز کنم.آیا رعایت کردن حرمت ها با حال خوش ما همسفران و اعضای کنگره رابطه‌ای دارد؟

همسفر رویا: به نظر من خیلی زیاد ارتباط دارد و لازم و ملزوم هم هست وجهی که به نظر من مهم هست این تلفن دادن و گرفتن هست زیرا ما قبل از کنگره در هر جایی به خودمان اجازه می‌دادیم که به دیگران راه کار بدهیم در صورتی که ممکن است شهد زندگی من زهر زندگی یک نفر دیگر باشد. و قرار نیست که چیزی که به من کمک می‌کند و به من کار می‌دهد به دیگران هم کمک کند. و اینکه حرف یکدیگر را قطع نکردن چقدر صبر را به ما آموزش میدهد و خود من بسیار عجول بودم و زمانی که یک نفر صحبت می‌کرد سریع می خواستم جوابش را بدهم. اما با این حرمت من یاد گرفتم که رویا طرف مقابل چه دارد حق می‌گویدو چه ناحق تو باید سکوت کنی تا صحبت او تمام شود.


همسفرحکمت: رعایت نکردن حرمت ها و قوانین اول کار ممکن است مثل درباغ سبزی باشد که به ما نشان میدهد اما عوارض بعد از آن نمایان خواهد شد.وقتی حقیقت را میگوییم ممکن است اول کار سخت باشد اما در ادامه ماندگار هست و حال خوش به همراه دارد.


همسفرنسیم:من فکر میکنم اگر رابطشو بخواهیم با آرامش خودمان بدانیم چیزی که خود من حس کردم این بود که وقتی ما حرمت‌ها را رعایت می‌کنیم مثل فرد منظم و نرمال می‌آییم و می‌رویم و دیگر لازم نیست کسی به ما تذکر بدهد و وقتی کسی به ما تذکر زیاد نمی دهد آنگاه ما آرامش و آسایش داریم و اعتمادبه‌نفس می‌گیریم اما وقتی حرمت را رعایت نکنیم و مدام مرزبان یا راهنما بخواهند به ما تذکر بدهند که کار تو خطاست انرژی ما پایین می‌آید و از آن ضد ارزشی که انجام داده‌ایم حالمان بد می شود


همسفر مرضیه: چیزی که من برداشت کردم این بود که رعایت کردن قوانین در کنگره به ما کمک کرد و علاوه بر آن ما در زندگی روزمره خود هم از آنها استفاده می‌کنیم و یکسری قوانین را در خانه هم برای خودمان میگذاریم.


استاد محترم: کنگره‌ یک ساختار است و ما به عنوان عضوی از کنگره و این ساختار و سیستم بایستی برای نگهداری و حفظ آن تلاش کنیم اگر می خواهیم اینجا باشیم و آموزش بگیریم،اگر میخواهیم امنیت داشته باشیم باید در حفظ آن تلاش کنیم و در واقع رعایت حرمت ها به ما کمک میکند که آسیب نبینیم و آسیب نزنیم و این دو مکمل هم هستند. همانطور که حضرت مسیح میفرمایند اگر میخوای قضاوت نشوی، قضاوت نکن! در کنگره هم همینطور است اگر میخواهم آسیبی نبینم باید آسیب نزنم! اگر میخواهم کسی وارد حریمم نشود باید وارد حریم کسی نشوم و سرم به کار خودم باشد.پس رعایت حرمتها مستقیما با حال خوش من رابطه دارد.

خداونده به شر فرمان  نمیدهد؛که مثلا تو اجازه داری پشت سرکسی غیبت کنی بلکه این خود فرد هست که غیبت میکند و با این کار خود مجوز صادر میکند که پشت سر او غیبت کنند.
  حریم  منظور نقطه یا خطی است یا محدوده است که نباید به آن نزدیک شویم و قطعا وارد شدن به آن مشکلا خاص خود را دارد

حالا به نظر شما چه کسانی بیشتر با همه وجودشان حرمتها را رعایت میکنند؟؟؟

همسفرفرح:فکر میکنم کمک راهنما ها بخاطر اینکه چهارده وادی را گذرانده اند بهتر قادر به اجرای حرمت ها هستند

همسفر مریم:کسانی که با تمام وجود اون حرمت را درک کرده باشند و پذیرش داشته باشند.


همسفر مرضیه:خیلی وقتا ممکنه یک تازه وارد بهتربتونه عمل کنه و این بستگی به آموزشاتی دارد که ما گرفتیم.


همسفر نسیم: فقط یه جمله میخواهم بگم که دانایی میزان دانایی کمک میکنه به اجرای حرمت ها.
همسفر حکمت:فکر میکنم کسی که اون لذت اجرای قوانین را حس کرده باشد و چشیده باشد.


استاد محترم:به صورت کلی کسی که خاصیت رعایت حرمت ها را حس کرده باشد و درک کرده و فهمیده که رعایت حرمتها و قوانین خودش را محافظت میکند و به نفع خودش است و خاصیت و نغعش به خودش میرسد و البته کنگره را هم حفظ میکند.

در جلسه کمک راهنمایی، مرزبانان عزیز اعلام کردند که همسفر به هیچ عنوان نمیتواند با همسفری که مسافر او به دنبالش آمده برود و این مسئله را موظف هستیم رعایت کنیم.
و سفر اولی ها اصلا نمیتوانند باهم بروندچرا که گاهی میخواهند ه هم کمک کنند و به هم مشاوره دهند ولی باعث تخریب هم میشوند زیرا در سفر اول هستند.
واین ها مشکلاتی بوجود می آورد که ممکنه حتی یک سفر اولی دیگر نیاید به کنگره و این خودش یک درد هست در شرایطی که حتی آمدن و رها شدن یک شخص میتونه به نجات یک زندگی کمک کنه.

**هیچ مصیبتی به ما نمیرسه مگراینکه ما خودمان با دستان خودمان آن مصیبت را برای خود بوجودآورده باشیم.
و نکته بسیار مهم و با اهمیت اینکه رابطه ی مالی و کاری به هیچ عنوان در کنگره نداریم. و جدیدا یکسری خرید و فروش های شبکه ای و یا اینترنتی یا گروهی که هر نامی میتواند داشته باشد آمده  اینترنتی اومده که کارشون بصورتی هست که باید افراد را عضو کنند و جذب کنند و محصولات خودشون رابفروش برسانند که البته این دستور جلسه را نذاشتم که بگم این کار درسته یا غلط و انجام دادن یا ندادن آن به خودتان مربوط است ولی به هیچعنوان و به هیچ عنوان کسی نمیتواند در کنگره خرید یا فروش کند یا به هرنحوی عضو جذب کند و پای آن را به کنگره بازکند که در این صورت خود از کنگره با دستان خودش بیرون پرتاب میشود.

آقای امین صحبت زیبایی میکنند که ما در کنگره باهم زیاد صمیمی نمیشویم یکدیگر دوست داریم و بینمان پیوند محبت بسیار بالاست اما زیاد صمیمی نمیشویم و این زیاد صمیمی نشدن به ما کمک میکند!

ادامه ی حرمت:   
  همسفر مریم:ازلباس و پوشش نامناسب استفاده کردن بدون اجازه ی راهنما تلفن دادن و تلفن گرفتن و یا هرگونه ارتباطی بیرون از کنگره برقرارنمودن از موارد ضدارزشی و ضد اخلاقی میباشد.

استاد محترم:ما بیرون هرپوششی دوست داریم میتونیم داشته باشیم و میتونید داشته باشید و هر کسی بر مبنای شرایط خودش اما کنگره به سبب اینکه یک سیستم است بهتر است مثل یک دانشگاه لباس بپوشیم و لباس دانشگاه با لباس مهمانی فرق میکند و مخصوصا روز های پنج شنبه چون جلسات عمومی هست باید بیشتر رعایت کنیم.

و درمورد اینکه چیزی را جا بزاریم خیلی دقت کنیم که ما مسئول وسایلمان هستیم و بایستی از اون ها نگه داری کنیم و مخصوصا درکنگره چیزی را جا نگذاریم.

****یک نکته اینکه خیلی بهتره قبل از تماس با راهنما یک پیام بدیم که آیا میتونم باهاتون تماس بگیرم یانه ولی اگر از قبل هماهنگ کردید که فلان روز یا ساعت تماس میگیرم که دیگر نیازی نیست.


***در رابطه با اشخاصی که باهم فامیل هستند و وقتی همدیگر را میبینند لازم نیست عمدا بحث کنگره را پیش بکشند و مخصوصا اگر یکی از آنها یا هردو سفر اول هستند و یکی از آنها سوال میپرسد از دیگری آن شخص وظیفه دارد که او را به راهنمای خود ارجاع دهد و بگوید راهنمایت بهتر میتواند کمکت کند.


****ما باید سوال های خود را از راهنمای خود بپرسیم و از او راهنمایی بخواهیم زیرا او بهتر از دیگران شرایط رهجویش را میداند و  به کمک راهنماهای دیگر احترام بگذاریم.


***در رابطه با خدمت در کنگره که حتما دستور جلسه ای در این رابطه در لژیون خواهم گذاشت و کار خواهیم کرد اما اگر خدمتی میگیریم(مهماندار، نگهبان نظم) هرگز اجازه ی نشستن نداریم و بایستی با روی خوش با افراد برخورد کنیم. و بایستی برای سفر اولی ها خودمان را بشکنیم غرورمان را بشکنیم و آنهارا درآغوش بگیریم و وقتی وارد کنگره میشویم به آنهاا روی باز خوش آمد بگوییم اگر نمیتوانیم این کار را بکنیم خدمت نگیریم!!هرکجا هر خدمتی کنیم به خودمان کرده ایم اما سیستم کائنات و هستی خدمت مارا برای ما حفظ میکند حتی اگر ما خودمان یادمان برود که کار خیری انجام داده ایم و برگشت دارد و حتما در مورد خدمت صحبت خواهیم کرد.



شروع دستور جلسه دوم، خلاصه کوتاهی از سی دی نقطه مشترک :
به صورت خلاصه:نقطه مشترک یعنی چه؟یعنی اگر من آمدم به کنگره به واسطه ی یکسری نقاط مشترک با یکسری از افراد بوده است.
ممکنه من با تمام اعضای کنگره هم حس باشم و با هم لژیونی ها هم حس تر هستم و با راهنما بیشتر هم حس هستم
چرا من صاحب خانه ی بداخلاق گیرم میاد؟بخاطر حس های مشترکمان هست.
و اگر حس های ما با افراد مشترک نباشد افراد کنده میشوند و میروند و حتی در کوچه هم که رد میشویم این حس ها هستتد که باعث میشه دونفر از کنار ما رد بشوند وگرنه ممکن بود اشخاص دیگری رد،بشوندو خود من عادت دارم در دلم یک حس خوب واسشون میفرستم چون این ها بی دلیل سر راه شما قرار نمیگیرند بی واسطه از شما سوال نمیپرسند.دیگه چه برسد به مسافر و بچمون که اصلا خودمان انتخابشون کردیم ممکنه یک بعدی به مسافرت بد کرده باشیو فرصت خواستی و کدتو زدن برگشتی تا جبران کنی اما آیا این هارا درک میکنیم؟ اما مهم ترین مسئله مشترکی که در کنگره داریم این است کع به دنبال شناخت خود هستیم .
و ما میخواهیم خودمون را بشناسیم.
آقای مهندس میفرمایند رهجو هاتون را قدر شناس بار بیاورید نه به خاطر خودتون بلکه بخاطر خودشون.
من اگر در کنگره قدر شناسی را یاد گرفتم پس همسر قدر شناسی هم خواهم شد 
من تکیه میکنم به صحبت های آقای مهندس که اگر پاکت میگذارید بهترین و تمیز ترین پاکت را بگذارید و روی پاکت بهتر است  چیزی ننویسید و نوشته ای روی یک برگه بنویسید و آن را داخل پاکت بگذارید که به قول آقای مهندس باز هم بتونه ازون پاکت استفاده کنه.

و اشخاصی که واقعا توانایی مالی ندارند میتوانند یه نامه یا دلنوشته بنویسه و قدردانی کنه.
و مهم ارزش نهادن به جایگاه راهنماست.

 
**★دستور جلسه ی هفته ی آینده :کتاب عبوراز منطقه 60 درجه زیر صفر را کار خواهیم کرد و حتما تا صحفه 57 به دقت کتاب را بخوانید.
سبزوآفتابی باشید.

تایپ همسفر n




طبقه بندی: گزارش لژیون،
[ سه شنبه 11 اردیبهشت 1397 ] [ 04:04 ب.ظ ] [ همسفر نسیم ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


خداوندا؛ ما در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آنچه نمی‌دانیم، از هستی و نیستی، خداوندا؛ تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم، ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته‌ایم.

همسفر، اینجا کنگره 60، مکانی که اگر خواستار آموزش، شناخت خود، رهایی و یافتن راه باشی، آن را خواهی یافت؛

پس بال پروازی باش تا هم پرواز را بیاموزی، هم اوج گرفتن را در بیکرانه آسمان و در نهایت عشق را ...

از عشق چه بگویم که عشق؛ به ظاهر سوختن است، اما نه برای خاکستر شدن؛ بلکه برای تبدیل شدن به نور، برای رسیدن، برای فهمیدن، برای زیستن و برای عشق ورزیدن ...

امواج عشق در همه جا موج میزند، کافی است دستت را دراز کنی؛ اگر دستت خالی از کینه، نفرت، حسا دت و انتقام جویی باشد، عشق در دستان تو قرار دارد.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :