❀وبـــــــ لژیــــون همسفــــر سحـــــر❀نــــوای عشـــــق❀
❀❀❀❀جمعیت احیای انسانی کنگره 60❀❀❀❀ 

به نام یگانه عشق عالم

خلاصه گزارش لژیون یکم با حضور استادمحترم خانم سحر با دستور جلسه سی دی سخنان بیداری و سی دی گیرنده در تاریخ 96/12/7شروع به کار نمود.


*انسان های به خاک افتاده زمانی میرسه که سر به آسمان بلند میکنند و به نقطه ی بیداری میرسندو سخنان بیداری میزنندو در اینجا زمین و آسمان به اوکمک میکنند درسته که تا الان انسان صالحی نبوده و مشکلات زیادی برای خودبوجود اورده ولی زمانیکه سخنان بیداری دراو شکل میگیردو نشانه هایی از خودش بروز میدهدزمین و آسمان به او کمک میکنند.

درابتدا همسفر مرضیه و همسفر نسیم از حس خود درباره ی خدمت در سایت گفتند که چقدر انرژی و برکت دارد.
به مناسبت هفته دیده بان، روز پنجشنبه میزبان یکی از دیده بانان محترم در شعبه شیخ بهایی خواهیم بود و از شما میخواهم باشال سفید و یک ربع زودتر از شروع جلسه یعنی یک ربع به 5 در شعبه حضور داشته باشید.

همینطور روز جمعه در پارک، همایش ورزشی برگزار میشود و سعی کنید ساعت یک ربع به 9 در پارک حضور داشته باشید.

در ادامه استاد محترم تعدادی از قوانین لژیون را یادآوری کردند:
درجلسات سر ساعت حضور داشته باشیم ضمن اینکه ساعت ورودمان ثبت میشود و کاربرد سی دی موج و ذره راینجا مشخص میشود.
جلسه تلفن همراه را حدالامکان خاموش کنیم و اگر تماس خیلی خیلی ضروری داریم با هماهنگی قبلی بیرون از لژیون و جلسه صحبت کنیم.
 میتوانیم هوای هم لژیونی خود که مخصوصا سفر اول باشد را داشته باشیم به این صورت که اگر من چند مرتبه مشارکت کردم و بازهم دست گرفتم و اوهم دست گرفت دراین لحظه گذشتن از وقت خودم هیچ مشکلی را ایجاد نمیکند.
کسانی که خودشان را برای آزمون کمک راهنمایی آماده میکنند حتما خود منابع را بخوانند، یعنی خود متن را ولی دست آخر آزمون مجازی میتواند یک محک و تمرین برای آنهاباشد.

پنجشنبه در شعبه نیک آباد تولد خواهر لژیونی شما، خانم مریم بود و جای شما بسیار خالی بود و حس خوبی بود و واقعا متوجه شدم که به قول آقای مهندس اعضای کنگره شاید از نظر جسمی،خونی و فامیلی با هم ارتباطی نداشته باشیم ولی از نظر روحی با یکدیگر خویش هستیم و پیوند محبت بین ما برقرار است و حضور در جشن های رهایی و تولد ها سنداین سخن است.

شروع سی دی سخنان بیداری:

همسفر رویا:خیلی چیز هادرما انسان هامشترک است.مثل چشیدن تلخی ویا دیدن رنگ زرد.و برخی حس هایمان با حیوانات نیز مشترک است،مثل حس درد.و برخی حس ها هم در دو یا چند انسان مشترک است و فقط بین خودشان است،مثل حس عاشق و معشوق.حس های درون منشا الهی دارند.درانسان آن چیزی که به مسائل منفی انسان راسوق میدهد میشود جن و آنچه به مسائل مثبت هدایت میکند میشود روح.و اگر همیشه روح پیروز میشد ،میشدنفس مطمئنه و اگر جن همیشه پیروز شود میشود نفس اماره.ما روح شیطانی نداریم ولی نفس میتواند شیطانی باشد‌. و این صحبت ها کمک میکند تا ما معتقد باشیم و ما بقا داریم.و کسی که دراین دنیا کور باشد درآن دنیا هم کور خواهدبود.انسان هایی که سر به آسمان گشودندو ازخداوند یاری خواستند این میشود سخنان بیداری‌.انسان ها یا واقعا خواب هستند یا خودشان رابه خواب زده اندو درحالت دوم بیدار نمیشوند زیرا نمیخواهند که بیدار شوند.مثل افرادی که در زندان هستند یک نفر روز به زوز بدتر میشود و یک نفر بیدارمیشود و با اعمال صالح تغییر را آغاز میکند و حتی ممکن است از اعدام رهاشود.و مهم نیست کسی ارزش کار مارا میداند یانه و کسی که دراین مسیر است باید مثل خورشید به همه چیز بتابد.هرکاری که انجام میدهیم نباید تخریب ایجاد کنیم و مثل رودی باشیم ک راه خودش را میرود.

همسفر مریم :انسان دارای دوقوه ی جن و روح است که اگر ما بطرف ارزش ها حرکت کنیم میتوانیم وارد نفس مطمئنه شویم.

همسفر نسیم:اول اینکه درآن قسمتی که گفته میشود گاهی قدرت جن بیشتراست و گاهی قدرت روح،و به جایی میرسد که روح قدرتش را از دست میدهدو میشود انسانی که فاقد روح است و من همیشه برام سوال بود که این روح کجا میره و چه اتفاقی براش میوفته؟مگر خداوند نمیگوید و از روح خودم درانسان دمیدم پس این روح چه میشود؟و آقای مهندس درسی دی های اخیر بیان میکنند که روح( بای کد) میشود درچنین افرادی.تازمانیکه انسان دوباره حرکت را آغازکند.
*انسان خودش زندگی جاودانه دارد و اززمان پیمان الست آب حیات رانوشیده و نیاز نیست که دنبال آب حیات بگردد...و آب حیات دریک جای سرسبز و راحت نیست و در ظلمات وتاریکی است درواقع باید سختی ها و مشکلات زیادی را انسان پشت سر بگذارد تا به آن برسد.*به قول خانم سحرعزیزم وقتی در صراط مستقیم قرار میگیریم یکسری نشانه برای درستی راه ما به ما نشان داده میشودو دراین سی دی هم زیبا میگوید که وقتی یک انسان به نقطه ی بیداری میرسد از خودش نشانه هایی بروز میدهد مثل مسافرانی که موقع رهایی با ذوق و لباس مرتب میروند نشانه های بیداری است.و هر چه سخنان بیداری در شخص بیشتر میشود نشانه ها در آن شخص بصورت قوی تری ظاهر میشود.
*آقای مهندس میفرمایند ما روزی تنهابودیم ولی درکنگره دیگراحساس تنهایی نمیکنیم ولی اگر دقت نکنیم ذره ذره ممکنه با دست های خودمان به تنهایی برگردیم و باید در هر لحظه بیدارباشیم.

همسفرمهین:استادان آقای مهندس میفرمایند آنچیزی که ما به شما میرسانیم باید به مفهوم دیگران برسانید.*انسان یک جسم تنهانیست و زندگی جاودانه دارد،و برخی انسان هاتصورمیکنند با پنج حس ظاهر زندگی میکنند و تمام میشودو زندگی فردی که این اعتقادات را دارد با فردی که ندارد متفاوت است.*نقطه ی بیداری درانسان زمانی است که نوع نگاهش را تغییر دهد.فرشتگان نگهدارنده ی هستی هستندمثل زمانیکه درتاریکی فرومیرویم و حس میکنیم که دیگر بس است کسانی سر راه ما برای یاری دادن ما قرارمیگیرند.ولی مانباید ناامیدبشویم.*کنگره راه مستقیم راپیداکرده و ادامه میدهد و کسانی که نادان باشند و بخواهند سنگ بیندازند کمکم از سیستم خارج میشوند.

همسفر فرح:دوستان خوب توضیح دادند و انسان یک جایی بیدارمیشود و یک نشانه هایی میگیرد و میدهد(و اعلام یک تجربه ی شخصی)

جمع بندی سی دی سخنان بیداری توسط استاد محترم خانم سحر:

ابتدادرمورد حس مشترک صحبت کردند که اگر گل رزی باشد درجمع اکثر افراداز آن لذت میبرند و این حس مشترک است.و حسی هم که درکنگره بین اعضا هست حس مشترک است.بخاطر همین است که درکنگره به همسفر می گویند توهم درکنار مسافر قراربگیر و حرکت کن تا حس هایتان مشترک شود و باهم هماهنگ شود.و ما درکنگره مسئول سفر و معلم مسافر نیستیم.
در کتاب ادموند و هلیا داشتیم که زمانی که انسان خلق شد به او دومشاور داده شد که کارشان فقط القا است و نمیتوانند دخالتی کنند و کاری را بجای ما انجام دهند.
این پیکار روح و جن را میشود به صورت مشهود حس کرد آن زمانی که انسان پالایش را آغاز میکند و فشار زیادی را متحمل میشود که کار ضدارزشی رادانجام ندهد میتواند پیکار روح و جن را کاملا حس نماید.

که درادامه دوت ن از همسفران مشارکت کردند.اعتیاد برای ما نقطه ی بیداری شد مگر میشود اعتیاد نقطه ی بیداری باشد...آری با وجود کنگره اعتیاد برای ما نقطه ی بیداری شد.
برای سخنان بیداری گاهی باید گوش شنوا داشت برای شنیدن و گاهی باید آنرا به زبان آورد و هنر میخواهد تشخیص دادن این دو موضوع.
این موضوع که چیزی را از دیگران بخواهیم که بتوانند انجام بدهند، مثلا از فرزندمان باید کاری بخواهیم یا برای کمک راهنمایان هم صادق است و بایستی چیزی را از رهجو بخواهند که خود بتواند انجام بدهد.

پرسش و پاسخ:
همسفر مهین:آقای مهندس در سی دی ها یه جایی میگویند حس درون یکجایی حس بیرون این دقیقا چی میشه؟
پاسخ استاد: در برخی سی دی ها آقای مهندس میگویند حس های پنهانی حس های درون هستندولی یه جاهای میفرمایند بیرون.ولی درسی دی آخرشون عنوان میکنند که این پنج حس که در خواب میبینیم یا موقعی که جسم تعطیل است فعال میشوند حس های بیرونی اند و دلیلش بخاطر اینست که خارج از جسم هستند.

همسفر(و):موقع کنگره آمدن حالم خیلی خوب است ولی روز های دیگر این انرژی را ندارم و از سر کار که به خانه می آیم چیزی مراخوشحال نمیکند علت رانمیدانم؟

تجربه ی همسفر نسیم: همیشه برایم سوال بود که چرا بعداز کنگره یک یا دوروز حالم خوب است ولی بعد دوباره به همان حالت برمیگردم؟و آقای مهندس میفرمایند:چون ما باید از خودمان جوشش داشته باشیم و لحظه حال خرابی یک جابجایی انجام دهیم تا انرژی جابه جا شود و حس تغییر کند.

پاسخ استاد:گاهی اوقات که زندگی تکراری میشودباید ببینم دلیل این روزمرگی چیست و چرا حس خوبی ندارم.و ما دربرخی مسائل مثل همین یکنواختی سریعا میخواهیم عکس العمل نشان بدهیم و این باعث میشود دچار اشتباه شویم.بایستی تفکر کنیم که چرا این اوضاع بوجود آمده.و بایستی هنردرحال زندگی کردن رایادبگیریم زیرا ما اگر سر کار میرویم برای حال خوش و آرامش است ولی این را بین آن کارها گم میکنیم و باید بتوانیم با عشق هر کاری را انجام دهیم و لذت ببریم.


همسفر(ر):وقتی که در مسیر قرارمیگیریم یکسری آدم هایی که در گذشته ی ما بوده اند و الان دیگر با آنها لذت نمیبریم مثلا یک دوست قدیمی با من تماس گرفت که مراببیند اما من دوست نداشتم چون خط الان او بامن کاملاجداست و اورا رد کردم و بعدش حس بدی به من دست داد لطفا یک جوابی به من بدهید؟

پاسخ استاد :تمامی افرادی که اطراف ماهستند و با آنها ارتباط خانوادگی یا دوستی داریم براساس نیاز و حس خود ما هست که کنار ما قرار دارند.و با توجه به ذراتی که درون من است چه خالص چه ناخالص درون آنها هم هست و براین اساس این روابط برقرارمیشود و آنها را جذب کرده ایم(حتی اگر ما این موضوع را قبول نداشته باشیم)و وقتی آموزش میگیریم کم کم فلز وجودی تغییر میکند. ولی آیا میتوانم به آنها بگویم من مدتی است روی خودم و ناخالصی هایم کارمیکنم لطفا پیش من نیایید؟خیر ، تنها کافی است حس من پالایش پیدا بکند و یا آنها حس خوب مرا بگیرند و من بتوانم روی آنها تأثیر خوب داشته باشم و ذراتمان مثل هم شود و بمانند و یا به دلیل هم جنس نبودن ، آنها ذره ذره از ما دور شوند و خودشان میروند و افراد دیگری جایگزین میشوند و نیازی نیست ما چیزی به آنها بگوییم‌.

همسفر افسانه: اگر اینکه می گویند کسی دراین دنیا کورباشد درآن دنیا هم کورجسمی خواهد ماند پس آنکه مرگ مغزی میشود و مثلا چشمش را اهدا میکنند چگونه است؟

پاسخ استاد: چشم فقط یک ابزار است و دیدن در واقع با چیز دیگری و با حس صورت میگیرد و علت اینکه شخصی دراین دنیا نابیناست به پیشینه اش مرتبط است و برمیگردد به حس او .و درآن دنیاهم نابیناست و میتواند بینا شود ولی با تکامل و شرایط خاص.کسی که مرگ مغزی میشود و چشم خود را اهدا میکند، دارد ابزار را میدهد و حس آن با خودش هست.


درپایان سوالات استاد محترم در پاسخ به سوالات چند نکته را اعلام نمودند به شرح زیر:

*** وقتی در خواب خود یا کسی را میبینیم، جسمیت دارد و فقط مواد تشکیل دهنده ی آن فرق میکند مثلا الان از خاک است آنجا از جنس دیگری است.

***ما تحصیل و کار نمیکنیم تا لابه لای آن فرصتی هم پیداکنیم برای زندگی کردن ما با آرامش زندگی میکنیم تا درکنار کار و تحصیل صلح و امنیت راهم تجربه کنیم.
***گاهی با وجود تمام مشغله هایی که داریم خودمان را به تفریح، چایی یا به پارک دعوت کنیم و برای خودمان ارزش قائل شویم و حس خوب را دریافت کنیم.
و باید مراقب باشیم پشت این بیرون رفتن و تفریح چه حسی هست ؟آیا فرار از مشکلات و مسئولیت هاست یا اینکه واقعا برای اهمیت دادن به خود درکنار انجام وظایفم میخواهم تفریحی هم داشته باشم.


***اینکه وقتی مشکل پیش می آید و ما می گوییم خب پیش آمد و درادامه برای حل آن مشکل با آرامش اقدام میکنیم این بیخیالی نیست بلکه اگر هیچ عکس العملی و تفکری درباره مشکل نکنیم این بیخیالی محسوب میشود.

***ما در کنگره یاد گرفتیم لذت ببریم و هرکاری را با حس خوب و با عشق انجام بدهیم زیرا اگر حس ما خوب نباشد مثل همان چایی است که  درونش زعفران هم میریزیم ولی چون حسمان خوب نیست، لذتی برایمان ندارد.

***چه اشکالی دارد صبح که بیدار میشویم از همسرمان از خودمان و حتی وسایل منزل تشکر کنیم و حس خوب بدهیم و این دیوانگی نیست بلکه اوج لذت بردن از زندگی است.

***قبل از جلسه من ۲۰ دقیقه سعی میکنم زود تر همیشه درجلسه باشم و اگر سوالی دارید درآن تایم هستم و بعد از جلسه زیاد نمیتوانم بمانم.

****«*دستور جلسه هفته آینده سی دی کوه و سی دی انرژی »
 
در آخر استاد محترم تاکید کردند درجشن پنج شنبه یک ربع زودتر با شال سفید حتما حضور داشته باشید 

سکوت میکنیم،و از خداوند می خواهیم که مارا از نفرت به طرف عشق هدایت فرماید.



تایپ :همسفرn




طبقه بندی: گزارش لژیون،
[ سه شنبه 8 اسفند 1396 ] [ 01:28 ب.ظ ] [ همسفر نسیم ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


خداوندا؛ ما در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آنچه نمی‌دانیم، از هستی و نیستی، خداوندا؛ تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم، ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته‌ایم.

همسفر، اینجا کنگره 60، مکانی که اگر خواستار آموزش، شناخت خود، رهایی و یافتن راه باشی، آن را خواهی یافت؛

پس بال پروازی باش تا هم پرواز را بیاموزی، هم اوج گرفتن را در بیکرانه آسمان و در نهایت عشق را ...

از عشق چه بگویم که عشق؛ به ظاهر سوختن است، اما نه برای خاکستر شدن؛ بلکه برای تبدیل شدن به نور، برای رسیدن، برای فهمیدن، برای زیستن و برای عشق ورزیدن ...

امواج عشق در همه جا موج میزند، کافی است دستت را دراز کنی؛ اگر دستت خالی از کینه، نفرت، حسا دت و انتقام جویی باشد، عشق در دستان تو قرار دارد.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :