تبلیغات
❀وبـــــــ لژیــــون همسفــــر سحـــــر❀نــــوای عشـــــق❀

❀وبـــــــ لژیــــون همسفــــر سحـــــر❀نــــوای عشـــــق❀
❀❀❀❀جمعیت احیای انسانی کنگره 60❀❀❀❀ 

روز پنجشنبه مورخ 03 /12 /96 جلسه هفتم از دور بیست و یکم کارگاه‌های آموزشی عمومی ویژه مسافران سفر اول و دوم نمایندگی نیک‌آباد با دستور جلسه "درختکاری - تولد سومین سال رهایی کمک راهنمای محترم آقا مرتضی  " با نگهبانی کمک راهنمای محترم مسافر صادق دبیری کمک راهنمای محترم مسافر مهدی و استادی کمک راهنمای محترم مسافر حسن رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود .

 





 خلاصه سخنان استاد: 

وادی ها مانند زنجیر بهم متصل هستند و دایره وار به همدیگر می رسند به تمامی مسافران و همسفران توصیه می کنم در ابتدا وادی ها را مطالعه و در ادامه سی دی مربوط به هر وادی را گوش دهند . در ابتدای وادی دوازده ما به سمت وادی اول و تفکر برمیگردیم پس از آن در این وادی به وادی هشتم توجه می شود . ما در دوران اعتیاد در مورد اعتیاد و راهی برای درمان آن تفکر نمودیم این تفکر منجر به پیدا شدن راهی برای درمان اعتیاد شد . پس از آن به کنگره آمدیم و وادی هشتم که با حرکت راه نمایان می شود ، شکل گرفت . مسیر درمان برای ما مشخص شد و بعد از آن به وادی دوازدهم می رسیم که درآ ن مثلث القاء ، احیا و تفکر مطرح شده است این مثلث مهم ترین ، اساسی ترین و سرنوشت سازترین نکته می باشد و نتیجه آن همان قانون در آخر امر امر اول اجرا می شود ، می باشد . پس از ورود به کنگره تغییر ، در ادامه تبدیل برای هر مسافری رخ می دهد و نتیجه آن در پایان سفر اول ترخیص و رهایی و ورود به سفر دوم می باشد .


ما در وادیها دو وادی اجرایی هشتم و دوازدهم را داریم . بعد از رهایی و گذشت یک سال فرد برای پیمان و جبران خساراتی که به خود و جامعه خود وارد کرده است حرکت می کند و بعد از رهایی برای جبران خسارتی که به طبیعت وارد کرده وادی دوازدهم را اجرایی می کند . یک مسافر برای جبران خسارت از طبیعت باید سالی یک اصله درخت بکارد و بعد از آن به این نهال توجه کند ،  آن را آبیاری کند تا به ثمر برسد . زمانی که ما نهالی را می کاریم می توانیم رشد درخت را ببینیم و متوجه گذر عمر خود می شویم .


اما نسبت به قسمت دوم صورتجلسه ، به اعتقاد من کمپ های ترک اعتیاد قسمتی از جهنم می باشند اگر فرار از زندان امری مشکل است فرار از کمپ شاید امری محال باشد . آقا مرتضی از کمپ گریخت اما به کنگره آمد به رهایی رسید و در کنار همسفرش مشغول به خدمت شدند . ایشان و همسفرشان هر دو در جایگاه کمک راهنمایی خدمت می کنند و این از معجزات کنگره می باشد . خدماتی که انجام می دهند به خودشان برمی گردد . امیدوارم خدمات ایشان و همسفرشان سالیان سال مستدام باشد .   


اعلام سفر مسافر مرتضی :

 باتخریب شیره و شیشه وارد کنگره شدم دوازده و بیست و پنج روز به راهنمای حسن آقای طاوسی سفر کردم رهایی سه سال


     آرزوی مسافر مرتضی: آرزو دارم همه کسانیکه خواسته درمان دارند، به درمان قطعی برسند.

سخنان مسافر مرتضی:

آن قصه شنیدید که در باغ، یکی روز                از جور تبر، زار بنالید سپیدار

کز من نه دگر بیخ و بنی ماند و نه شاخی        از تیشهٔ هیزم شکن و ارهٔ نجار

گفتش تبر آهسته که جرم تو همین بس          کاین موسم حاصل بود و نیست ترا بار

تا شام نیفتاد صدای تبر از گوش                     شد توده در آن باغ، سحر هیمهٔ بسیار

دهقان چو تنور خود ازین هیمه برافروخت          بگریست سپیدار و چنین گفت دگر بار

آوخ که شدم هیزم و آتشگر گیتی                   اندام مرا سوخت چنین زآتش ادبار

هر شاخه‌ام افتاد در آخر به تنوری                   زین جامه نه یک پود بجا ماند و نه یک تار

خندید بر او شعله که از دست که نالی            ناچیزی تو کرد بدینگونه تو را خوار

آن شاخ که سر بر کشد و میوه نیارد               فرجام به جز سوختنش نیست سزاوار

جز دانش و حکمت نبود میوهٔ انسان                ای میوه فروش هنر، این دکه و بازار

از گفتهٔ ناکردهٔ بیهوده چه حاصل                     کردار نکو کن، که نه سودیست ز گفتار

آسان گذرد گر شب و روز و مه و سالت            روز عمل و مزد، بود کار تو دشوار

من به همه عزیزان که در این جلسه شرکت کردند خوش آمد می گویم. در زمان مصرف همیشه به خودم میگفتم این چه بدبختی است که گریبانگیر من شده و چرا زندگی من اینگونه است. من به چشم خود می دیدم که پدر و مادرم در حال سوختن هستند اما من همچنان به تخریبهای خود ادامه می دادم. پدر، مادر، همسر و دیگران میخواستند کمکم کنند، سه نفر از برادران من در کنگره کمک راهنما هستند و آنها نیز تلاش می کردند که مرا نجات دهند ولی متأسفانه گوشهای من شنوا نبودند. حتی مدتی به شعبه سلمان فارسی رفتم و  چند راهنما نیز عوض کردم اما خواسته درمان نداشتم و به مصرف ادامه دادم. زمانی متوجه شدم  به پایان خط رسیده ام که دیگر هیچکس به من گیر نمی داد و با من صحبت نمیکردند. آن وقت فهمیدم که دیگر برای خانواده ام هیچ ارزشی ندارم، ما تا زمانی برای خانواده ارزشمند هستیم که با هر کار اشتباه به ما گیر می دهند و سعی می کنند با تذکر دادن ما را از بیراهه نجات دهند. 

با تأسیس نمایندگی نیک آباد، به آنجا رفتم و وارد لژیون آقای نادعلیان شدم، ایشان در ابتدا به من گفتند: شما دو یا سه پله را درست سفر کنید اگر جواب نگرفتید، مواد و ساقی به جای خود هست و شما همان کاری که قبلا می کردید انجام بدهید.  همین صحبت ایشان باعث شد من سفرم را ادامه دهم و به درمان برسم. زمانی که شیره مصرف می کردم، کارم را جسته و گریخته انجام می دادم و مشکل چندانی نداشتم اما زمانی که شیشه مصرف کردم، اوضاع به کلی تغییر کرد و من انسان غیر قابل تحملی شدم. همسفرم با مهربانی و صبوری بسیار زیاد مرا تحمل کرده و نگذاشتند کانون خانواده مان ازهم بپاشد. از همسفرم بسیار تشکر میکنم. از گروه مرزبانی که برای برگزاری جشن امروز بسیار زحمت کشیدند، سپاسگزاری میکنم. از راهنمای بسیار عزیزم آقای حسن طاووسی تشکر میکنم که اگر زحمات ایشان نبود، من به درمان نمی رسیدم. در سفر دوم نیز با کمکهای ایشان توانستم به جایگاه کمک راهنمایی برسم و ایشان همیشه برای من تکیه گاهی محکم بوده و هست. در پایان از کمک راهنمای همسفر خانم سحر قدردانی میکنم، همسفر من در ابتدا بسیار نا امید بودند اما با آموزشهای ایشان زندگی ما دگرگون شده و علاوه بر شیرینی زندگی، همسفر من نیز کمک راهنما شدند.


آرزوی همسفر مریم  :

امیدوارم که تمامم کسانی که با امید به کنگره وارد می شوند ناامید نشوند .


سخنان کمک راهنمای همسفر، خانم سحر :


مطرب عشق عجب ساز و نوائی دارد            نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد 

خداوند را شاکرم و بسیار خوشحالم که در چنین روزی در جمع پرمحبت دوستان قرار گرفتم و این تولد را به آقا مرتضی و همسفرش خانم مریم تبریک می گویم. تبریک ویژه دارم خدمت کمک راهنمای محترمشون حسن آقا، برادران گرامی آقا مرتضی، ایجنت محترم و همه شما عزیزان که قطعا نقش مهمی داشتید که این خانواده امروز در این جایگاه قرار دارند. چون هفته درختکاری هست،وقتی یک درخت را نگاه میکنیم که سر سبز و پربار است  قطعا سختی ها و تاریکی هایی را تجربه کرده تا به درختی پر بار تبدیل شده، خانم مریم هم اگر امروز در این جایگاه هستند و اگر آرامش دارند تاریکیها و سختیهای زیادی رو پشت سر گذاشتند.چند شاخصه ای که داشتند و کمکشان کرد یکی اینکه رهجوی لژیون نبودند بلکه رهجوی کنگره بودند و خدمت در سایت و خدمت در نشریات بسیار به ایشان کمک کرد و دیگر اینکه حرکت و خدمتش بر مبنای حرکت مسافرش نبود زیرا همسفری که حرکتش بر مبنای حرکت مسافرش باشد، حال خوشی ندارد . من این روز و این تولد رو به این خانواده تبریک میگم و آرزو میکنم به جایگاههای بالاتریدبرسند.

سخنان همسفر مریم :

خدا رو شکر میکنم و خوشحالم که مسافرم سه ساله داره به صورت واقعی زندگی میکنه و نفس میکشه، مسافر من به واسطه اعتیاد بسیار بداخلاق شده بود و همیشه همه را مسبب و مقصر می دونست بجز خودش، اما بالاخره با خواسته خودشان وارد کنگره شدند و به درمان رسیدند و من ازش تشکر میکنم که با درمانش بزرگترین هدیه رو به من داد، کنگره رو به من هدیه داد که به واسطه کنگره دوستان زیادی مثل شما همسفران رو پیدا کردم. سپاسگزاری میکنم از اسیستنت شعبه خانم مرجان. تشکر میکنم از آقای نادعلیان، آقا مهران ایجنت شعبه، برادران محترم مسافرم و راهنمای مسافرم آقای حسن طاووسی که زحمات زیادی برای مسافرم کشیدند. از راهنمای عزیزم خانم سحر بسیار ممنونم که همیشه از ایشان آموزش گرفتم و امروز زحمت کشیدند و در جشن ما شرکت کردند. از همه شما تشکر میکنم که با حضور خودتون باعث دلگرمی ما شدید.





 عکاس : مسافر حبیب اله

تایپ : مسافر جواد و مسافر حمید

منبع: وبلاگ نمایندگی نیک اباد




طبقه بندی: تولد،
[ سه شنبه 8 اسفند 1396 ] [ 09:33 ق.ظ ] [ همسفر مریم شفیعی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


خداوندا؛ ما در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آنچه نمی‌دانیم، از هستی و نیستی، خداوندا؛ تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم، ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته‌ایم.

همسفر، اینجا کنگره 60، مکانی که اگر خواستار آموزش، شناخت خود، رهایی و یافتن راه باشی، آن را خواهی یافت؛

پس بال پروازی باش تا هم پرواز را بیاموزی، هم اوج گرفتن را در بیکرانه آسمان و در نهایت عشق را ...

از عشق چه بگویم که عشق؛ به ظاهر سوختن است، اما نه برای خاکستر شدن؛ بلکه برای تبدیل شدن به نور، برای رسیدن، برای فهمیدن، برای زیستن و برای عشق ورزیدن ...

امواج عشق در همه جا موج میزند، کافی است دستت را دراز کنی؛ اگر دستت خالی از کینه، نفرت، حسا دت و انتقام جویی باشد، عشق در دستان تو قرار دارد.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :