درباره من
خداوندا؛ ما در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آنچه نمی‌دانیم، از هستی و نیستی، خداوندا؛ تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم، ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته‌ایم.

همسفر، اینجا کنگره 60، مکانی که اگر خواستار آموزش، شناخت خود، رهایی و یافتن راه باشی، آن را خواهی یافت؛

پس بال پروازی باش تا هم پرواز را بیاموزی، هم اوج گرفتن را در بیکرانه آسمان و در نهایت عشق را ...

از عشق چه بگویم که عشق؛ به ظاهر سوختن است، اما نه برای خاکستر شدن؛ بلکه برای تبدیل شدن به نور، برای رسیدن، برای فهمیدن، برای زیستن و برای عشق ورزیدن ...

امواج عشق در همه جا موج میزند، کافی است دستت را دراز کنی؛ اگر دستت خالی از کینه، نفرت، حسا دت و انتقام جویی باشد، عشق در دستان تو قرار دارد.

جستجو در وبلاگ
نویسنده :همسفر حکمت
تاریخ: پنجشنبه 26 بهمن 1396 04:00 ب.ظ

به نام یگانه عشق عالم

امروز دوشنبه 96.11.23 لژیون نوای عشق با راهنمایی خام سحر عزیز و جمعی از همسفران با محبت با دستور جلسه سی دی «ریتم» و ادامه وادی عشق و محبت راس ساعت 4.30آغاز به کار نمود .

اگرحق را درخلق نیابی                      بیابی خانه اما در نیابی


خانم سحر: گاهی هم خوب است همانطور که نفس ما را سر کار می گذارد ما هم نفس را سرکار بگذاریم ، یعنی از کاری رد شویم و دوباره اگر نیاز بود برگردیم ،اگر تفکر درست باشد القای مثبت میشود واگر حس پالایش شده باشد این مواقع کمک کننده است................................

 

خانم سحر : پس از سلام و شکرگزاری و آرزوی حال خوب برای همه  به چند نکته اشاره وتاکید کردند :

حتماً در جلسه عمومی مشارکت کنید خصوصاَ سفر اولی ها؛ دوشنبه آیند ه هرکسی می تواند و دوست دارد برای خانه تکانی شعبه بیاید و خدمت بگیرد . در باب مسئله این روزها یعنی خانه تکانی گفتند: سعی کنید که یادبگیرد در طول سال کارهای منزل را به مرور انجام دهید و تمام تمیز کارهای را برای شب عید جمع نکنید و این جمع کردن کارها روی هم به خودتون ضرر می رساند ، وقتی همه کاری ها قبل را طی چند هفته ویا گاهی یک هفته انجام دهید انرژی شما پایین می آید و معمولاً انسان با انرژی پایین مسائل منفی را بیشتر جذب می کند واین باعث دخالت های و سئوالات نا به جا می شود و دردسر ساز است ، به ویژه سفر اولی ها که حق خانه تکانی ندارند یعنی نباید بگذارید به خانه تکانی برسد که بخواهید دم عید خود را هلاک کنید و هیچ چیز بر درمان مسافر سفر اولی اولویت ندارد و به هم ریختگی خانه بر مسافرسفر اولی در حال درمان که حس و تعادل خوبی ندارد تاثیر مخرب دارد و در نهایت سعی کنید تغییرات را در خودتان ایجاد کنید و ببینید چقدر از نظر اخلاقیات خوب شدید و چه چیزهایی را هنوز درگیر آن هستید و مهم حال خوش است ،کسی که در سفر اول حال خوش را نیابد در سفر دوم نیز حال خوشی نخواهد داشت پس برای خود برنامه ریزی نماییید و هدف معلوم کنید ،برای کمک راهنما شدن تلاش بسیار می خواهد و شانسی نیست ،از وادی ها کمک بگیریدواز آن جزوه هایی که  بیشتر دارید شروع کنید که با حس خوب بسیار به شما کمک می شود.

همسفر رویا : گاهی پیش می آید که خرید کوچکی انجام می دهم و بعد پشیمان می شوم و خودم را سرزنش می کنم واین حالم را بد می کند و یکی اینکه به کسی کمک می کنم و حرف دلسوزانه می زنم ولی بعد دوباره خودم را سرزنش می کنم که چرا حرف زدم و فکر می کنم این ها مربوط به فرمان عقل است ،چکار باید کرد؟

خانم سحر: همانطور که حس اولین قوه بکار گیری عقل است ، حس درجهت منفی از کار انداختن قوه عقل نیز هست ،یعنی حس فقط وقت بکارگیری عقل نیست که در جهت مثبت اطلاعات بگیرد و به مغز بدهد و عقل فرمان درست  صادر کند  ؛ ولی چطور عقل فرمان نادرست صادر می کند ،از مثال آقای امین استفاده می کنم که برای خرید موبایل گفتند ،فرض گوشی جدید ی می آید و برای آن بسیار تبلیغ میشود و از امکانات آن برای افراد گفته میشود واین با هر تبلیغی انرژی  و حس خوب می گیرد و خود افراد هم که آن را می بینند به آن حس خوب وانرژی می دهند ، از پشت ویترین هم از حس ها و چشم ها انرژی می گیرد پس این گوشی از تبلیغ و در معرض عموم بودن بسیار انرژی میگیرد حالا شخص در حساب خود فرض شش میلیون دارد ولی می خواهد گوشی پانصد هزاری بخرد یعنی برنامه ریزی دارد ؛وقتی برای خرید این گوشی می رود و فروشنده هم که به فکر خودش این گوشی را به او نشان می دهد  ،حس شما از این گوشی که انرژی و حس بالایی گرفته انرژی می گیرد و قوی میشود و این حس بالا که در جهت مثبتی نیست قوه عقل را از کار می اندازد ،چون کار عاقلانه ایی نیست که گوشی شش میلیونی  بخری ،ممکن است بگویید خوب دارم ولی برای شخصی که بعد از خرید پشیمان میشود عقلانی نیست ،اینجاست که حس بر عقل غلبه می کند و عقل فرمان غلط می دهد البته اول عقل هم صدا می کند ولی این صدا خاموش است و نمی شنوییم ،در زندگی زیستی ما همه اشیا بُعد مادی دارند ،ماده جذابیت دارد و این لذت و جذابیت که ماده برما دارد قوه عقل را از کار می اندازد، به نظرتون در این مواقع چه کنیم؟

همسفر مریم : در جامعه باید سطح آگاهی و دانایی خود را بالا ببریم ،طبق وادی ششم وقتی از نفس اماره وارد نفس لوامه میشویم جسم ما هنوز درگیر آن نفس اماره هست و بر می گردیم به ضد ارزش ها ولی وقتی وارد نفس مطمئنه می شویم  یعنی طوری که عقل حاکم باشد  و فرمانروای لایقی برای جسم ما می شود آنوقت اگر خریدی داشتیم بعد پشیمان نمی شویم .

خانم سحر : بچه ها گاهی ما فکر می کنیم نفس مطمئنه و لوامه برای کسانی است که خیلی به درجات بالا رسیدند بلکه برای یک سری قضایا می توانیم به نفس لوامه ومطمئنه رسیده باشیم ولی در یک سری دیگر هنوز در نفس اماره باشیم پس برای خریدم نفس من باید به آن مرتبه ایی رسیده باشد که این چیزی که می خواهم بخرم پشت آن تفکری باشد پس در وادی تفکر فرود می آییم.

همسفرمرضیه : ممکن مربوط به مثلث جهالت یعنی  قسمت ترس ان باشد ،گاهی ما ترس از دست دادن چیزی را داریم ،بر فرض پس اندازی داشتم و خریدی کردم و حالا که این پول را از دست دادم ترسی در من ایجاد کرده که پشیمان میشوم .

همسفر افسانه : اگر قبل از خرید بالا و پایین کنیم و انجام آن خرید را آنالیز کنیم و از خود سئوالاتی از جمله اینکه بخرم که چی ؟ به چه درد من می خورد ؟و..یعنی قبلش کمی تفکر کنیم که آیا اصلاَاین خرید نیاز است یا نه ؟ در این مواقع عقل حاکم میشود و فرمان درست می دهد.

خانم سحر: بنابراین همه این ها به تفکر و به این دستور جلسه «که چی؟» آقای مهندس برمی گردد؛ پس مشخص می شود که نفس به شما می گوید که هوس کردی چیزی را بخری یا نه نیاز است که بخری و مراقب باشید نیاز و هوس اشتباه نگیرید. گاهی هم براساس چیزی که می خواهیم ونیت آن را می کنیم همان چیز اتفاق می افتد.

همسفر حکمت : علاوه بر همه این ها که ریشه اش  همان تفکر و نیاز میشود ؛ اما چیزی که کمک می کند تا ما انجام خرید غیر ضروری و بی جا جلوگیری کنیم و دچار حال بد نشویم  این است که فکر کنم فرضاَ با پولی که من این کالا را می خرم ،اگراین پول را پس انداز کنم چند سال بعد چه میزان برای من ارزش دارد و خود این کالا چه ارزش خواهد داشت ،از این طریق بهترین انگیزه را بدست می آوریم تا بتوانیم از انجام  آن کار بی جا خودداری کنیم .

خانم سحر: گاهی هم خوب است همانطور که نفس ما را سر کار می گذارد ما هم نفس را سرکار بگذاریم ، یعنی از کاری رد شویم و دوباره اگر نیاز بود برگردیم ،اگر تفکر درست باشد القای مثبت میشود واگر حس پالایش شده باشد این مواقع کمک کننده است.

برای سوال دوم شما ، اصولاَ وقتی می خواهیم دخالت کنیم نفس ما علناَ نمی گوید بیا دخالت کن بلکه اسمش را عوض می کند و می گذارد دلسوزی ، حمایت ، گناه دارد ، من آموزش گرفتم و....پس جایی که می فهم حقه نفس است به قول اقای مهندس قبلش چند ثانیه سکوت می کنم و تفکر می کنم و از خودم  سوال کنم که زدن این حرف برای  خودم یا مخاطب من چه حاصلی خواهد داشت ؟ یعنی از مجهولی به معلومی می رسیم . دوم اینکه همه جا هم نیازی نیست ما ابراز وجود کنیم یا کارشناسی ؛دانایی ما به یک روال بالا می رود اگر از شما نظر خواستند نظر وتجربه خود را بگویید.

همسفر فرح : ما در برخورد با افرادی که اظهار نظر می کنند و گاهی با نظر بی جای خود اوضاع را بدتر هم می کنند و باعث ماندن انرژی منفی در وجود ما و حال بدی ما می شوند چه کنیم؟

خانم سحر: بعضی وقت ها نیاز است در مقابل صحبت دیگران کر ولال و نابینا شویم ،گاهی هم حال بد شدن ما از ضد ازرشی به دلیل وجود ذره ایی از همان ضد ارزش در وجود ماست و سوم اینکه برخی می خواهند از ما پل درست کنند ،یک سری چیزهایی را درمیان بگذارند و بعد از روی شما رد شوند ،در چنین مواقعی آقای مهندس می گویند :وقتی چیزی را مطرح می کنند که پشت ان مداخله و...است شما به عمق قضیه نگاه کنید و فقط ظاهر را نبینید و با تشخیص درست شما از علت و صور پنهان آن مورد مطرح شده می توانید عکس العمل نشان دهید بر فرض بحث را عوض کنید و یا اصلاَسکوت کنید ،سکوتی که به گفته های مخاطب بال و پر ندهید پس دانایی که به تو تشخیص بدهد که ته کار چیست کمک کننده است .

همسفر افسانه : بعضی وقت ها باید در مقابل صحبت و یا تعریف مشکلات  افراد فقط بگوییم ؛نمی دانم ،اینگونه او متوجه میشوددرچنین موقیعت های  که مربوط به مانیست ،ما دوست نداریم مخاطب او باشیم .

خانم سحر: بله بعضی جاها یاید قضیه را کات کرد یعنی آنرا قطع کرد و این عکس العمل نشان ندادن خودش باعث قطع قضیه می شود.

سی دی ریتم

همسفر نیلوفر: از سی دی ریتم یادگرفتم که تا انسان بلایی سرش نیاید قدر عافیت را نمی داند ،و وقتی دچار بیماری میشود مداوم گله و شکایت که چرا اینطور شده است و به درگاه خدا ناله می کند .اگر کوچکترین مشکل برای جسم پیش بیاید ،کل بدن به هم می ریزد؛ پس باید دانش خود را بالا ببریم ،کار سختی هم نیست با تغذیه مناسب و حرکت به سمت ارزش ها جسم خود را سلامت نگه داریم و باجسم سالم روان سالمی هم خواهیم داشت .زمان بیماری هم با خوردن دارو صرفاَ نباید علائم را از بین ببریم بلکه باید ریشه یابی کنیم.

خانم سحر : درایت آقای مهندس این است که وقتی می خواهند قضیه ایی را بیان کنند مستقیم سر موضوع نمی روند که شاید ما ظرفیت آن را نداشته باشیم و یا بعضی ها آن مطلب را نگیرند حتماَابتدا بازش می کنند و بعد به مطلب اصلی می رسند ،بعد از جسم راجع به حس صحبت کردند.....

همسفر مرضیه : چیزی که برایم   در قسمت جسم جالب بود اینکه بدن خودش را می سازد یعنی وقتی بر فرض پایی شکسته میشود و یا بخیه ایی در بدن لازم است ،دکتر فقط دارو را می دهد و یا بخیه را می زند ولی جسم خودش خود را ترمیم می کند .یکی نقش ژن در بدن که حکم بنای اصلی ساختمان را دارد و جزئیات مربوط به بقیه اجزای جسم است .

همسفر فرح : اگر از ضدارزش ها دوری نکنیم حال ما بد است ،اما یک سری افراد هستند که مقید هستند ودر مسیر ارزش ها نیز هستند و عمل سالم انجام می دهند ولی باز حال خوشی ندارند چرا؟

همسفر مریم : دارای پنج حس ظاهری  هستیم که با حس های دیگری که در خواب می بینیم که با هفت پیکر در ارتباط هستند فرضاَ اگر گلابی را در خواب می بینیم این همان گلابی نیست که  در این جهان است بلکه آ نرا از نوع خودش با حس دیگری می بینیم و بعد اشاره به قرآن کردند که دارای ریتم است که بسم الله الرحمن الرحیم است و نوزده حرف دارد.

همسفرزهره:برای نگهداری جسم باید اطلاعات لازم را داشته باشیم ،جسم برروی روان تاثیر دارد و مثال زدند که وقتی که دندان درد داریم ،روح وروان ما نیز به هم می ریزدو روان همان خلق و خوی انسان است .

خانم سحر: بزرگان قضیه را به قسمت روح وعرفان می آوردند یعنی روح باید تزکیه شود و به جسم توجهی نداشتند و گاهی هم جسم را اذیت می کردند تا به روحی ،به مقام بالایی برسند،آقای مهندس از اهمیت جسم می گویند و سلول ها سپاهی عظیم هستند که در خدمت ما هستند. حالا بگویید جسم وسلامتی آن چه ربطی به آرامش دارد؟

همسفر رویا : عقل سالم در بدن سالم است .

همسفر حکمت : فردی که جسم بیمار دارد در اثر بی تعادلی و درد نمی تواند آرامش داشته باشد.

همسفر اکرم : تجربه ایی دارم که بر اثر ترس و نرفتن دکترو عدم رسیدگی به موقع، چند سال درد ورنج فراوان کشیدم و به عینه دیدم که چگونه جسم دردمند باعث آزارو اذیت خانواده و بچه ها میشود و هیچ لذتی نمی بردم  در صورتی  که پس از آموزش در کنگره ، با یک بررسی کوچک  وپیگیری آن، مشکل جسمی برطرف شد و آرامش  در زندگی ام برقرار شد.

همسفر افسانه : وقتی عصب جسم به هم می ریزد، حس ها هم به هم می ریزد و در پی آن روان هم خراب می شود. پس وقتی جسم سالم باشد انسان  واقعَآ آرامش خاصی دارد.

همسفر مریم : وقتی قدرت تحمل و جهان بینی ما بالا برود اگر حتی جسم هم دچار مشکل شود باز می توانیم آرامش داشته باشیم.

خانم سحر : جسم وروان وجهان بینی همه به هم مرتبط هستند ،انسان هایی هستند که ثروتمند نیستند اما انسان های شکرگزاری هستند و داشته های خود را می بینند و و همین جسم سالم را مهم می دانند اما بعضی ثروتمند هستند که مشکلات روان پریشی و یا نگرانی هایی دارند ،اولین تاثیر بر روی جسم است بعد روان و روان هم روی جسم تاثیر دارد .پس همین که داشته هایم را ببینم با این دیدن ها جواب می گیرم .هر تفکر ما مولد انرژی است یعنی انرژری را از خود ما ساطع می کند و وقتی می بینی کائنات هم به تو جواب می دهد.یک سری مسائل را سخت می گیریم و حجاب می کنیم یعنی ظاهر را درست می کنیم ولی باطن مشکلاتی هست این  همان در ودکان درست کردن است .انسان سالم انسانی است که تفکر سالم دارد و امیدوار است و ایمان دارد و با این دیدگاه بالاخره به نقطه خوبی می رسد.در مورد حس بگویم که مثلاَ در این بُعد می بینیم باچشم ،این چشم وسیله است تازمانی که در این بُعد جسم داری حس های ظاهری به تو کار می دهند تا بتوانی زندگی کنی ولی زمانی که خوابی یا مرگ اتفاق می افتد این حس ها بسته میشود و حس های باطنی باز میشود.ممکن است کسی که ثروتمند است بمیرد و بگویید این که مرُد  ثروتی که جمع کرده را با خودش نبرده است ، چه فایده ، درست است که با این  جسمیت ثروت را نمی بریم ولی آیا تفکری که این ثروت را جمع کرده را با خود نبرده است؟ بله که  می برد و همین هم خوب است در بُعد جسمانی و از راه درست مال اندوزی کرده و در رفاه است  ، اما چیزهایی که در صور پنهان است مثل تفکرار حتما با خود می برد و مطمئناً در بعُد دیگربه دردش می خورد. حس هم صور پنهان است و با رفتن ،این تن پوش باز میشودو حس ما شروع بکار می کند . در مورد ریتم هم وقتی مثلاًگفته میشود ریتم این آهنگ سه چهارم است یعنی در هر میزانی آن ریتم را سه بارباید انجام شودتا درست شودوریتم قرآن را گفتند 19است که تعدادحروف بسم الرحمن الرحیم است .

ادامه وادی عشق ومحبت

همسفر مرضیه :...کتاب ....در این مرحله انسان از نظر شناخت و آگاهی .......

خانم سحر : انسان چه موقع می تواند از مرحله عشق به مخلوق به عشق خالق برسد؟ 

 گفتیم باید سایه یعنی یک ضلع عشق  باشد و سایه ها در واقع همان مخلوقات  هستندو تمام هستی  سایه های خداوندهستند .آقای مهندس گفتند فکر نکنید کسی که از عشق به مخلوق به عشق خدا می رسد این یک دفعه ایی شده نه بلکه ازقبل پیشینه ایی داشته ،مراحلی را طی کرده و این ها باید پله پله اتفاق بیفتد .ما در کنگره یک نوع آن را پیداکردیم واگر یک زمانی به ما می گفتن  بیا کنار مسافرتان و پا به پایش باشید و سختی ها را به جان بخریدولی  آرامش داشته باشید ،می توانیی بیا ییدهمسفرش باشیداولش سختمان بود ولی بعد معنای عشق را لمس کردیم ،آیا این عشقه یا آنکه در وادی چهارده گفته ،این هم عشق است اما درصد پایین تر ازآن چون عشق مراتب داردو آیا این عشق مرا به آن عشق والا می رساند ؟ بله صدرصد.  این عشق از دیروز من نبوده از روز الست ،از روزی که با خداوند پیمان بستیم با ما بوده است . چیزهایی را عیناَ می بینیم ولی چیزهایی را نه و باید وقتش برسد تا ابرازش کنیم و می گویند حتی کسی که در این بُعد نیست عشق را درک می کند .

همسفر حکمت :  حتماًدرک می کنند و دریافت می کنند چون حس های ما به صورت امواج است و در کائنات است پس ان ها دریافت می کنند .

خانم سحر :بله اصلاًفرقی نمی کند که مرده باشد یا زنده ،فقط اگر این حس عشق باشد حتما می گیرند، سایه هست منتهی از نوع وجنس و بعًدخودش .

همسفر نسیم :آیا  جسم مرده فقط امواج را دریافت می کند یا نه حس هم می کند؟

خانم سحر:چرا حس می کنند چون امواجی که می فرستیم در واقع فقط جسمیت آن ها نیست ولی اگر لحظه ایی حسی به آنها داشته باشیم آن ها هم می گیرند.جسمی که مرگ برایش پیش می آید چون صور پنهان را داردهم حس را دریافت و هم حس می کند و هم حس را می فرستند ولی اطرافیان چون آرامش ندارند و امواج منفی بالایی دارندو به دلیل آن اختلاف امواجی که ساطع می شوند آن را نمی گیرند.چس هر چه عشق به مخلوق بیشتر باشد شما عشق خالق را نیز بدست می آوریددر این موقع عشقی که می دهید بدون چشم داشت خواهد بود،دیگر مهم نیست این عشق و محبت وخدمت که می کنید فکر کنید آیا جواب می گیرید یانه ؟تمام هستی خداوند را روی مخلوق می بینیم و این جواب گرفتن مهم نیست زیرابایک نفر و یاچیزی یا قدرت مطلق یا همان خدا سروکار داری که دیگر دودوتا چهارتا نمی کنید.کافی است به قدرت مطلق وصل باشید دیگر نیازی به جواب نیست،ولی بگویم که این محبت ها  حتمابرخواهند گشت، شاید باید فقط زمان بگذرد.

اگرحق را درخلق نیابی                      بیابی خانه اما در نیابی

حق خداوند است اگر نتوانید خداوند را در خلق پیداکنید مثل این است که می خواهید به خانه ایی وارد شوید ولی در را پیدا نمی کنید.انواع خدمت درکنگره حتی در حد یک لیوان جمع کردن نیز عشق است ،پس عشق زمینی هیچ مغایرتی با عشق خداوند ندارد.حتی ادامه آن است.

هفته آینده : سی دی هفتگی «موج وذره» و ادامه سی دی عشق ومحبت

 

سبز و آفتابی باشید.

 

 

 

 

 

 

 



ابزارک های وبلاگ
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :