درباره من
خداوندا؛ ما در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آنچه نمی‌دانیم، از هستی و نیستی، خداوندا؛ تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم، ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته‌ایم.

همسفر، اینجا کنگره 60، مکانی که اگر خواستار آموزش، شناخت خود، رهایی و یافتن راه باشی، آن را خواهی یافت؛

پس بال پروازی باش تا هم پرواز را بیاموزی، هم اوج گرفتن را در بیکرانه آسمان و در نهایت عشق را ...

از عشق چه بگویم که عشق؛ به ظاهر سوختن است، اما نه برای خاکستر شدن؛ بلکه برای تبدیل شدن به نور، برای رسیدن، برای فهمیدن، برای زیستن و برای عشق ورزیدن ...

امواج عشق در همه جا موج میزند، کافی است دستت را دراز کنی؛ اگر دستت خالی از کینه، نفرت، حسا دت و انتقام جویی باشد، عشق در دستان تو قرار دارد.

جستجو در وبلاگ
نویسنده :همسفر سحر
تاریخ: جمعه 5 آبان 1396 12:45 ب.ظ
روز سه شنبه در تاریخ 96/7/25 جلسه دوازدهم از دور چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی همسفران نمایندگی نیک آباد با "نگهبانی خانم مریم" و "استادی خانم فاطمه " و "دبیری خانم سهیلا " با دستور جلسه "از فرمانبری تا فرماندهی" راس ساعت 17 آغاز به کار نمود.







ابتدا استاد محترم عرض خیر مقدم داشتند خدمت خانم مرجان اسیستانت شعبه و در ادامه موفقیت مسافران و همسفرانی که در آزمون کمک راهنمایی موفق شده بودند را ابتدا به آقای مهندس و در ادامه به خانم آنی، ایجنت، اسیستانت، مرزبانان، کمک راهنمایان و همه ی مسافران و همسفران سفر اول و سفر دوم  و همه ی کسانی که به نوعی خدمت می کنند تبریک عرض نمودند و ادامه دادند: چرا که همه خدمت می کنند تا یک نفر به رهایی و موفقیت در جایگاههای دیگر برسد، درست است خواسته و تلاش خود فرد مهم است ولی فرد به تنهایی نمی تواند همانطور که آقای مهندس همیشه مثال مثلث را می زنند خواسته و تلاش خود فرد یک ضلع از مثلث موفقیت است و همه ی کمک راهنمایان کمک کردند با طرح نمونه سوال و بچه های دیگر خلاصه نویسی سی دی ها را می نوشتند و در سایت می گذاشتند، وکسانی موفق شدند که از این مطالب استفاده کردند.


 یک تبریک ویژه خدمت خانم سحر عزیز دارم و برای ایشان آرزوی بهترینها را دارم و اما دستور جلسه امروز از فرمانبری تا فرماندهی، شاید کسانی که تازه وارد هستند بگویند ما برای درمان مسافرانمان به اینجا آمده ایم دیگر فرمانبری و فرماندهی چیست و نا خودآگاه فکرمان میرود سمت پادگان، بله درست است ما به هر مکانی که پا می گذاریم در آنجا قوانینی حاکم است و کسانی مدیریت می کنند؛ در کنگره نیز در رأس آقای مهندس قرار دارند که فرمانده اصی هستند و در ادامه به مراتب دیده بانان و ایجنتها و اسیستنتها و مرزبانان و کمک راهنمایان که فرمانده رهجویان هستند و فرمانبرداران میشوند رهجویان که همه ی ما در هر جایگاهی در کنگره رهجو هستیم و باید فرمانبری کنیم که این یک ضلع مثلث است و ضلع دیگر مثلث می شود موضوع که فرمانده باید چه چیزی را فرمان دهد و در کنگره فرمانده مسیری را که رفته به دیگران یاد می دهد و زمانی بود که سختمان بود بله و چشم بگوییم و همین امر باعث شده بود از درون سرشار از ضد ارزشهایی مثل دروغ، غیبت، کینه و نفرت شده بودیم و اگر مسافرانمان مواد مصرف می کردند ما هم این ضد ارزشها را داریم که با فرمانبرداری و بله و چشم گفتن و گوش به فرمان راهنما بودن می توانیم آنها را از خود جدا کنیم چرا که یک راهنما مثل یک مادر دلسوزانه خدمت می کند و آموزشها را در اختیار ما می گذارد. انشاالله که بتوانیم از این آموزشها استفاده کنیم تا فرمانده خوبی برای خودمان باشیم.


صحبتهای خانم مرجان (اسیستانت محترم شعبه):

 برای این امروز خدمت شما رسیدم که یک بار دیگر خدمت بچه هایی که در کمک راهنمایی قبول شدند تبریک بگویم و این نشانه بسیار زیبایی هست در شعبه شما به جهت اینکه کمک راهنمایان از خود بچه های اینجا انتخاب میشوند و امیدوارم این مسیر و این زنجیر همچنان  ادامه پیدا بکنند و روزی کسانی بشود که تمایل و خواسته ای دارند برای خدمت کردن به دیگران. خوب قطعا وقتی در شعبه ای با تعداد مشخصی از مسافران و همسفرانی که در آن شعبه وجود دارند تعداد خدمتگزارانی که در آن شعبه هم خدمت می کنند مهم است.

در قسمت همسفران شعبه نیک آباد شما شاهد هستید که کمک راهنمایانی را داشتیم که از اصفهان اینجا خدمت می کردند و لژیونهای خوبی را هم داشتند حقیقتا که نتیجه آن کمک راهنمایانی هستند که از خود شعبه هستند، خانمها مریم که تشکیل لژیون دادند که در آینده قطعا شاهد قبولی های رهجوهای خانم مریم و مریم خواهیم بود و این حرکت ادامه پیدا کرد و این دفعه سه نفر از رهجویان که کمک راهنما شدند یعنی خانم فاطمه، خانم زهره و خانم مریم و ما می دانیم که این مسیری که از اصفهان تا اینجا آمدند و بعد فکر کنید که ساعت 8 دوباره از اینجا بخواهند برگردند با شرایط سختی که تو این مسیر وجود دارد چقدر سخت است؛ تمام این مدتی که من اینجا خدمتگزار بودم و خدمت این عزیزان بودم و این سعادت را داشتم که در خدمتشان باشم هیچ وقت به من هیچ گله و شکایتی نداشتند که این مسیر سخت است یا حرف دیگر؛ حتی سال گذشته آقای مهندس فرمودند که به کمک راهنمایان بگویید که
آرام آرام بروند به اصفهان اما وقتی با آنها مطرح کردم آنها راضی نبودند و گفتند ما میمانیم اما حالا به خاطر اینکه فرمان هست و آقای مهندس فرمودند حتما از بچه هایی که قبول شدند جایگزین بکنید ما هم قرار بر این گذاشتیم که هرچه سریعتر امر ایشان انجام شود و با خانم سحر و خانم سهیلا صحبت کردم و قبل از اینکه آنها بگویند نه، من گفتم فرمان آقای مهندس هست و باید اجرا بکنید و مطمئنم که اگر این اتفاق نمی افتاد آنها همچنان به این مسیر ادامه می دادند تا این 4 سالشان تمام می شد.

به هر حال دستور آقای مهندس باید اجرا شود و من برای این خدمتتان رسیدم که میدانید معمولا وقتی که یک راهنما دوره خدمتش تمام میشود از آنها تجلیل می شود ولی به جهت اینکه این عزیزان هنوز دوره 4 ساله شان  تمام نشده من بر خودم واجب دانستم از طرف ایشان و خانم آنی از آنها سپاسگزاری کنم هر چند من و شما میدانیم کسی که خدمت می کند نیازی به تشکر و سپاسگزاری ندارد و همانقدر که خودشان عشق می کنند با کاری که انجام میدهند بزرگترین تشکرها و سپاسگزاریها را برایشان دارد.

 صمیمانه از آنها ممنونم که این مسیر را آمدند و رفتند و من همیشه گفته ام روزی درختان، سنگها و خاک و ماسه و شنی که در این مسیر وجود دارد شهادت میدهد بر خدمتی که این عزیزان خالصانه و آنقدر قشنگ انجام دادند بدون اینکه خم به ابرو بیاورند و خودتان را جای اینها بگذارید ببینید اگر شما بودید می توانستید با داشتن بچه کوچک یا داشتن بچه تنها در منزل فقط به خاطر خدمت و هیچ وقت گلایه نکنید کاری که اینها کردند بسیار ارزشمند بوده و هر کس نداند خداوند می داند و رنج دست!

برایشان صمیمانه و با تمام سلولهای وجودم آرزوی سلامتی و عاقبت بخیری می کنم و آرزو می کنم انشاالله بهترینها نصیبشان شود که می شود! کسانی که خدمت می کنند شک نکنید هر آنچه برایشان اتفاق می افتد خیر خواهد بود و امیدوارم همینطور که اینجا توانستند لژیونهای خیلی خوبی داشته باشند و رهجوهای خیلی خوبی را تربیت بکنند و از همه مهمتر استادی برای کسانی که دوست دارند از تاریکی ها خارج شوند را تربیت بکنند برایشان آرزوی موفقیت می کنم و انشاالله در شعبه های بعدی که حضور پیدا می کنند که در تهران هم قطعا به کسانی که این چنین خدمت می کنند تسهیلات خاصی هم قائل میشوند و به من گفتند که حتما این را اعلام بکنم و این خیلی زیباست که بزرگ ما آقای مهندس دژاکام و استاد همه ی ما حواسشان به تک تک ما هست مخصوصا به کسانی که خدمت می کنند و برایشان خیلی مهم است که چه کسی کجا و چگونه خدمت می کند، همین جمله و همین شرایطی که الان خدمت شما عرض می کنم برای راهنماها کافیست و میدانم همین که میبینند که آقای مهندس
کسی که خدمت میکند آنقدر برایشان مهم است از این کلی انرژی می گیرند.

 چرا شماها گریه میکنید؟ راهنمایان شما دارند رشد میکنند و وارد مرحله دیگری میشوند؛ پایان هر نقطه سرآغاز خط دیگریست. میدانم که چقدر دلبسته اید به راهنمایانتان و میدانم چقدر برایتان سخت میشود ولی مطمئنم در آینده باز همه ما به هم خواهیم رسید. برای شما هم آرزوی سلامتی میکنم و بهترین کاری که می توانید در جواب خدمات این عزیزان انجام دهید این است که زیبا حرکت کنید و انشالله از خدمت این عزیزان یاد بگیرید  و بیاموزید که چقدر میشود زیبا خدمت کرد و نتیجه و برکت آن اول از همه به خود آدم و بعد به اطرافیان و بعد مردمی که در اطرافشان قرار میگیرند میرسد.



تایپ: همسفر مریم شفیعی

عکاس: همسفر سعیده(لژیون دوم)

ویرایش و تنظیم: همسفر سحر

منبع: وبلاگ نمایندگی نیک آباد


موضوع: خدمت گزاران،

ابزارک های وبلاگ
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :