❀وبـــــــ لژیــــون همسفــــر سحـــــر❀نــــوای عشـــــق❀
❀❀❀❀جمعیت احیای انسانی کنگره 60❀❀❀❀ 

کودکان برای شاد بودن، بیش از هر چیزی به گفتگو با ما نیاز دارند

گفت و گو با همسفران کوچک و دوست داشتنی شعبه نیک آباد




 من هم خیلی دوست دارم که پدرم به اینجا آمده و دعا کنید بابام خوب شه چون دوباره او را به  کمپ میبرند، من هم قول میدم دختر خوبی باشم و به حرف بزرگترا گوش بدم.





«همسفر زهرا»

لطفا خودتون را معرفی کنید.

سلام دوستان زهرا هستم همسفر علی، 3 سال و 11 ماهه که به کنگره می آییم، راهنمای بابام آقا صادق و راهنمای مادرم، خانم سحر.


از اینکه به کنگره می آیی چه احساسی داری؟

احساس خوبی دارم چون اینجا همه چیز نظم خوبی داره و همه به هم احترام میگذارند.


فکر میکنید برای چی پدر و مادرتون به کنگره می آیند؟


 برای اینکه از آقای مهندس کمک بخواهند و چیزهای زیادی را یاد بگیرند.


آقای مهندس رو از نزدیک دیده اید و دوست دارید به ایشون چی بگویید؟

از نزدیک ندیدمشون و دوست دارم ازشون تشکر کنم که پدرم و خیلی ها را کمک کردند تا درمان بشند و جایی را درست کردند که افرادی که بیمارند، بیاند و دور هم جمع بشوند و از حال یکدیگر با خبر بشوند و درمان شوند.


چه آرزویی برای خودتان و آقای مهندس دارید؟ 

آرزو میکنم آقای مهندس همیشه سلامت باشند و همه معتادان به درمان برسند و از خداوند بزرگ میخواهم کمکشان کند راهشان را پیدا کنند و تعدادشان روز به روز کم شود.


چیزی از سی دی ها و کنگره یاد میگیرید؟

یاد میگیرم که برای اینکه به چیزایی که میخواهم برسم و به هدفهام، باید صبر کنم.


دوست دارید وقتی به کنگره می آیید بازی کنید یا لژیون همسفران کوچک داشته باشید؟

لژیون همسفران کوچک داشته باشیم.


از اینکه پدر و مادرتون به کنگره میایند راضی هستید؟

بله چون آنها می آیند که درمان بشوند و آموزش ببینند و آرام آرام پیشرفت کنند و برای اینکه به هدفشون برسند باید همیشه بیایند به کنگره.





« همسفر مبینا »

لطفا خودتون را معرفی کنید.

 سلام دوستان، مبینا هستم همسفر داوود.


از اینکه به کنگره می آیی چه احساسی داری؟


احساس خوبی دارم و همیشه دلم می خواهد اینجا باشم.


فکر میکنید برای چی پدر و مادرتون به کنگره می آیند؟

برای اینکه خوب بشوند و دیگه سیگار نکشند.



آقای مهندس رو از نزدیک دیده اید و دوست دارید به ایشون چی بگید؟

بله ایشان را دیدم و دوستشان دارم، من هم ازشون تشکر میکنم که کمک کردند دیگه پدرم سیگار نکشد.


چه آرزویی برای خودتان و آقای مهندس دارید؟ 

آرزوی سلامتی برای آقای مهندس دارم و دوست دارم پدر و مادرم به جایگاههای بالاتری برسند..


چه چیزی از سی دی ها وکنگره یاد میگیرید؟

چیزهای زیادی یاد میگیریم.


دوست دارید وقتی به کنگره می آیید بازی کنید یا لژیون همسفران کوچک داشته باشید؟


دوست دارم لژیون داشته باشیم چون زهرا چیزهای خوبی به ما یاد میدهد.



از اینکه پدر و مادرتون به کنگره میایند راضی هستید؟


بله خیلی دوست دارم بیایند کنگره و به دیگران هم کمک کنند تا حالشون خوب شود.




« همسفر رها »

لطفا خودتون را معرفی کنید.

 سلام دوستان، رها هستم همسفر مسعود، ما 4 ساله که میایم به کنگره، راهنمای بابام آقا مهران و راهنمای مامانم خانم الهه.



از اینکه به کنگره میاید چه احساسی داری؟

خیلی احساس خوبی دارم چون چیز یاد میگیریم و وقتی مامانم بیشتر یاد میگیره میتونه به من هم چیزای بیشتری یاد بدهد. پس هم برای خودم احساس خوبی دارم هم برای همه که میان.

فکر میکنی برای چی پدر و مادرتون به کنگره می آیند؟

برای اینکه خیلی چیزها را یاد بگیرند، مشارکت کنند، خوب رفتار کنند، آقای مهندس خودشون میگویند که نباید سیگار بکشید برای همین باباها میان تا به حرف آقای مهندس گوش بدهند. من محبت رو خیلی دوست دارم و همه دارن میان که با هم محبت داشته باشند.

آقای مهندس رو از نزدیک دیده اید و دوست دارید به ایشون چی بگید؟


بله ، وقتی خیلی کوچیک بودم رفته بودیم برای رهایی دیدمشون و دوست دارم اگر دیدمشون بهشون بگم که یه جایی بشینند که من بتونم کنارشون بشینم و بگم دستتون درد نکنه که چیزای زیادی به ما یاد دادین و چیزای زیادی به آقامهران و خانم الهه یاد دادین تا اونا بتونند به مامان و بابام یاد بدهند و دوست دارم بغلشون کنم خیلی و یه نقاشی براشون بکشم و بازم بغلشون کنم و محکم بوسشون کنم.


چه آرزویی برای خودتان و آقای مهندس دارید؟

دوست دارم آرزو کنم آقای مهندس اینجا بودند و بغلشان می کردم، آرزو دارم  همیشه بیایم کلاسها رو تا بتونم همه رو ببینم و بهشون سلام کنم و با دوستام باشم و همه آدمایی که توی شعبه شیخ بهاری( منظورش همان شیخ بهایی) و آقا مصطفی که مرزبان هست و همه آدما که تو شعبه نیک آبادن  رو دوست دارم چون با من مهربون هستن و آدما که شعبه سلمان هستند رو دوست دارم، حتی اونا که تهران هستند و اونا که شال دارند و مرزبانها رو خیلی دوست دارم. دوست دارم مثل وقتی که کوچیک بودم برم تو لژیون پیش خانم الهه بشینم و دوست دارم وقتی آقا مهران رو میبینم چون به بابام کمک کرده بهشون سلام کنم. آرزو دارم آقای مهندس بدی جلوی راهشونو نگیره و سالم باشند.


چه چیزی از سی دی ها و کنگره یاد میگیرید؟

مامان و بابام همیشه سی دی های آقای امین و آقای مهندس رو گوش میدن. منم چیزهای خوبی یاد میگیرم و اون داستان که آقای مهندس تعریف میکنن رو دوست دارم  و به مامانم میگم برام تعریف کنه.  من یاد گرفتم بدی نکنم. اون وقتا که میتونستم مشارکت کنم میگفتم: آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است ولی الان گفتند بچه ها مشارکت نکنند  و از نگهبانا یاد گرفتم که وقتی پیام میخونن سر جای خودمون بمونیم و حرکت نکنیم.من یاد گرفتم که چه جوری به دیگران با احترام هدیه بدهیم.


دوست دارید وقتی به کنگره می آیید بازی کنید یا لژیون همسفران کوچک داشته باشید؟

دوست دارم با بچه ها و دوستام بازی کنیم و هم چیز یاد بگیریم.


از اینکه پدر و مادرتون به کنگره میایند راضی هستید؟

بله راضی هستم و دوست دارم همیشه بتونند بیان کنگره، چون اگر نیان هم چیز یاد نمیگیرن و نمیتونند به دیگران یاد بدن.





« همسفر معصومه »

لطفا خودتون را معرفی کنید.

سلام دوستان، معصومه هستم همسهر مهدی.



از اینکه به کنگره می آیی چه احساسی داری؟

احساس خیلی خوبی دارم.


فکر میکنید برای چی پدر و مادرتون به کنگره می آیند؟

برای اینکه خوب بشند و دیگه سیگار نکشند.



آقای مهندس رو از نزدیک دیده اید و دوست دارید به ایشون چی بگید؟

دوست دارم بغلشون کنم.


چه آرزویی برای خودتان و آقای مهندس دارید؟ 

آرزو میکنم پدرم شال سفید بگیرند چون دیدم کسانی که شال سفید دارند، خیلی خوب بودند ولی بچه ها که نمیتونند شال بگیرند!


چه چیزی از سی دی ها و کنگره یاد میگیرید؟

همیشه از مادرم میخوام سی دی بگذارند تا گوش کنیم.


دوست دارید وقتی به کنگره می آیید بازی کنید یا لژیون همسفران کوچک داشته باشید؟


دوست داریم با دوستای کنگره ای بازی کنیم و پارک بریم.


از اینکه پدر و مادرتون به کنگره میایند راضی هستید؟


بله خیلی دوست داریم بیان به کنگره و به دیگران هم کمک کنند تا حالشون خوب بشه .



در بین بچه ها همسفر کوچک تازه واردی بود که گفت:

 
من هم خیلی دوست دارم که پدرم به اینجا آمده و دعا کنید بابام خوب شه چون دوباره او را به  کمپ میبرند، من هم قول میدم دختر خوبی باشم و به حرف بزرگترا گوش بدم.

و همگی برایش دعا میکنیم...




تهیه: همسفر مریم، همسفر  سحر

عکس: همسفر سهیلا

منبع: وبلاگ نمایندگی نیک اباد



طبقه بندی: مصاحبه و گفت و گو،
[ چهارشنبه 5 مهر 1396 ] [ 08:36 ق.ظ ] [ همسفر سحر ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


خداوندا؛ ما در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آنچه نمی‌دانیم، از هستی و نیستی، خداوندا؛ تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم، ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته‌ایم.

همسفر، اینجا کنگره 60، مکانی که اگر خواستار آموزش، شناخت خود، رهایی و یافتن راه باشی، آن را خواهی یافت؛

پس بال پروازی باش تا هم پرواز را بیاموزی، هم اوج گرفتن را در بیکرانه آسمان و در نهایت عشق را ...

از عشق چه بگویم که عشق؛ به ظاهر سوختن است، اما نه برای خاکستر شدن؛ بلکه برای تبدیل شدن به نور، برای رسیدن، برای فهمیدن، برای زیستن و برای عشق ورزیدن ...

امواج عشق در همه جا موج میزند، کافی است دستت را دراز کنی؛ اگر دستت خالی از کینه، نفرت، حسا دت و انتقام جویی باشد، عشق در دستان تو قرار دارد.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :