تاریخ : سه شنبه 30 خرداد 1396 | 11:05 ب.ظ | نویسنده : همسفر 1

کنگره همه چیز من است...

«گفت‌وگو با مرزبان خانواده، خانم فاطمه»


کنگره همه چیز من است و مرا از خواب غفلت بیدار کرد و تجربه‌ای که دارم این است که اگر فردی با خواستهٔ قلبی وارد کنگره شود قطعاً به درمان می‌رسد و برای خدمت کردن تلاش می‌کند...

 

لطفاً خودتان را معرفی نمایید.

سلام دوستان فاطمه هستم همسفر علی، مسافر من با 5 سال تخریب و 5 گرم تریاک وارد کنگره شدند، 13 ماه سفر کردیم، روش درمان DST داروی درمان اپیوم و با راهنمایی آقای صادق رضوانی و راهنمای خوب خودم خانم سحر یاوری و رشته ورزشی هر دوی ما والیبال، آزادی از دام اعتیاد 3 سال و 10 ماه و در ادامه آنتی ایکس انواع و اقسام دخانیات 3 ماه و 15 روز هست که مسافرم سفر می‌کنند با آدامس نیکوتین خوراکی.

 

آشنایی شما با کنگره چگونه بود و آیا روش کنگره را از همان اول پذیرفتید؟

آشنایی به وسیله یکی از دوستان بود که پیشنهاد کردند علی برای یک بار به کنگره برود آن زمان هنوز در نیک آباد نمایندگی نبود که به اصفهان رفتند و وقتی برگشتند بسیار راضی بودند و بعد از مدت کوتاهی در نیک آباد نمایندگی زدند و مسافرم از من هم خواستند بیایم و همسفرشان باشم با اینکه یکی از اولین همسفران بودم کنگره را با تمام وجود پذیرفتم و انگار گمشده‌ام را پیدا کرده بودم.


تجربهٔ چند سالی که در کنگره بودید را برای ما بگویید.

کنگره همه چیز من است و مرا از خواب غفلت بیدار کرد و تجربه‌ای که دارم این است که اگر فردی با خواستهٔ قلبی وارد کنگره شود قطعاً به درمان می‌رسد و برای خدمت کردن تلاش می‌کند.

 

کلیدی‌ترین آموزشی که از کنگره گرفتید چیست و آیا در فعالیت شما در حیطه مرزبانی تأثیر داشته است؟

همهٔ مطالب کنگره کلیدی هستند و برای من وادی سوم بسیار تأثیر داشت و یک جرقه و کلید بود که باید مسئولیت مشکلاتم را بپذیرم و خودم برای حل مشکلاتم تلاش کنم که همین وادی باعث شد در جایگاه مرزبانی بسیار محتاطانه تر عمل کنم.

 

آیا مرزبانی با نوع روابطتان با دیگران تأثیر داشته؟

قبل از مرزبانی زیاد برایم اهمیت نداشت که با همسفران گرم بگیرم یا نه و تنها مسئولیت خودم را داشتم و برای خودم به کنگره می‌آمدم اما در مرزبانی علاوه بر اینکه با عشق و محبت بیشتر با آن‌ها رفتار می‌کنم یک جورایی باید جذبه هم داشته باشم.

 

جایگاه مرزبانی چه حسی در شما به وجود آورده و آیا حس قدرت و خود برتر بینی در شما به وجود آورده است؟

تنها عشق و محبت من به کنگره بیشتر شده و هیچگاه احساس غرور یا منیت نداشتم چرا که هدفم خدمت بلاعوض بوده و هست و فکر می‌کنم اعتماد به نفسم با قرار گرفتن در این جایگاه بیشتر شده چون قبلاً واقعاً دلسرد شده بودم و این باور را در خودم رشد داده بودم که باید از کنگره بروم.

 

آیا تا کنون به نیامدن به کنگره فکر کرده‌اید؟

بله قبل از جایگاه مرزبانی اتفاقاتی افتاده بود مثل موفق نشدن در آزمون کمک راهنمایی که دلسرد شده بودم و می‌خواستم دیگر به کنگره نیایم که در این باره فکر می‌کنم نیروهای بازدارنده داشتند کار خود را خوب انجام می‌دادند که خوشبختانه با راهنمایی‌های خانم سحر که من می‌توانم در جایگاه‌های دیگر خدمت کنم این باور را در من به وجود آوردند که می‌توانم در جایگاه مرزبانی خدمت کنم.

 

هدف بعدیتان در کنگره چیست؟

قرار گرفتن در جایگاه کمک راهنمایی هدف من است.

 

عمل سالم از دیدگاه یک مرزبان چیست؟

رعایت کردن حرمت‌ها و قوانین کنگره و چیزی را که پیام می‌دهیم اعضاء گوش دهند و انجام دهند. 

 

آیا مرزبانی در مسیر تکاملی شما نقش دارد؟

صد در صد تأثیر دارد چرا که مدام با خودم در حال نقد و بررسی کردن خودم هستم.

 

دیدگاه شما قبل و بعد از خدمت در جایگاه مرزبانی از این جایگاه چیست؟

قبل از قرار گرفتن در این جایگاه این کار را بسیار سخت و مشکل می‌دیدم و احساس می‌کردم مسئولیت بزرگی هست و برای همین کمی می‌ترسیدم ولی وقتی در این جایگاه قرار گرفتم نگاهم تغییر کرد چرا که عشق و محبت، کار را بسیار سهل‌تر کرد و اکنون مرزبانی را کاری هم سهل و هم کمی سخت می‌بینم.

 

تأثیر وادی دهم روی شما چه بوده است؟

صفت گذشته در انسان صادق نیست چون انسان جاری است، این را من الگو می‌گیرم از طبیعت چرا که هیچ چیز در طبیعت حالت سکون ندارد و در حال تبدیل، تغییر و ترخیص است و انسان نیز باید حرکت کند و جایگاه خود را تغییر دهد که این بستگی به دانایی دارد چرا که این حرکت می‌تواند انسان را به بالاترین نقطه یا پایین‌ترین نقطه برساند چون انسان اختیار کامل دارد که راه خود را انتخاب کند.

 

اولین حسی که نسبت به این واژه‌ها دارید چیست؟

صفت گذشته: اخلاق و رفتار گذشته.

حرمت و قوانین: پیام‌های الهی.

حاشیه: ضد ارزش‌ها.

راهنما: عشق است.

کنگره 60: بهترین راه.

دستان آسمانی: کسانی که کمک می‌کنند.

 

حرف آخر؟

ابتدا خداوند را شاکرم که مسیر کنگره را برای ما هموار ساخت و تشکر می‌کنم از مسافرم که با ورودش به کنگره باعث شد من هم بتوانم صفت گذشته خودم را تغییر دهم، این را مدیون مسافرم هستم، از آقای مهندس و خانواده پرمهرشان تشکر می‌کنم و در ادامه از کمک راهنمایانمان آقا صادق و خانم سحر و همهٔ اعضای کنگره به خصوص همسفران عزیز که با ما همکاری میکنند بسیار تشکر و قدردانی می‌کنم و در پایان از اسیستنت شعبه خانم مرجان و ایجنت نمایندگی آقای نیک سیر کمال تشکر و قدردانی را دارم چرا که در این مدت آموزش‌های زیادی از این عزیزان گرفتم و خوشحالم که توفیق این را دارم که  باز در کنارشان آموزش بیشتری بگیرم.

از اینکه وقت خود را در اختیار ما گذاشتید بی‌نهایت سپاسگزارم.

 

تهیه گزارش و تایپ: همسفر مریم شفیعی

عکس، تنظیم و ویرایش: همسفر سحر

منبع: وبلاگ نمایندگی نیک آباد




طبقه بندی: مصاحبه و گفت و گو،