تاریخ : شنبه 27 خرداد 1396 | 01:50 ب.ظ | نویسنده : همسفر فاطمه شفیعی


به نامه آن که جان را آفرید.

خلاصه گزارش لژیون سوم به استادی خانم سحر و دبیری خانم زهره با دستور جلسه ادامه سی دی شهر وجودی و سی دی پردازش در تاریخ ۹۶/۳/۲۳راس ساعت ۱۹شروع به کار کرد.



خانم سحر : انسان در درون خودش نیروهایی نهفته ولی خودش متوجه اش نیست که سراغ دعا نویس و اینها میرود و آنچه خودش دارد و درونش هست را از بیگانه تمنا میکند. آقای مهندس میفرمایندکه به اعتقاد من  علت تمام بیماری هایی که انسان میگیرد مال بد زندگی کردن و بد فکر کردن اوست البته میگویند منکر عوامل ژنتیکی نیستیم ولی مقدار زیادش مال تفکرات غلط است، پس نوع تفکرات و زندگی کردن ما باعث مشکلاتمان میشود و باید تغیرات صورت بگیرد تا درست شود.

خانم سحر عزیز : بازهم خدا را سپاسگزارم که توفیق پیدا کردیم در یکی دیگر از روزهای ماه رمضان در کنار هم باشیم و بتوانیم از همدیگر آموزش بگیریم. در ادامه چند نکات آموزشی را برای بچه های لژیون داشتند.
در این ماه و روزهای باقی مانده و این شب ها برای هم لژیونی ها و دیگران دعا کنیم و آن چه را که برای خود می خواهیم برای دیگران هم بخواهیم، گاهی باید چیز کمی هم که داریم قدرت بخشش را داشته باشیم تا کائنات هم به ما ببخشد، گاهی یک دعا هم نمیتوانیم برای دیگری بکنیم!
سی دی های جدید را که هر هفته به دستتان میرسد را حتما گوش کنید و به روز باشید.
کسی که استاد جلسه میشود باید پوشش کاملا سفید باشد.
وقتی تازه واردی خودش را معرفی میکند او را تشویق میکنیم و میگوییم خوش آمدی و زیباتر از اینن است که بگوییم ماشالا!
وهمیشه کارت عضویتتان  همراهتان باشد.

ادامه سی دی شهر وجودی
خانم سحر: در جلسه قبل همه به خوبی در مورد سی دی شهر وجودی مشارکت کردند و اضافه کنم که آقا مهندس منظورشان از شهر وجودی جسم انسان میباشد و درواقع شهر هم شاید برای آن کم باشد و به آن جهان هم گفته میشود.
جسم مانند ماشین است و سوخت ماشین بنزین و ... است ولی سوخت بدن انسان مواد غذایی است و البته موادی که وارد بدن میشود برای دو کار استفاده میشود:
۱-سوخت برای حرکت
۲-برای باز سازی و نوسازی جسم
و این است که نمیتوانیم همیشه پیتزا بخوریم یا نوشابه و مواد غذایی نامرغوب چرا که مواد اولیه ای که برای سوخت و ساز بدن و بازسازی بدن باید به آن برسد، نمیرسد.جسم با مواد غذایی مثل سوسیس ،کالباس  و انواع نوشابه ها نمی تواند بازسازی داشته باشد.
بدن هر انسان به ازاء هریک کیلو گرمی که اضافه وزن پیدا میکند بایدباید هزاران کیلومتر رگ و عصب را بسازد و ایجاد کند برای آن و قلب که  خون را پمپاژ میکند باید برای محدوده بیشتری این کار را انجام دهد و به سایر اعضای بدن هم فشار بیشتری وارد میشود.

ما همسفران به جسم خود خیلی بده کاریم و به این شهر وجودی و با این موارد میتوانیم جبران کنیم.
۱-تغذیه
۲-ورزش
۳-افکار
روزانه سعی کنیم پیاده روی داشته باشیم و به خود اهمیت بدهیم .


مشارکت دوستان در مورد سی دی پردازش:

خانم زهره پیامی که در سی دی پردازش بین استاد و ش گفته شده بود را خواندند

خانم نجمه: ما از خیلی مطالب آگاهی نداریم ونمی توانیم مشکلات را حل کنیم .به رباط برنامه داده می شود و همان کار را انجام میده ولی در انسان به خاطر حق انتخابی که داره با قوه تفکر وتعقل قوانین و آموخته ها را یاد می گیرد مثل یک بچه پیش دبستانی را فقط حروف می آموزند خودش با در کنار هم قرار دادن کلمه ها می تواند جملاتی را یاد بگیرد در کنگره هم بعد از سه جلسه مشاورین تازه وارد راهنما انتخاب می کنیم راهنما راه را نشان می دهد. ولی تصمیم بر عهده خود رهجوهست که چه راهی را انتخاب کند  .یک لغط اشتباه می تواند میلیون ها نفر را گمراه کند.مثلا برای درمان اعتیاد از کلمه ترک استفاده می کنند.روان همان خلق و خو هست که با قرص خوب نمی شود. در مشکلات از کسی توقع نداشته باشیم که به ما کمک کنند ما اومدیم اینجا که با آموزش جهان بینی را یاد بگیریم تا اخلاق ورفتارمان تغییر کند.
در مورد کم فروشی یک رهجو هم میتواند کم فروشی کند مثلا اینکه سی را گوش ندهد یا ننویسد یا به آن عمل نکند.


خانم زهره: انسان باید خودش زمام کار و حساب خودش را به عهده بگیرد روان با جسم و جهان بینی درست می شود. در مورد درمان اعتیاد چه قدر بزرگان و متخصصین دچار اشتباه شدند تمام ادیان الهی برای اخلاق و اندیشه پیام داشتندوکسانی که برای حل مشکلات به جن و شیاطین پناه می برند به خودشان ضرر می رسانند. اگر برای شهر وجودی آموزش دیده نشود تخریب بوجود می آید

خانم فاطمه: انسان بدبخت کسی هست که نخواهد مشکلش راحل کند وبپذیرد که راه حل وجود ندارد. هر انسانی که در گیر مواد مخدر ،مادیات ،ضد ارزش ها هست مثل این است که در چنگال قوی ترین کرکس با جثه بزرگ هست ولی با تفکر وتعقل و استفاده از نیروهای خفته درونی می توان با بزرگترین مشکلات مقابله کرد. .

خانم سحر:

 سخنان خانم سحر بعد از مشارکت همسفران: پردازش یعنی فرود به وادی اول یعنی تفکر، یعنی سنجیدن، تحلیل و بررسی کردن؛ گاهی انسان به خاطر اینکه بعضی چیزها را نمی‌داند و یا به صورت اشتباهی از آن برداشت می‌کند و دچار مشکل می‌شود و به گمراهی می‌رود و این نا آگاهی ها برایش گران تمام میشود.

خشت اول گر نهد معمار کج                     تا ثریا می‌رود دیوار کج

 مثل اعتیاد که آن را نشناختند و نتوانستند درمان کنند و گفتند اعتیاد مرموز، لاعلاج و پیش رونده است و به قول آقای مهندس نگفتند درمان دارد ولی ما بلد نیستیم، گفتند درمان ندارد و راه حلشان ترک بود و همین کلمه ترک آن‌ها را گمراه کرد، بعد اگر مصرف کننده بعد از ترک دوباره مصرف می‌کرد می‌گفتند وسوسه دارد و نمی‌دانستند که چون درمان نشده و سیستم شبه افیونی او راه اندازی نشده وسوسه نیست و در واقع نیاز اوست.

مثل این است که کسی تشتنه باشد و بگویند تو باید آن را ترک کنی و بدنش واقعاً نیاز دارد و بالاخره آب پیدا می‌کند و نیازش را برطرف می‌کند و اعتیاد بیماری است و باید درمان شود یا مثل کسی که بیماری قلبی داشته باشد و بگویند باید آن را ترک کنی! اکثر کسانی را که به کمپ می‌برند یا سم زدایی می‌شوند بعد از مدتی بلافاصله اولین کاری که می کنند دنبال مصرف مواد می‌روند، پس باید جسم، روان و جهان بینی به تعادل برسد و البته این مثلث در تمام زندگی ما نقش بسزایی دارد.

پس باید جسم روان و جهن بینی به تعادل برسد و آیا این فقط مخصوص مسافران است؟


خانم نجمه: مسافران بر اثر اعتیاد به جسم خود ضرر و تخریب وارد کردند و ما همسفران هم بر اثر تفکر و اندیشه  ای که داشتیم وارد تاریکی شدیم و اینکه در کنار مصرف کننده بوده ایم و جسم، رون و جهان بینی ما هم باید به تعادل برسد.

خانم  سحر: یکی از دلایلی که انسان به زمین آمد تا سیر تکاملی را پیش ببرد چیست؟

خانم نجمه: برای ارتقا، رشد و نیاز ما برای رسیدن به مرحله دیگر.

خانم سحر:

یکی از دلایلی که انسان به زمین آمد تا سیر تکاملی را پیش ببرد به خاطر این بود که بتواند تمام اختیار خودش را در دست بگیرد و همیشه بین دو راهی قرار دارد ولی خودش باید انتخاب کند که از کدام راه حرکت کند. مثلاً در کنگره درمان هر کسی دست خودش است و راهنما فقط راه را نشان می‌دهد ولی انتخاب با خودش است و راهنما نمی‌تواند او را مجبور کند، مثلاً وقتی راهنما به رهجو می‌گوید برای حل مشکلت  فلان سی دی را گوش کن یا بنویس یا راه حلی می‌دهد برای خود رهجو می‌گوید ولی نمی‌تواند مجبورش کند به خاطر اختیاری که دارد. کمک راهنما می‌گوید یک دفتر خوب بردارید نکته برداری کنید، خلاصه بنویسید یا اگر می‌توانید کامل بنویسید، انتخاب با رهجوست که این کار را بکند برای خود یا نه؟ یا می‌گوید حرمت‌ها را حفظ و قوانین را رعایت کنید ولی رهجوست که باید با پردازش و تفکر خودش این آموزشی که دیده را به عمل برساند. بچه‌هایی که در سفر دوم ماندند هدف داشتند و تنها برای مسافرشان نیامدند بلکه برای رشد خودشان ولی کسی که فقط برای مسافرش می‌آید نه سی دی می‌نویسد نه هیچ...

وقتی تازه در لژیون قرار می‌گیریم هنوز ته چاه هستیم و برای ما طناب می‌فرستند که بتوانیم خودمان را بالا بکشیم و از تاریکی‌ها نجات پیداکنیم ولی یک نفر طناب نمی‌اندازد، از راهنما گرفته، مرزبان، ایجنت و همه و همه طناب می‌اندازند که یک نفر نجات پیدا کند ولی بستگی به خود شخص داررد که بخواهد بیرون بیاید یانه؟ گاهی ممکن است کسی اصلاً نخواهد بیرون بیاید و آقای مهندس میگویند:

صدها چراغ دارد و بیراهه میرود       بگذار بیفتد و بیند سزای خویش

انسان اگر بفهمد که مسبب همه چیز خودش است مسائلش را می‌تواند حل کند نه اینکه از دعا نویس یا جادو گر یا دیگران انتظار داشته باشد که مشکلاتش را حل کنند. انسان در درون خودش نیروهایی نهفته ولی خودش متوجه اش نیست برای همین سراغ دعا نویس و این‌ها می‌رود و آنچه خودش دارد و درونش هست را از بیگانه تمنا میکند. آقای مهندس میفرمایندکه به اعتقاد من  علت تمام بیماری‌هایی که انسان می‌گیرد مال بد زندگی کردن و بد فکر کردن اوست البته میگویند منکر عوامل ژنتیکی نیستیم ولی مقدار زیادش مال تفکرات غلط است، پس نوع تفکرات و زندگی کردن ما باعث مشکلاتمان می‌شود و باید تغیرات صورت بگیرد تا درست شود. با توجه به این که یک ظرفی که آبش آلوده شده را نمی‌توانیم اگر هزار سال هم وِرد و دعا بخوانیم و به آن فوت کنیم با دعا خوب نمی‌شود و آن آب نیاز به تصفیه دارد و باید آن را از صافی بگذرانیم تا زلال شود، پس چطور انتظار داریم تمام ناخالصی و ضد ارزش‌های ما یا اعتیاد با یک وِرد و دعا خوب شود؟ پس راهی جز تزکیه نیست و تزکیه هم با سختی همراه است و گاهی پوست انسان کنده میشود ولی نتیجه آن رسیدن به آرامش است. انسان بهم ریخته ظرف مدت کوتاهی با قرص و دارو و وِرد درست نمی‌شود و باید در صراط مستقیم قرار گیرد و راه مستقیم میان بُر ندارد.

هر کس زندگی‌اش را خودش می‌سازد و بزرگ‌ترین دشمن هرکسی میتواند خودش باشد چون قدرت اختیار دارد و حتی نیروهای منفی و یا مثبت تنها می‌توانند به او القا کنند و خودش است که با حسی که دارد کدام القا را بگیرد. پس آموختن و یاد گرفتن یک مسئله است و پردازش و تفکر یک مسئله و اقدام و عمل مسئله دیگری است. ما باید برای ارتقای خود از از مشکلات عبور کنیم و آنچه را می‌آموزیم راجع به آن تفکر کنیم و یا اگر کسی حرفی میزند آن را پردازش کنیم نه اینکه فوراً عکس العمل نشان دهیم و با عبور از مشکلات و سختی‌ها قوی تر شویم و وارد مرحله بعدی شویم. مثل سفر اولی‌ها که با صبر و تلاش از مشکلاتشان عبور میکنند و وارد مرحله دیگری می‌شوند. اما مهم این است که انسان در اوج مشکلات و سختی ها، حالا چه مشکلات مالی، چه اعتیاد و هر مشکل دیگر بتواند شأن و شخصیت خود را حفظ کند.


در سی دی پردازش اشاره به این مطلب شده که خداوند می‌گوید وای بر کم فروشان، اما آیا کم فروشی فقط شامل بقال و میوه فروش می‌شود؟ نه در هر وضعیت و شرایطی می‌توان کم گذاشت، یک راهنما هممیتواند در جایگاه خودش کم بگذارد، چگونه؟ اینکه بدون مطالعه بیاید، درست آموزش ندهد، در تربیت رهجو نکوشد، یک رهجو  هم می‌تواند کم فروشی کند، اینکه در لژیون فقط گیرنده باشد، هیچ مشارکتی نداشته باشد، سی دی ننویسد،همسفر و پرستار خوبی نباشد، یک مادر هم می‌تواند در تربیت فرزندانش کم بگذارد و یک همسر هم می‌تواند از وظایفی که بر عهده‌اش هست کوتاهی کند؛ پس باید ببینیم در هر جایگاهی که هستیم با خودمان چن چندیم؟ همیه احساسم این است که آقای مهندس با آموزشهایی که در کنگره به ما می‌دهند، حجت را به ما تمام کرده‌اند ولی مهم این است که ما چگونه از این مطالب استفاده کنیم و آنها را پردازش کنیم و چگونه آموزشها را دریافت و در نهایت عملی کنیم!


دستور جلسه هفته آینده: سی دی عقاید بازدارنده از آقای امین

نویسنده: همسفر فاطمه
ویرایش: مدیر وبلاگ



طبقه بندی: گزارش لژیون،