درباره من
خداوندا؛ ما در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آنچه نمی‌دانیم، از هستی و نیستی، خداوندا؛ تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم، ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته‌ایم.

همسفر، اینجا کنگره 60، مکانی که اگر خواستار آموزش، شناخت خود، رهایی و یافتن راه باشی، آن را خواهی یافت؛

پس بال پروازی باش تا هم پرواز را بیاموزی، هم اوج گرفتن را در بیکرانه آسمان و در نهایت عشق را ...

از عشق چه بگویم که عشق؛ به ظاهر سوختن است، اما نه برای خاکستر شدن؛ بلکه برای تبدیل شدن به نور، برای رسیدن، برای فهمیدن، برای زیستن و برای عشق ورزیدن ...

امواج عشق در همه جا موج میزند، کافی است دستت را دراز کنی؛ اگر دستت خالی از کینه، نفرت، حسا دت و انتقام جویی باشد، عشق در دستان تو قرار دارد.

جستجو در وبلاگ
تاریخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 03:59 ب.ظ

‌به نام قدرت مطلق ( الله)

لژیون نوای عشق به استادی خانم سحر ،دبیری خانم زهره وکنفرانس سی دی عقل وایمان توسط خانم فاطمه در تاریخ ۹۶/۳/۲راس ساعت ۱۹شروع به کار کرد.







خانم سحر:
در مورد عقل و ایمان، عقل از عقال می آید و عقال طناب و بندی است که به پره های بینی شتر بسته میشود و از این طریق هدایت میشود، پس عقل هم در انسان هدایت گر است و ایمان از ریشه لغوی امن می آید، مثلا میگوییم اینجا مکان امنی هست اما ایمان به معنای تجلی نور خداوند در انسان است یعنی در انسان وضعیتی به وجود می آید که تبدیل به یک جایگاه امن میشود که با این ایمان از دست نیروهای منفی و بازدارنده در امان است. پس وقتی میگوییم برای امدن به کنگره باید ایمان به راه و روش داشته باشیم یعنی در ما آن امنیت به وجود بیاید که بتوانیم بهتر سفر کنیم. کسی که ایمان ندارد یعنی درونش از ضد ارزشها امن نیست ولی خیلی خوب است که هر رهجویی ایمان به راهنما، کنگره، روش درمان و آموزشها داشته باشد و به خودش تا به نتیجه برسد.




ابتدا خانم سحر از خانم نجمه خواستند احساس و حس خود را در مورد قرار گرفتن در جایگاه استادی بیان کنند.

خانم نجمه: خدا را شکر می کنم با وجود اینکه در سفر اول هستم تو فیق پیدا کردم که در این جایگاه قرار بگیرم و همچنین تشکر می کنم از خانم سحر عزیز که به من لطف داشتند و به من کمک کردند که بتوانم این جایگاه را تجربه کنم و با حس خوب و عالی و با سعی و تلاش  توانستم در این جایگاه باشم.

خانم سحر :  تبریک به نجمه عزیزم بابت استادی امروز  انشالله شاهد رهایی وموفقیت هر چه بیشتر شما باشیم. وبعد از آن نکاتی را در مورد خدمت ها فرمودند : در هر جایگاهی قرار می گیریم خیلی خوبست که به خوبی خدمت کنیم، مثلا کسی که مهماندار است باید با کمال ادب و احترام به استقبال همسفران برود، آنها را با مهربانی به سمت صندلی های خالی که از ردیف های اول شروع میشود، هدایت کند تا همسفران بدانند که اول باید صندلی های جلویی پر شود.ما واقعا هر چه داریم از کنگره داریم، پس باید قدر آن را بدانیم که از ما گرفته نشود، اگر بخواهیم بر عکس کنگره را در نظر بگیریم تصور آینده نگری برای ما سخت است. گاهی فکر کنیم اگر امروز اینجا نبودیم، کجا بودیم؟ به نظرم الان در هر شرایطی هستیم و هر گونه مسائلی که داریم، بهترین وضع ممکن است چون ما راه کنگره را پیدا کردیم و با بهترین و ناب ترین آموزشها چنین شرایطی داریم، پس فکر کنید اگر غیر از اینجا بودیم چه اتفاقاتی برایمان یش می آمد؟
 در ماه رمضان که در کنگره مراسم افطاری داریم سعی کنیم سهمی داشته باشیم و خود را بی توفیق نگذاریم، برای کمک به زمین کنگره یا برای افطاری و... اینقدر حسابگرانه فکر نکنیم حتی اگر وضعیت مالی خوبی نداریم سعی کنیم پس انداز داشته باشیم تا بتوانیم سهیم باشیم.
وقتی که در جایی که باید نتوانیم خرج کنیم و دستمان بلرزد، مطمئن باشید جای دیگر این پول از ما گرفته میشود.به قول آقای حکیمی : اگر از اضافه مالت کمک کنی خوب است ولی بهتر این است که از آنچه نیاز داری بخشی.
 پیشاپیش رسیدن ماه مبارک  رمضان را به همسفران تبریک گفتندو از خانم فاطمه خواستند که در مورد سی دی عقل و ایمان کنفرانس بدهند.


خانم فاطمه: سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر
موضوعات این سی دی مربوط است به صفحه ۹۲کتاب عبور از منطقه ۶۰درجه زیر صفر که تازه آقای مهندس حدود ۵ماهی بود که سفر اول را شروع کرده بودند.موضوع مربوط هست به سفر اولی ها  وهم سفر دومی ها ابتدای سی دی آقای مهندس اشاره کردند به این که در آموزش رهجو صبر وحوصله زیاد لازم است. اشتباه رهجو را تشبیه کردند به اشتباه کودک که اگر کودکی کاسه ای از دستش افتاد و شکست  والدین نباید ناراحت بشوند ولی اگر سنگی برداشت و شیشه ای را شکست باید عکس العمل نشان داد ونمی توان بی خیال شد چون قابل قبول نیست و ممکن است در آینده کارهای خطر ناک دیگری را انجام دهد و جلو این کار باید گرفته شود. یک رهجو هم تا حدی می تواند گریز بزند یا قوانین کنگره را رعایت نکند .
آمدنش به کنگره واستفاده از دارو همه باید روی تعادل باشد اگر برعکس باشد رهجو را به عنوان تنبیه یا سقوط آزاد ویا روی تکرار پله نگه میدارند. تمام اولیا و بزرگان ما از صد عیب کسی  فقط یک یا دو عیب او را می دیدند بیشتر خوبی های طرف را می گفتند تا بدی های او را ولی ما اگر رهجویی زبانش گرفت یا جمله ای را نتوانست در مشارکتش بگوید به او می خندیم یا او را مسخره می کنیم و نبای این طور باشد. کسی که قبلا یک مصرف کننده بوده قانونی در مقدار و زمان موادش وجود نداشت بر اثر سرعت بالا تخریب در جسم و درون و روانش پدید می آورد. زمانی که به دوراهی میرسد یعنی می خواهد از اعتیاد رها شود و دو کار را می تواند انجام دهد.

۱-سقوط آزاد
۲-روش پله ای

در سقوط آزاد که عواقب های سنگینی دارد و احتمال برگشتن حدود ۹۰درصد است. 
در روش تدریجی باید یک مقایسه ای داشته باشد بازمان مصرف  و ببیند که سرعتش که همان تعادل و حال خوب بودن است را  آیا آن زمان داشت .اگر اعتقاد به خدا، انسانیت، آدم بودن ،خانواده، در کنگره به راهنما ،آموزش ،راه و مسیر درمان داشته باشد عجله نمی کند و با الگو گرفتن از خلقت انسان ،طبیعت ، تولید محصول متوجه می شود که خدا اصلا برای این مواردی که ذکر شد عجله نداشتند و با برنامه درست و دقیق جهان هستی را خلق کردند.
و در ادامه با خواست و آموزش همراه با شهامت که پیروی از راهنما و قبول کردن قوانین و حرمتها می تواند شخصیت جدیدی را متولد کند یعنی شخصیت قبلی که در ضد ارزش ها رشد کرده بود می میرد و از بین می رود و یک شخصیت در حال رشد و تکامل به سوی ارزش ها بوجود می آید. البته لازم است گفته شود که در جاده و مسیر حرکت مشکلات  وجود دارد و نمی تواند بهانه ای باشد برای عدم آموزش و حرکت و تلاش چون همه کسانی که به جایگاه های بالایی رسیده اند مشکلاتی از قبیل بی پولی ،اقتصاد ،خانواده داشته اند  ولی ایمان و اعتقادی که به روش برای رسیدن به هدف داشتند نا امید نشدند.

یک مسافری که قرار بود جشن تولد بگیرد همان روز پدرش را ازدست میدهد ترجیح می دهد به خاطر حال مسافرانی که خودشان را برای جشن تولد این عزیز آماده کرده بودند مرگ پدر را تا پایان جشن اعلام نکند و در جشن شرکت کند و این ها پیامی است برای من و همسفرانی که می خواهند از ضد ارزش ها دوری کنند ولی برای آموزش و آمدن به کنگره  دنبال بهانه و فرار و گریزگاه نباشیم. در آخر سی دی هم آقای مهندس تو ضیحاتی را در مورد درمان سیگار که بر اثر سکته ای بود که رخداد و فرمودند: که من حدود ۳۴سال بود که سیگار می کشیدم و قصد درمان را نداشتم تا این که سکته کردم .سکته من فقط به علت مصرف سیگار بود. وقتی پزشک بیماری مرا مشکل سیگار دانست تصمیم گرفتم در همان وضعیت درمان سیگار را با آدامس سیگار البته با مشورت پزشک شروع کردم .سکته قلب و مغز بر اثر گرفتن رگ هایی است که بر اثر یا استرس ، کلسترول یا دود سیگار و... اتفاق می افتد و قلب به سختی می تواند خون را پمپاژ کند .کار رگها مثل کار بنزین است برای ماشین قلب یک عضو بسیار شریف و نجیب است که یک لحظه نمی ایستد. اگر مشکلی در رگها نباشد رسیدن خون به بدن به آسانی صورت می گیرد. رگها مثل لولها ی فاضلاب ،سماور و کتری هستند که هر موقع گچ گرفت رد شدن آب به سختی صورت می گیرد.
پدیده سازگاری در درمان سیگار سه ماه است و یک آدامس نیکو لایف برابر است با ۵/۴ نخ سیگار بنابرین لازم است برای مصرف، یک چهارم آدامس خورده شود.

 بعد از آن خانم رویا، نجمه و زهره به ترتیب در مورد دستور جلسه مشارکت کردند:
که آقای مهندس درست می  فرمایند که سفر اول همراه با سختی هست ولی ما می توانیم با وجود مشکلات در کنار مسافرمان محیط آرام داشته باشیم تا به سلامتی سفر مان را تمام کنیم . تنها کاری که می توان  در جاده ی پر از فراز و نشیب و اتومبیل خراب، انجام داد این که حرکت متوقف نشود و به آرامی وصبر و حوصله ادامه مسیر داد و به مقصد رسید.

خانم سحر: پیام های کتاب 60 درجه بسیار مهم است و من همسفر باید آن را روی خودم بیاورم و ببینم چه نکته ای را به من آموزش می دهد تا در سفر کمکم کند و تنها برای مسافران نیست.در ابتدای سی دی آقای مهندس اشاره ای به این دارند که گاهی میخواهیم عیب و ایرادهای دیگران را به رویشان بیاوریم یا در ذوق کسی بزنیم و این اصلا درست نیست، ما وقتی عیبی را در دیگران میبینیم به خاطر این است که در خودمان هم وجود دارد یا اگر روزی شرایطش فراهم شود ممکن است ما هم آن عیب را نشان دهیم و اگر آب باشد شناگر ماهری خواهیم بود.پس اگر در کنگره میبینیم تازه واردی یا هر کس دیگری چیز اشتباهی گفت یا عیبی دیدیم نباید بخندیم و یا سریع به رویش بیاوریم و یاد خودمان و روزهای اولی که آمده بودیم و یک سلام هم نمیتوانستیم بکنیم بیفتیم.پیامی میخواندم که نوشته بود: هرچند وقت یکبار خودتان را چک کنید ببینید شبیه کسی که روزی مسخره اش میکردید، نشده باشید و این واقعا هست چون انسان اچیزهایی را تشخیص میدهد  که درون خودش وجود دارد.
 اما در مورد عقل و ایمان، عقل از عقال میاد و عقال طناب و بندی است که به پره های بینی شتر بسته میشود و از این طریق هدایت میشود، پس عقل هم در انسان هدایت گر است و ایمان از ریشه لغوی امن می آید، مثلا میگوییم اینجا مکان امنی هست اما ایمان به معنای تجلی نور خداوند در انسان است یعنی در انسان وضعیتی به وجود می آید که تبدیل به یک جایگاه امن میشود که با این ایمان از دست نیروهای منفی و بازدارنده در امان است. پس وقتی میگوییم برای امدن به کنگره باید ایمان به راه و روش داشته باشیم یعنی در ما آن امنیت به وجود بیاید که بتوانیم بهتر سفر کنیم. کسی که ایمان ندارد یعنی درونش از ضد ارزشها امن نیست ولی خیلی خوب است که هر رجویی ایمان به راهنما، کنگره، روش درمان و آموزشها داشته باشد و به خودش تا به نتیجه برسد.

 در ادامه خانم رویا از روی متن کتاب خواندند

 و خانم سحر توضیح دادند:
در پیام آمده که: ما هم در سرعت عمل شما چندان اصراری نمیکنیم؛
این جمله استاد در واقع خطاب به همه ماست که نمیشود در فکر این باشیم که به سرعت و خیلی زود تمام مشکلاتمان حل شود، همین که احساس میکنیم نسبت به قبل خیلی اوضاعمان بهتر است این ارزش دارد چون تازه بعد از درمان اعتیاد متوجه خیلی از مشکلاتی که قبلا برای ما بوجود آمده بود میشو یم چون اعتیاد مثل چتری است که روی خیلی از مسائل را پوشانده و زمانی که کنار میرود، باید با جهان بینی و دانایی و صبر و طی زمان آنها را حل کنیم. بعضی ها اومدند  و خواستند که همه چیز رو همون روز اول و به سرعت حل کنند ولی نشد و رفتند و دیگر نیامدند!
در این پیام استاد آقای مهندس از آقای مهندس میخواهند که نتیجه را در یابند یعنی با توجه به حرکتی که در آن زمان داشتند وضعیت را قیاس کنند با قبل و از شما میخواهم در مورد خودتان مشارکت کنید و تغیرات را ببگویید؟

خانم نجمه : من قبلا به مسافر وب چه هایم گیر میدادم، گاهی بچه هاو به خاطر حال بدی که داشتم کتکشون میزدم، تا کسی کوچکترین چیزی به من میگفت ناراحت میشدم و هیچ وقت حوصله نداشتم ولی حالا با آموزشهایی که میگیرم خیلی تغییر کردم و حسهام خیلی خوب شده حتی همون غذاهایی که میپختم و کسی لذت نمیبرد الان حس خوبم در غذا درست کردنم هم هست و بچه ها هم میفهمند و ازم تشکر میکنند.

خانم فاطمه : هر چه پبش میرم تازه متوجه اشتباهات قبلم میشوم و این برایم خیلی مهم است.

خانم رویا :  به علت  تخریب و خود خوری هایی که می کردم همیشه فکر می کردم که مسافرم تخریبش کمتر از من و خیلی خود خوری میکردم همیشه دوست دارم با آموزش ها یی که می گیرم بهتر از اون زمان بشم.

خانم زهره: من قبل از کنگره وقتی با مشکلی روبرو می شدم فقط گریه می کردم. تا چند وقت پیش دو باره این حالت به من دست داد با مشورت خانم سحر متوجه شدم که مشکلم از کجاست.

خانم سحر: اینکه  قبول داریم که یه جایی ما هم مقصر بودیم و خودمان کوتاهیی کردیم بسیار خوبه ولی نه اینکه خود خوری کنیم چون گاهی انسان اصلا قبول نمیکنه که خودش در بوجود آمدن مشکلاتش نقش داشته ولی با عمل کردن به آموزشها و در نظر گرفتن زمان حتما اوضاع بهتر و متوجه تغییرات میشویم.
 تکلیف ما باید معلوم باشه که اومدن و رفتن ها آیا در پیشرفت من موثر بوده است یا نه؟ تغییراتی در من بوجود آمده یا نه؟  اگر افکار این باشه  که اگر این همه بیایم و بروم ولی مسافرم رها نشود، فقط ما را از آموزش گرفتن محروم میکنه. به خودمون مشغول باشیم و  بعضی از همسفران گله مند هستند که در زمان مصرف مسافرمان در کارهای خانه به ما کمک می کرد یا از بچه مواظبت میکرد اما حالا دیگر مثل سابق نیست، اما غافل از این هستند که درمان شدن مسافرشان در الویت قرار دارد و شاید آن کارها در زمان مصرف رایشان گریز گاهی بوده و گاهی هم جایگاهها و مسئولیت ها جابه جا شده بوده ولی مهم این است که سعی کنیم جایگاه اصلی خودمان را پیدا کنیم و خیلی از مسئولیتها را بپذیریم و هر چیزی را بهانه برای نیامدن به کنگره نکنیم. گاهی برای انسان پوست کندن هم اتفاق می افته اما بعد از آن رشد خواهیم کرد و بزرگتر میشویم، خداراشکر کنیم که کنگره را داریم و بدانیم  خوشبخت ترین انسانها هستیم که در حال آموزش در این مکان هستیم.

جلسه با دعای اعضای لژیون راس ساعت ۲۰ به اتمام رسید .

دستور جلسه هفته آینده : سی دی مثلث تاریکی

نویسنده : فاطمه شفیعی
تنظیم ویرایش: مدیر وبلاگ
وبلژیون نوای عشق

96/3/2

موضوع: گزارش لژیون،

ابزارک های وبلاگ
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :