❀وبـــــــ لژیــــون همسفــــر سحـــــر❀نــــوای عشـــــق❀
❀❀❀❀جمعیت احیای انسانی کنگره 60❀❀❀❀ 

به نام خدا 

خلاصه گزارش لژیون سوم ( نوای عشق ) در تاریخ 1396/02/26 با استادی خانم سحر و حضور همسفران و کنفرانس  سی دی بیان توسط خانم زهره راس ساعت ۱۹ شروع به کار کرد.


Image result for ‫لژیون‬‎



ابتدا خانم سحر نکاتی را در مورد راهنمای تازه واردین گفتند.
خانم سحر : همه ما همسفران  قطعا اولین باری که وارد کنگره شدیم و حال خوبی نداشتیم را یادمان هست اما مهمتر از همه کسی که در لژیون تازه واردین ما را مشاوره داد و راهنمایی کرد را در خاطر داریم، پس کسی که قرار است این مسئولیت مهم را داشته باشد خیلی میتواند در جذب تازه واردین نقش داشته باشد! راهنمای تازه وارد خیلی بهتر است که ظاهری آراسته و بیان خوب داشته باشد، صحبتهایش قابل فهم باشد،او خودش آرامش داشته باشد که بتواند این آرامش را انتقال بدهد و به خوبی مطالب را آموزش دهد. شنونده خوبی باشد .استرس نداشته باشد، حتی در جزوه اشاره شده که از قبل خواب درست داشته باشد که احساس خستگی نداشته باشد،جزوه مربوط به راهنمای تازه واردین را به خوبی مطالعه کند. بقیه همسفران هم توجه داشته باشند که اگر تازه واردی کنار آنها نشست و سوالی پرسید با کمال مهربانی و ادب، از او بخواهند اگر سوالی دارد میتواند از مرزبان یا راهنمای تازه واردین سوال کند.


برای یک راهنما فقط مرزبان شدن و یا کمک راهنما شدن یا راهنمای تازه واردین شدن رهجویش کافی نیست بلکه مهم این است که رهجویش که در جایگاههای مختلف که خدمت میکند آیا مردم داری بلد است، آیا حرمتها را میشناسد ، آیا منظم است؟ حتی اگر مهماندار، دبیر و ... باشد آیا خدمتش را درست انجام میدهد؟ پس مهم این است که در هر جایگاهی چگونه و با چه حسی خدمت میکنیم.

و دیگر اینکه در کنگره برای صدا زدن کسی باید قبل از اسم شخص مورد نظر کلمه آقا وخانم گفته شود، مثلا بگوییم خانم مریم نه مریم خانم!


خانم زهره در ابتدا پیام سی دی بیان را خواندند:

(پیام ) می دانم که همیشه یک سوی ترازو وقدری با سوی دیگرش فرق می کند. ما هم زمانی دلتنگ می شویم اما چکنیم که پروسه باید ادامه یابد زندگی وادامه همیشه قوام با فراز ونشیب می باشد ما گاهی تصور می کنیم که این دانسته ها چه فرقی برای مادارد . برای آنهایی که هیچ گاه برای رسیدن نقشه و برنامه ندارند تفاوت چندانی ندارد . به همین علت به گذشته نگاه بکن که عارف و صوفی کم نبودند و بیشترین وقت خود را برای این مسایل می گذاشتند ویکی از راه می رسیدو همه آنهارا پاک می کرد. درست است که همیشه باید حقیقت را بیابند اما کمتر کسانی هستند و بودند و حقیقت را دریافت کردند. تنیجه چه می شود.امروز در جهان شما علم ومثالی که خود می دانید رایج شده وبیشترین بر خورد ها وجزالها در آنها وقت گرفته وشاید به قول شما برای یک لقمه نان ویک تکه زمین چه نمی کنند. به هر حال همیشه کم وکاستی بوده وکم خواهد بود .با یستی گذشت اما در باره سخنی که گفتید اول باید بتوانیم خودمان را شفا ودرمان نماییم .که قلب وروح ما زخمی است. نه با جدال  از یکدیگر بلکه از گذر زمان بیهوده بعضی وقت ها انسان ها به انجا می رسد که میگویند : چه دنیایی که ما درکش نمی کنیم یا درد مارانمی فهمد تاریخ 81/2/11 ما خوب می دانیم که در نوشتن کتاب مشکلات و مسایلی دارید که سبب نوع بیان کلمات که بایستی مفهوم اصلی را برسانند و هیچ شبهه وبه قول شما شک برای بسته فکران به وجود نیاورد. به همین سبب ما بسیار خوشحال می شویم که از کلمات استاد گرامی که الهامی است واندیشه ای است از کلمات خدا یا الله استفاده می نماییم.

خانم زهره: سلام دوستان زهره هستم یک همسفر

انتقال افکار واندیشه به دو صورت انجام می گیرد.

۱-نوشتن

۲-کلام

زبان یک  قرار داده  مثل گوشی یا یک لیوان آب را باید اول تو ذهن تصویر سازی کنیم تا بتوانیم به صورت کلام بیان کنیم .موقع صحبت وحرف زدن باید تفکر وتعقل کنیم که سوء استفاده نشود .  بیان همراه با دروغ ونیش نباشد. جملات به  صورت ساده باشد. هدف ونیت باید مشخص باشد .طوری صحبت کنیم که اگر به صورت تمثیل است .نتوانند تغییر دهند.وبر داشت بد  بر دارند.انسان یک موجود زود باوره با نگاه کردن به صحبت دیگران تکیه می کنه وتحت تاثیر قرار می گیرد .در کنگره رهجو توسط حس راهنما را انتخاب می کند. وبرای شناخت و مقایسه در کنگره تولید ومحصول راهنما را می بینند که چقدر پیشرفت کرده  چند نفر رهایی دارد. مردم داراست .روش زندگی را آموخته است  دو مورد محصولات وموفقیت کنگره ۱- موفقیت در رشته ورزشی راگبی ۲- چند ین بار در سال تشویق مسئولین سازمان های جهان قرار گرفتند.برای مثال شناخت یک گیاه را از میوه می شناسند. برای نوشتن مطلب ساده نوشتن مهم است .وبعد زیبا نوشتن که طرف لذت ببرد .مطالب الهی را طوری باید نوشت که نتوان تغییر داد.  بدن انسان سلول هایش مثل مولکول های آب است . همان طور که مولکول های آب تشکیل شده از دو تا هیدروژن ویک   اکسیژن سلول های انسان هم  از گلبول های سفید وقرمز تشکیل شده است .چاکراه ها سلول های  خراب را به طرف خود میکشند . .وقتی شخصی مریض می شود .با آزمایش وعکس رنگی فقط توده مشخص می شود .ومی خواهند با عمل جراحی وشیمی درمانی می خواهند بیمار را درمان کنند .فکر نمی کنند که علت بیماری چه بوده است .سلول ها را با دو روش می توان تغییر داد .

-     افکار واندیشه( جهان بینی ) 

-     مواد لازم ومفید به جسم نرسیدن 

بدن انسان از خاک درست شده است .وباید تمام مواد معدنی واملاحی که در خاک وجود دارد برای بدن  نیاز است.

مشارکت خانم نجمه: من درسی که گرفتم این بود که وقتی  مثلا من سفر اولی می خواهم با مسافرم حرف بزنم  اون حرف را تو دهنم مزمزه کنم،قبلش کمی فکر کنم  که آیا خوبه یا بده.همیشه سعی می کنم وقتی به کنگره نمیاد با حرف نابه جا حرفی نزنم که باعث مشکل برای او بشه.

مشارکت خانم فاطمه :  حرف اول همه سی دی ها بر می گرده به وادی اول پشت یک فکر درست بر داشت ونتیجه درست است .به قول آقای مهندس وقتی صحبت می کنیم باید مطالب طوری باشد که از صد نفر ۹۰نفر بپذیرند ومتوجه بیان شوند. ما همسفران بیشتر مشکل کمبود دانایی داریم .اگر بتوانیم که زمان صحبت کردن با مسافر یا فرزندانمان کی هست .هیچ موقعه به مشکل نمی رسیم.فرزندان ما   خواه یا ناخواه در کنار ما آموزش می گیرند .من وقتی رعایت کنم .بتوانم جوری صحبت کنم که بچه هاهم یا دیگران از حرف من دلخور نشند یا برداشت بدی نباشه خودم هم حس خوبی پیدا می کنم. واز حرفهای اوناهم ناراحت نمیشم.  من خودم خیلی تو خودم کار می کنم که حرفهام با نیش وکنایه نباشه خدا را شکر تا حدودی توانسته ام به این روش رفتارم با بچه هایم خوب باشد .

خانم سحر:یک کمک راهنما با نگاه کردن به چهره رهجویش متوجه حس و حال رهجو میشود و حتی اگر رهجو صحبتی نکند حسش را میگیرد، حسها کاملا موج دارد گاهی بچه ها میگویند فلانی با من عوض شده و خیلی بهتر شده و این به خاطر این است که تو در حال آموزش و تغییر هستی و در واقع تو عوض شدی که حس خوب آنها را میگیری وقتی آموزش می بینیم حس تغییر می کند و عملکرد ما هم تغییر می کند و دقیقا دیگران هم متوجه تغییر ما میشوند. اما در مورد سی دی بیان فرمودند: بارها این اتفاق برایمان افتاده که در ارتباط با خانواده یا دیگران حرفی را بزنیم که این جمله رو بشنویم که مگر این حرف اینجا جایش بود؟ یا چرا این حرف را زدی؟ یا به خودمان گفته ایم ای کاش این را نگفته بودم یا آن را! و در کل با حرف نابه جا که به دلیل عدم تفکر است باعث ناراحتی خود و دیگران شده ایم . باید سعی کنیم که کلام و صحبتمان طوری باشد که باعث سوءتفاهم نشود.

ما هنگامی که می خواهیم به مسافر یا دوستمان یا هرکسی زنگ بزنیم زمان و ساعت کاری او را در نظر بگیریم  و زمان را در نظر بگیریم که ایا الان وقت زنگ زدن هست یانه؟  و یا اینکه صحبتی و حرفی که میخواهم بزنم الن وقتش هست؟ چرا من اول صحبت هایم اشاره داشتم به راهنمای تازه وارد چون با مبحث امروز دقیقا  ارتباط دارد. کسی که می خواهد مشاوره بدهد بیانش خیلی مهم است که چه میگوید و با چه لحنی میگوید،قرار نیست یکسری جملات را پشت سر هم و خشک بیان کند و یا از روی برگه بخواند.باید بتواند با حسش ، نگاهش، بیان و یا لبخند و آموزشهایی که میدهد، شخصی که با ناراحتی و دنیایی از غم وارد کنگره شده را آرام کند.

بیان خیلی مهم است و کسی هم که کلامی را میشنود باید بتواند به عمق قضیه و درون کلمات نفوذ کند و فقط ظاهر را نبینید. کسی هم که در جایگاه راهنمایی قرار می گیرد هم باید بتواند مفهوم سوالات رهجو را بفهمد.بر اساس اینکه وقتی رهجویی چیزی را به راهنما میگوید راهنما باید متوجه قضیه شده باشد چون یک طرف آن صحبت های همسفر است، یکطرف صحبتهای طرف مقابلش و یا قضیه و ماجراست  و یک طرف حقیقت است و این دقت میخواهد و نیاز به دانایی است و شما قرار است یک روزی راهنما شوید و انسان پرورش بدهید و دانستن این موارد و رعایتش مهم است. ممکن است واقعیت با چیزی گفته میشه فاصله داشته باشه یک راهنما ،یک رهجو ،یک استاد  یا کسی که در حال آموزش هست این تشخیص خیلی مهم است و نیاز به دانایی دارد.

نکته دیگری که هست آقای مهندس در این سی دی در مورد غیبت کردن میگویند که من پنج، شش نفری را که آمدند و پبش من غیبت شخص دیگری را کردند جلو خودشان شخص سوم را آوردم وگفتم این حرف هایی که تا حالا از فلانی به من گفتید به خودشون بگیند و بعد از آن دیگه کسی پیش من غیبت کسی دیگه رانمی کنند. با خودمون رو راست باشیم .قبل از حرف زدن فکر کنیم و وقتی کسی از فرد دیگری پیش ما حرفی میزند یا به او بگوییم که برویم و نزد خودش باز گو کن یا اینکه مگر او به تو نگفته نگو پس چرا به من میگویی؟ و باعث میشود دیگر نگوید.

قبل از انجام هر کاری هم سعی کنیم تحقیق کنیم حتی برای انتخاب دکتر معالج یا ...

بچه ها در این مورد هم مشارکت کردند و از تجربیات خود گفتند که بارها شده بدون تحقیق  وبدون فکر مثلا پیش هر پزشکی رفتیم یا برای حل مشکلمان رو به هر کسی گذاشتیم ونتیجه نگرفتیم .

خانم سحر: چقدر خوب است که از مشکلات و حتی شکست هامون تجربه و درس بگیریم .ما برای قبول چیزی و کلامی و هر چیزی به نتیجه و محصولش باید نگاه کنیم.  در کنگره هم راهنما را از خروجی هایی که دارد و رهجوهایی که پرورش داده میشناسند، برای یک راهنما فقط مرزبان شدن و یا کمک راهنما شدن یا راهنمای تازه واردین شدن رهجویش کافی نیست بلکه مهم این است که رهجویش که در جایگاههای مختلف خدمت میکند آیا مردم داری بلد است، آیا حرمتها را میشناسد ، آیا منظم است؟ حتی اگر مهماندار، دبیر و ... باشد آیا خدمتش را درست انجام میدهد؟ پس مهم این است که در هر جایگاهی چگونه و با چه حسی خدمت میکنیم.

خانم سحر در انتها گفتند: خیلی ها تنها و تنها برای مسافرشان می آیند و اصلا روی خودشان کار نمیکنند و فقط منتظر این هستند که مسافرشان رها شود و از کنگره میروند که البته این مشخص است که( همه که قرار نیس بمانند) اما در سفر دوم دچار مشکلاتی میشوند و مشکلات سفر دوم ریشه اش در جهان بینی است و با من تماس میگیرند و میگویند مشکلاتم حل نشده و یا از مسافرشان گله میکنند! در صورتی که سفر دوم را ندیده میگیرند و هنوز به آموزش نیاز دارند ولی انتظار دارند همه چیز بعد از رهایی مسافرشان درست شده باشد و قضیه را اشتباه برداشت کرده اند و همه چیز را با رهایی مسافرشان حل شده میبینند. پس از این دری که به روی ما باز شده و آموزشهایی که نصیبمان شده نهایت استفاده را بکنیم.



جلسه با دعای اعضای نوای عشق به پایان رسید.

جلسه آینده : کنفرانس خانم فاطمه از سی دی عقل وایمان 

نویسنده  : فاطمه شفیعی




طبقه بندی: گزارش لژیون،
[ جمعه 29 اردیبهشت 1396 ] [ 02:54 ب.ظ ] [ همسفر فاطمه شفیعی ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ


خداوندا؛ ما در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آنچه نمی‌دانیم، از هستی و نیستی، خداوندا؛ تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم، ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته‌ایم.

همسفر، اینجا کنگره 60، مکانی که اگر خواستار آموزش، شناخت خود، رهایی و یافتن راه باشی، آن را خواهی یافت؛

پس بال پروازی باش تا هم پرواز را بیاموزی، هم اوج گرفتن را در بیکرانه آسمان و در نهایت عشق را ...

از عشق چه بگویم که عشق؛ به ظاهر سوختن است، اما نه برای خاکستر شدن؛ بلکه برای تبدیل شدن به نور، برای رسیدن، برای فهمیدن، برای زیستن و برای عشق ورزیدن ...

امواج عشق در همه جا موج میزند، کافی است دستت را دراز کنی؛ اگر دستت خالی از کینه، نفرت، حسا دت و انتقام جویی باشد، عشق در دستان تو قرار دارد.

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :