درباره من
خداوندا؛ ما در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آنچه نمی‌دانیم، از هستی و نیستی، خداوندا؛ تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم، ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته‌ایم.

همسفر، اینجا کنگره 60، مکانی که اگر خواستار آموزش، شناخت خود، رهایی و یافتن راه باشی، آن را خواهی یافت؛

پس بال پروازی باش تا هم پرواز را بیاموزی، هم اوج گرفتن را در بیکرانه آسمان و در نهایت عشق را ...

از عشق چه بگویم که عشق؛ به ظاهر سوختن است، اما نه برای خاکستر شدن؛ بلکه برای تبدیل شدن به نور، برای رسیدن، برای فهمیدن، برای زیستن و برای عشق ورزیدن ...

امواج عشق در همه جا موج میزند، کافی است دستت را دراز کنی؛ اگر دستت خالی از کینه، نفرت، حسا دت و انتقام جویی باشد، عشق در دستان تو قرار دارد.

جستجو در وبلاگ
نویسنده :همسفر 1
تاریخ: شنبه 7 اسفند 1395 06:34 ب.ظ

« عشق، فلسفه کنگره »

گفتگو با کمک راهنمای محترم و مسئول سایت همسفران نیک آباد، خانم سحر



عشق و محبت واقعی، در کنگره  فلسفه ای‌ ساخته که شاید برای خیلی‌ها باورکردنی نیست...





  لطفاً خودتان را معرفی کنید. 

  سلام دوستان سحر هستم همسفر مسعود، مسافر من 4 سال تخریب آنتی ایکس تریاک، متادون و شیره داشتند،11 ماه سفر کردیم به راهنمایی کمک راهنمایان ارجمند جناب آقای مهران نیک سیر و سرکار خانم الهه صادقی، روش درمان DST، داروی درمانOT و رهایی هم 2 سال و 7 ماه.


  چه زمانی متوجه اعتیاد همسرتان شدید و کنگره سر راهتان قرار گرفت؟ 

  راستش من یک هفته قبل از اینکه مسافرم به کنگره راه پیدا کنند متوجه اعتیادشان شدم و زمانیکه متوجه شدم پیام کنگره از طریق یکی از دوستان مسافرم به ایشان رسیده بود، درست زمانیکه مسافرم دربدترین اوضاع بودندو حال من دست کمی از حال مسافرم نداشت و با آن همه تاریکی وارد بهشتی چون کنگره شدیم.


  کنگره 60 در آغاز ورود برای شما چگونه بود؟

  زمانی که وارد کنگره شدم، آنقدر حالم بد بود که هیچ حس خوبی از کنگره دریافت نکردم و مخصوصاً زمانی که متوجه شدم باید 11 ماه برای درمان مسافرم بیاییم و برویم، فقط هدفم این بود که خیلی زود اعتیاد از زندگی‌ام بیرون برود، حتی نمی‌توانستم با آن حالم راهنما انتخاب کنم و  از کنگره رفتم و این رفتن برای من لازم بود، چون بعد از آن هر گاه مسافرم از کنگره به خانه می‌آمد آنقدر امید و انگیزه و تغییر در او می‌دیدم که باعث شد باتمام وجودم دوباره بیایم و عزمم را جزم کنم و بال پروازی باشم،همینطور وجود یکی از آشنایانم در کنگره و درمان و رها شدن آن‌ها نقطهٔ امید مرا بزرگ تر می‌کرد و از آن موقع به بعد  کنگره برایم زیباترین چرخه شد که بزرگترین کار هستی، یعنی احیای نفس در آن انجام میشود.


  فلسفهٔ خدمت «رایگان» درکنگره چیست؟

  احساس می‌کنم فلسفهٔ آن برمی گردد به بنیان کنگرهٔ 60، در واقع به ریشه برمی‌گردد، وقتی بنیان، این انسان بزرگ چیزی که در زندگی بدست آوردند، تنها درجهت خواسته‌های خودشان بکار نبردند و نوری که در زندگی‌شان تابید ازکسی دریغ نکردند، وقتی چنین انسانی الگوی سیستمی می‌شوند، دیگر کسی می‌تواند از منافع خودش و یا از حقوق و یا ...حرفی بزند؟ تماماً عشق است و محبت واقعی که در کنگره  فلسفه ای‌ ساخته که شاید برای خیلی‌ها باورکردنی نیست.


  از خدمتتان درسایت برایمان بگویید.

  خدمت درسایت بسیار تا بسیار آموزش دارد و من از عزیزانی که به من اطمینان کردند واجازه دادند در این قسمت خدمت کنم نهایت سپاس را دارم. خوب خدمت در سایت قطعاً مسئولیت دارد و سعی می‌کنم با برنامه ریزی پیش برویم و بسیار برایم شیرین است و با تمام وجودم و عشقم این خدمت را انجام میدهم و البته تنها نیستم و خیلی از عزیزان و همینطور شما و کمک راهنمایان با من همکاری می کنند و من واقعاً امیدوارم که بتوانیم صدای کنگره را با مطالب سایت به گوش انسان‌های گم کرده راه برسانیم و حس من این است که اگر تنها با جمله ای هم گره گشای کسی و امید دهندهٔ کسی باشیم این بسیار ارزشمند است. به نظرم کیفیت هر وبلاگی در به روز بودن و کپی نبودن مطالب و فعالیت خود اعضای شعبه بستگی داردو امید دارم که بتوانیم خیلی بهتر و بیشتر  و پویاتر فعالیت داشته باشیم و همچنین در زمینه مقالات.


  وظیفهٔ تک تک ما برای حفظ و بقای کنگره 60 چیست؟ 

  به نظرم در پرتو قوانین و اصول کنگره بودن بسیار کمک می کند که هم آسیب نبینیم و هم آسیب نزنیم به این سیستم و همینطور حرکت درست ما در این مسیر درست که نتیجه آن عمل سالم خواهد بود و اعمال سالم ما کنگره را حفظ خواهد کرد.


  بزرگ‌ترین آموزشی که در کنگره گرفتید چه بود؟ 

  آموزشی که  گرفتم و هنوز دارم می‌گیرم این است که چقدر نمی‌دانم و چقدر باید روی خودم کار کنم و این که 

             آینه چون عیب تو بنمود راست   خود شکن، آیینه شکستن خطاست 



معجزه و زیبایی کنگره برای شما در چیست؟ 

  این که حالم در کنار کسانی خوب است  و آرامش میگیرم که روزی حال خوبی نداشتند، از انسان‌هایی آموزش می‌گیرم که عمیق‌ترین تاریکی‌ها را تجربه و لمس کرده‌اند و ارتقا و رشد، صبوری و تعادل را در کسانی می‌بینم که روزی ایمان، اعتقاد و هستی شان بر باد بود و برایم بسیار زیباست واین به خاطر این است که آقای مهندسباعث شدند انسانها گنج مخفیشان را بیابند و این از درستی راه و متد کنگره و علم و قوانین آن سرچشمه میگیرد و برای من زیباست  و معجزه است.


  یک جمله؟

  عظمت آموزش‌های ناب کنگره را با عمل کردن به آن‌ها درمی یابیم و درک خواهیم کرد.


   با توجه به دستور جلسه «لژیون» آیا لژیون نقشی در درمان و آموزش دارد؟ 

  صد در صد؛ هرکسی وارد کنگره می‌شود مانند کوهی یخ زده است و هر کسی به میزان تاریکی‌اش، مقدار یخ‌های وجودش فرق می‌کند و در لژیون میتواند نوری را که یخهایش را آب میکند را دریافت کند، هرچه بیشتر و بهتر نور که در واقع همان اموزشهاست را جذب کند و عمل کند به آنها، زودتر و بیشتر یخ‌هایش آب خواهد شد و خودش را پیدا خواهد کرد و هرچه هم درکنار جذب آموزشها بتواند در لژیون به بقیه هم انتقال دهد باز در لژیون از انعکاس آن گرم خواهد شد. تکامل و ارتقا در جمع صورت می‌گیرد و به تنهایی نمی‌شود خیلی چیزها را حل کرد ولی لژیون این فرصت را در اختیار انسان قرار میدهد.


  من به عنوان رهجوی شما، در لژیون شاهد نظم شما و نظمی که در لژیون برقرار هست، هستم. می‌شود درموردش توضیح دهید؟

  امیدوارم که اینطور باشد، قطعاً نظم نقش مهمی در هر سیستمی، جایگاهی و یا هر انسانی دارد و در لژیون هم همینطور؛ کمک راهنمای عزیزم همشیه می‌گفتند نظم ما نشانهٔ حال خوش ماست و خیلی تاکید در این قضیه داشتند و این نظم ایشان درلژیون وجود داشت که امیدوارم نظمی که یاد می‌گیریم در کنگره و در لژیون در کل زندگیمان داشته باشیم. نظم اگر چه ظاهری است اما از درون سرچشمه می‌گیرد،از حال خوش و امیدوارم به آن برسیم.


  چه شد که در کنگره ماندید؟

  خوب زمانی که وارد کنگره شدم غافل از تمام تاریکیهایم، تنها هدفم رهایی مسافرم بود که بعد از آن از کنگره بروم و اصلا فکر نمیکردم بمانم ولی بعد از مدتی دیگر زومم روی مسافرم و رهایی اش نبود و احساس میکردم آموزشهای راهنمایم و کنگره آدرسم را به من میداد و سیرابم میکرد و همین باعث شد دوربینم را سمت خودم بچرخانم و آموزشهایی که بود احساس میکردم همیشه به دنبالش بوده ام تا آن روز خیلی کلاسها و فرهنگسراهایی را میرفتم که آموزشهایی که  دوست دارم را بگیرم ولی بعد از مدتی خسته ام میکرد اما انگار کنگره آن را به من هدیه کرده بود و با اینکه خواسته و عشق به دانستن وجود داشت در من ولی پررنگتر شد و واقعا هدفمند شدم که بمانم و گره های درونی ام را باز کنم و ضعفهایم را بشناسم و با خدمت کردن  آموزش بگیرم، ماندن در کنگره و آموزشهایش، تشنگی میخواهد.

  

  جمله ای که با شنیدن این کلمات به ذهنتان می‌آید. 

  آقای مهندس: مردی که از قلب‌ها وارد شد، انگشت اشاره و استاد عشق.

  شعبهٔ سلمان فارسی: شعبه ای که وقتی واردش شدم دنیایی از غم و درد بردم و بهترین‌ها را گرفتم، شعبهٔ 

   مادر 

  خانم الهه: ارزشمندترین الگو برای من، مادرم

  گل رهایی: زیباترین نمادی که دیده‌ام آن هم از دست آقای مهندس

  نمایندگی نیک آباد: شعبه ای پر از انرژی و حس خوب، شعبه ای که پیشرفت آن برایم مهم است وبرایم خیلی آموزش و رشد داشت و شعبه ای که تأسیس آن در این منطقه کار بزرگی بود. 

 

  کلام آخر: 

  باز هم خدا را شکر بابت وجود نازنین آقای مهندس، خانواده محترمشان و آرزوی سلامتی برای آن‌ها دارم، از شما بابت زحمات در سایت تشکر و قدردانی می‌کنم. گرچه زبانم قاصر است اما از راهنمای مسافرم جناب آقای نیک سیر و راهنمای عزیزم سرکار خانم الهه که روشنی زندگی ام را مدیون  آنها هستم تشکر میکنم. همینطور از ایجنت محترم شعبه، اسیستنت محترم خانم مرجان و مرزبانان شعبه بابت زحمات بی وقفه‌شان تشکر میکنم و اگر امنیتی هست که ما با خیال راحت در این شعبه آموزش بگیریم از تلاش این عزیزان هست. از کمک راهنمایان محترم مسافران و همسفران و همه مسافران و همسفران هم تشکر میکنم بابت تمام آموزشهایی که از آنها میگیرم و هر آنچه برایشان خیر است از خداوند خواهانم و از مسئول سایت نیک آباد آقای طاووسی بسیار تشکر می‌کنم و همه عزیزانی که خدمت گزار سایت هستند و همینطو از مسافرم و دخترم که همیشه پشتیبان و امیدم بوده اند.

  

  بسیار سپاسگزارم که وقت خودتان را در اختیار ما گذاشتید و من هم از شما بابت همهٔ زحماتی که با عشق در نمایندگی نیک آباد می‌کشید تشکر و قدر دانی می‌کنم چرا که ما به عینه شاهد پیشرفت همسفران به خصوص در قسمت وبلاگ نویسی و سایت هستیم و همه را در گرو خدمت خالصانه جنابعالی می دانیم و برای شما و خانواده محترمتان آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون را از خداوندخواستاریم.


  تهیه و تنظیم گزارش: همسفر مریم شفیعی

  عکس: همسفر فاطمه شفیعی



ابزارک های وبلاگ
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :