تاریخ : پنجشنبه 21 بهمن 1395 | 01:45 ب.ظ | نویسنده : همسفر فاطمه شفیعی

لژیون نوای عشق با استادی خانم سحر ودبیری خانم نجمه و همسفران سفر اول و دوم با دستور جلسه ادامه وادی ششم راس ساعت 18:45 دقیقه  شروع به کار کرد.



شو شود ذهنی داریم مثلا میگوییم چای فورا در ذهنمان تصویر چای نقش میبندد و یا زرافه و .. اما در بیرون شو شود راباید حتی در کارهای کوچک شروع تا به کارهای بزرگ برسد. از مسواک زدن ، بیرون گذاشتن آشغال و آمدن به کنگره، شستن به موقع ظرفها و ...اینها یعنی شو و شود و البته در این دنیای خاکی زمان هم شاملش میشود.گاهی میخاهیم بیاییم کنگره و کار داریم و وقتی می آییم حالمان خوب است چون به فرمان عقل گوش کرده ایم. همسفری که تصمیم میگیرد منیت را کنار بگذارد و وقتی مسافرش می آید خانه به او سلام کند و سلام میکند، یعنی فرمان عقل ولی گاهی همین کار را هم نمیتواند انجام دهد! از همین چیزهای پیش پا افتاده است که به فرمان عقل نزدیک میشویم.

خانم سحر بعد ازبیان چند نکات آموزشی در مورد وادی ششم  فرمودند:که عقل یکی از اجزای صور پنهان است،عقل از عقال میاد و عقال طناب یا بندی است که به بینی شتر می بندند تا بتوانند شتر رامهار کنند، کار عقل هم هدایت کردن است اگر بخواهیم به سمت کجی و ضد ارزش ها برویم ما را هدایت می کند و البته به قول آقای مهندس فکر نمیکنم انسانی بتواند به فرمان عقل برسد ولی منظور همان خیلی خیلی نزدیک شدن به فرمان عقل است و ما میخواهیم با فرمان عقل همین کارهای روزمره را بتوانیم انجام دهیم.

مشارکت خانم نجمه:بعد از این که از روی متن کتاب خواندند. توضیح دادند که عقل مانند خورشید که ازبالانورش را به همه موجودات وتمام هستی می دهد، ما هم اگر به طرف درستی و راستی حرکت کنیم،  بیشتر نور دیافت میکنیم و عقل ما را هدایت می کند ولی اگر به طرف ضد ارزش هاحرکت کنیم  نور کمتری دریافت میکنیم از عقل.

سوال خانم سحر: چرا در اینجا عقل را به خورشید تشبیه شده؟

مشارکت خانم رقیه: روز پنجشنبه آقا مهران  خیلی قشنگ توضیح دادند که ما اگر در اتاق تاریکی باشیم و بخواهیم چیزی را پیدا کنیم چیزی را نمی بینیم ولی با روشن کردن لامپ بهتر می بینیم و حس خوبی پیدا کنیم، خواه یا نا خواه هر چه قدرت و نور  لامپ بیشتر باشه با خوش حالی هر چیزی را که بخواهیم پیدا می کنیم و این بستگی به درون ما دارد، اگر در درون ما هم حس خوبی باشه بهتر راه مان را پیدا می کنیم.

خانم سحر: بله دقیقا درسته، زمانی که خورشید (عقل) به ما می تابد بهتر می توانیم مسیر و راه درست را تشخیص دهیم و باز سوالی پرسیدند : ما که قبلا هم در زمان تاریکیمان عقل داشتیم، پس چرا در ضدارززشها بودیم و به فرمان عقل نبودیم؟

خانم فاطمه: براثر آلوده بودن  و بستن حس و قرارداشتن در تاریکی  نمی توانستیم حقایق را درک کنیم.

خانم مریم : چون آگاهی و دانایی وعلم ما کم بود و من در کتابی خواندم که خدا برای هدایت مردم 14000 پیامبر را فرستاد و بر اساس عقل مردم پیامبری را می فرستادند کمی رشد می کردند دوباره پیامبر دیگری را می فرستاد تا این که خوب رشد کردند تا آخرین پیامبر را بستگی به شرایط  مردم و کامل شدنشان فرستاد.

خانم نجمه: براثر نگرفتن آموزش ونداشتن آگاهی نمی توانستیم فرمان عقل را دریافت کنیم. چون نمی توانستیم فکر کنیم.

خانم رقیه: در زمان تاریکی هم عقلمان کار میکنه حتی دیوانه ها یا مریضان هم عقل دارند بر اثر اطلاع اشتباهی که به عقل داده می شود عقل هم اشتباه پیام میدهد مثال  ما وقتی مریض می شویم برای درمان بیماری نزد پزشک می رویم پزشک هم بر اساس اطلاعاتی که به او می دهیم دارو می دهد اگر اطلاع اشتباه بدهیم پزشک هم در تجویز دارو اشتباه می کند.  عقل هم اگر در راه مستقیم باشیم ما را راهنمایی می کند.

خانم رویا: تجربه من  در زندگی این است که همیشه فرمان نفس اماره بودم و نفس نیرویی که در مقابل عقل است و بر اثر تاریکی ها و خواسته های نامعقول عقل هم درست کارنمی کرد و من همیشه نا امید بودم و همین ناامیدی نمیذاشت من رشد کنم وبه فرمان عقل باشم و مجوز خواسته های معقول را نمی داد.

خانم سحر: جهل یعنی تاریکی، یعنی نبودن دانایی و تاریکی یعنی عدم نور و ما به خاطر عدم دانایی در جهل بودیم، یعنی در تاریکی بودیم و زمانی که انسان در تاریکی باشد نمی تواند راه را از چاه تشخیص دهد، اما با آموزش دانایی بالا میرود و کم کم وارد روشنایی میشود و با بالا رفتن دانایی  می توان مسیر درست را انتخاب کرد و به فرمان عقل نزدیک شد.

ادامه مطلب وادی ششم را خانم رقیه خواندند.

خانم سحر : مغز جزء صور آشکار انسان است و مترجمی است برای عقل

عقل فر ایزدی دارد یعنی شکوه و عظمتش خدادادی است و عقل از موادی تشکیل شده که ما قادر نیستیم ببینیم برای همین عقل را نمی شناسیم.

خانم سحر پرسیدند: یعنی چه مغز مترجمی است برای عقل؟

خانم زهره: مغز دستگاه پیچیده  ای است که فرمان ها را از بیرون می گیرد وخواسته و فرمان ما را به عقل می رساند. وعقل فرمان را صادر می کند.

خانم رقیه: حس ها جزو صور پنهان هستند زبان جزو صور آشکار انسان است . برای چشیدن غذاباید یک وسیله ای باشه تا متوجه طعم  غذا شویم  ما این کار را توسط زبان انجام میدهیم.

خانم سحر: ما نمیدانیم عقل از چه چیزی تشکیل شده ولی هر چه هست ماده نیست و مغز در واقع ماده را برای غیر ماده ترجمه میکند و برعکس ؛ ما میدانیم حس گیرنده است و زمانی که در مسیر به چاهی برمیخوریم، حس فورا اطلاعات را به عقل میدهد و عقل بر اساس آن داده ها فرمان میدهد که چاه است و نرو، مغز هم به نوعی این پیام را ترجمه میکند برای اعضای بدن که عکس العمل مناسب را انجام بدهند.

خانم سحر: شو و شود یعنی چه و آیا در ذهن هم داریم و شو و شود برای شما چگونه است؟

خانم مریم : همین که تصمیم بگیریم کاری را در منزل انجام دهیم یا تصویر سازی کنیم که حالا موقع خوردن چای است.

خانم نجمه: در ذهن برنامه ریزی میکنیم که به کنگره بیاییم و  آن را انجام میدهیم.

خانم سحر: شو شود ذهنی داریم مثلا میگوییم چای فورا در ذهنمان تصویر چای نقش میبندد و یا زرافه و .. اما در بیرون شو شود راباید حتی در کارهای کوچک شروع تا به کارهای بزرگ برسد. از مسواک زدن ، بیرون گذاشتن آشغال و آمدن به کنگره، شستن به موقع ظرفها و ...اینها یعنی شو و شود و البته در این دنیای خاکی زمان هم شاملش میشود.گاهی میخاهیم بیاییم کنگره و کار داریم و وقتی می آییم حالمان خوب است چون به فرمان عقل گوش کرده ایم. همسفری که تصمیم میگیرد منیت را کنار بگذارد و وقتی مسافرش می آید خانه به او سلام کند و سلام میکند، یعنی فرمان عقل ولی گاهی همین کار را هم نمیتواند انجام دهد! از همین چیزهای پیش پا افتاده است که به فرمان عقل نزدیک میشویم.

ادامه متن راخانم رویا خواندند و گفتند : که من اوایل  برای رفت و آمدبه کنگره خیلی اذیت می شدم یک صدایی در درون به من می گفت بیا این جا خوبه یک صدایی دیگه می گفت اینجا بدرد تو نمی خوره چون حس ناامیدی واضطراب داشتم حالم بد می شد ولی با تلاش کم کم  دارم رو خودم کارمی کنم. تا حسم درست بشه .

خانم سحر: برای نزدیک شدن به فرمان عقل باید در جهت آن ذره ذره حرکت و تلاش کنیم .اگر حس ما بد باشد عقل هم فرمان غلط میدهد و وقتی حسهای بد ما زیادتر میشود، اسیر نفس اماره هستیم و گویی که عقل در یک زندان انفرادیست و هر چه ندا میدهد گوشمان نمیشنود و البته هر چه دانایی بالاتر باشد، رسیدن به فرمان عقل نزدیکترمی شود.

 خانم سحر از همسفران خواستند از تجربیات خود از وادی ششم بگویند.

خانم مریم: من به تازگی شروع کردم که یک برنامه ریزی کنم وتصمیم گرفتم که به فرمان عقلم گوش کنم  ولی انگار این هفته که تصمیم دارم هزاران مشکل برای من پیش امده و از این موضوع ناراحتم که نیروهای منفی وبازدارندها ین قدر در وجود من رشد کردند که اجازه یک برنامه درست به من داده نمیشه.

خانم سحر: من در مورد این قبلا گفتم که وقتی به سمت ارزشها در حرکت شویم نیروهای بازدارنده تمام تلاششان را میکنند و  نیرهای منفی و بازدارنده کاری به کوچک و بزرگی کار و حرکت تو ندارند،  فقط باید سعی کنیم کاری که میدانیم درست است و فرمان عقل است را همان موقع انجام دهیم.

خانم رقیه برای بیدار شدن از خواب صبح چه کار کنیم که حقه های نفس ونیروهای بازدارنده ما را رها کنند ؟

خانم سحر: در واقع نفس اماره قویترین ترمز برای پیشرفت انسان است و زمانی که بخواهیم صبح زود بیدار شویم، از حقه های زیادی استفاده میکنند که تو به هدفت نرسی، مثلا میگوید 5 دقیقه دیگر بخواب و بعد بلند شو اما ما هم باید فن را بزنیم و همان کار را انجام دهیم، یعنی بگوییم فقط 1 دقیقه بلند شوم و صورتم را بشویم و برگردم و یا فقط لامپ را روشن کنم و بخابم ولی وقتی برای این کار بلند شوید بر نفس غلبه کرده اید و وقتی بیدا میشوید چون حالتان خوبست دیگر نمیخابید و چرا حس خوبی دارید چون بیدار شدن در صبح زود فرمان عقل است.

خانم فاطمه: من امروز خواستم بعد از نهار کمی بخوابم وبعد ظرفها را بشورم یک لحظه به خودم گفتم ظرفها را جمع کرده وبعد از خواب می شورم ظرفها را شستم ودیگه خواب از سرم پرید وبه فرمان عقل گوش دادم تا فرمان نفس اماره واز این بابت  امروز خوش حالم

خانم زهره: من با گوش کردن سی دی ها توانستم کم کم رو خودم کارکنم ودیوارهای شهر وجودی خودم ر ا بشناسم.

خانم سحر در ادامه فرمودند : در آخر وادی ششم آمده که از فرماندهی عقل تا فرماندهی نفس اماره از نظر مکانی یک مو فاصله است ولی از نظر زمانی هزاران سال به طول می انجامد. یعنی این که فرماندهی نفس یا عقل که هر دو جزو صور پنهان انسان است . در یک مکان می تواند اتفاق بیفتد. چون نزدیک به هم هستند ولی از نظر اینکه بتوانیم به فرمان عقل نزدیک شویم و یا برسم ممکن است سالها طول بکشد و شاید حلقه های زیادی را باید بگذرانیم تا برسیم و زمان آ نرا نمیدانیم.

جلسه با دعای همسفران به اتمام رسید.

هفته آینده : سی دی حس ( آقای امین)

نویسنده : همسفر فاطمه شفیعی

وبلژیون نوای عشق




طبقه بندی: گزارش لژیون،