درباره من
خداوندا؛ ما در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آنچه نمی‌دانیم، از هستی و نیستی، خداوندا؛ تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم، ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته‌ایم.

همسفر، اینجا کنگره 60، مکانی که اگر خواستار آموزش، شناخت خود، رهایی و یافتن راه باشی، آن را خواهی یافت؛

پس بال پروازی باش تا هم پرواز را بیاموزی، هم اوج گرفتن را در بیکرانه آسمان و در نهایت عشق را ...

از عشق چه بگویم که عشق؛ به ظاهر سوختن است، اما نه برای خاکستر شدن؛ بلکه برای تبدیل شدن به نور، برای رسیدن، برای فهمیدن، برای زیستن و برای عشق ورزیدن ...

امواج عشق در همه جا موج میزند، کافی است دستت را دراز کنی؛ اگر دستت خالی از کینه، نفرت، حسا دت و انتقام جویی باشد، عشق در دستان تو قرار دارد.

جستجو در وبلاگ
تاریخ: جمعه 15 بهمن 1395 05:11 ب.ظ

به نام نامی عشق

روز دوشنبه درتاریخ 11/11/95 لژیون نوای عشق با موضوع وادی ششم و استادی خانم سحر با حضور گرم خانم الهه عزیزو دبیری خانم نجمه راس ساعت 17 شروع به کار نمود.


 

 باید از چیزهای جزئی شروع کنیم که کم کم بتوانیم به فرماندهی بدنمان برسیم؛ پس اول برای جسممان یک فرمانده خوبی باشیم تا بتوانیم یک همسرخوب ویک مادر خوب باشیم یا یک راهنمای خوب باشیم چون رهجوها ما را الگوی خودشان می دانند رهجو پایش را می گذارد جا پای راهنما و من که قرار است روزی راهنما باشم باید از الان فکر آن روز را بکنم.


ابتدا خانم سحر فرمودند امروز بسیار خوشحالم که خانم الهه عزیزم در لژیون حضور دارند و ایشان  ارزشمند ترین الگوی من هستند، به خاطر  تمام چیزهایی که از ایشان یاد گرفتم و نیاز نبود همه چیز را از ایشان سوال کنم، فقط کافی بود که توجهم به ایشان باشد و به ایشان گوش بدهم تا بتوانم راه و مسیرم را پیدا کنم. خدا را شکر می کنم که امروز در کنارمون هستند و برای ایشان آرزوی سلامتی می کنم.
امروز وادی ششم را کار می کنیم من از صحبتهای امروز استاد عزیزم خانم الهه
و مبحث وادی ششم ، واقعا به یاد حرف آقای مهندس افتادم  که همه چیز در درون ماست و نیاز نیست در بیرون به دنبال آن بگردیم، وقتی گره ای است دردرون خودمان کلیدش را بیابیم و انشاالله بتوانیم به فرمان عقل نزدیک شویم .
 «کاشکی هستی زبانی داشتی ، تا ز هستان پرده ها برداشتی»واقعا اگر هستی می توانست از قبل ما بگوید از ملیونها سالی که ما آمدیم و رفتیم واین نفس واین عقل واین چرخه تکاملی که وجود داشته و ما الان با این بچه با این همسر و خانواده واین جایگاه در این شرایط هستیم وچقدر این چرخش ها وجود داشته و من خیلی راحت می نشینم و می گویم چرا ، چرا این بچه ، چرا این همسر وچرا این مشکلات برای من است وچرا هر چه سنگ است جلوی پای من است اگر هستی زبان داشت می گفت که به خاطر عملکرد خودت است که در این جایگاه هستی و به این می رسیم که شاید تکامل هنوز صورت نگرفته است وخیلی از مسائل را داریم که باید حل کنیم.
من از خانم الهه خواهش میکنم در مورد این وادی برای ما صحبت کنند.
 خانم الهه : من به سحر عزیزم تبریک می گویم که توانسته لژیون به این خوبی داشته باشد و انشاالله که سالم و سلامت باشید من بیشتر دوست دارم شنونده باشم و گوش بدهم و این برام خیلی مهم و اساسی بود .
  طبق حروف الفبا که اول سین است و بعد شین اول آمدم پیش سحر بعد پیش شهلا که ازشون فقط یاد بگیرم اگر بخواهم در مورد سحر بگویم در واقع سحر فقط می گفت چشم و در سفر اول یکبارهم به من زنگ نزدند و فکر میکنم در سفر دوم یک بار زنگ زدند آن هم در مورد رسیدگی به  جسم که در واقع وادی ششم همین را می گوید، ما قرار نیست کارهای خارق العاده بکنیم قرار است که همین جسمی که در اختیارمون هست را بتوانیم نگه داری کنیم و همان که بدانیم عمل سالم چیست ، عقل چیست، فرمان عقل چیست، وعقل به من چه می گوید.
چند روز پیش یکی از دانشجویانم را دیدم که رنگ صورتش پریده بود و ایشان به من گفتند که حالشان خیلی خراب است و من پرسیدم چرا؟ ایشان جواب دادند تمامی پرزهای معده ام از بین رفته و این به خاطر غذایی است که استفاده میکنم ، من تمام وقت پیتزا می خورم، خوب پرز معده وقتی از بین برود دیگر نمی تواند غذا هضم کند و نیاز به جراحی پیدا می کند. بعضی از مواقع ما اصلا بلد نیستیم از جسم خودمان مراقبت کنیم ونمی دانیم چه غذایی بخوریم و چه غذایی نخوریم حتی طبع خودمان را نمی دانیم ونمی دانیم بیماری های سرطان و افسردگی و خیلی از بیماریهای دیگر مرتبط با غذاست و این غذاهای سردی که ما مرتب پشت سر هم می خوریم باعث می شود جسممان آسیب ببیند
. علما طب سنتی پی بردند که سردی سودا باعث سرطان می شود. به عنوان مثال چایی سودا ساز است و به خاطر همین چایی را با نبات یا پولکی یا خرما می خورند که یک ذره گرمش کند.سودا ، صفرا، دم و بلغم چهار طبعی است که طب سنتی قبول داردبر مبنای چهار عنصر آب،خاک،آتش،باد چهار طبع وجود دارد و هر کسی می خواهد طبعش را بشناسد باید پیش طب سنتی برود که بر مبنای ذائغه و حسش طبعش شناخته می شود تا بداند چه بخورد وچه نخورد.
 باید از چیزهای جزئی شروع کنیم که کم کم بتوانیم به فرماندهی بدنمان برسیم؛ پس اول برای جسممان یک فرمانده خوبی باشیم تا بتوانیم یک همسرخوب ویک مادر خوب باشیم یا یک راهنمای خوب باشیم چون رهجوها ما را الگوی خودشان می دانند رهجو پایش را می گذارد جا پای راهنما و من که قرار است روزی راهنما باشم باید از الان فکر آن روز را بکنم.

 خانم نجمه تیتر وادی را خواندند: حکم عقل را در قالب فرمانده بزرگ کاملا اجرا نمائیم.

 خانم سحر
:  چرا میگوید حکم عقل، چرا نمیگوید حکم نفس را یا حکم روح ؟

 خانم فاطمه: چون عقل فرمانروای عادل است ومی دانیم که دستوری که می دهد درست است وبالاترین حکم است.

خانم مریم
: چون عقل فرمانروای عادل است و فر ایزدی و شکوه الهی و قدرت ما فوق دارد.

 خانم نجمه
: چون عقل ما را به طرف ارزشها هدایت می کند بنابراین ما باید حرف عقلمون را گوش کنیم وهمانطور که می گوید باید حکم عقل را در قالب فرمانده اجرا کنیم.

 خانم ناهید
: چون عقل در جایگاه بالاتری قرار دارد وبه خاطر همین فرمانروا هست وباید فرمان آن را گوش کنیم.

خانم زهره: وقتی می گویند حکم عقل را در قالب فرمانده اجرا نمایید یاد پادگان می افتم که همه باید گوش به فرمان باشیم وعقل ما حکم همان فرمانده را دارد که هر چه گفت باید اجرا کنم.

خانم سحر: ما می گوییم حکم عقل چرا؟ چون در هر جایگاهی که شما نگاه کنید ، هر شهر یا کشوری دارای یک مقام بالاتر  هست، که فرمان اصلی را صادر می کند و در شهر وجودی ما اون فرمانده یا مقام بالاتر در واقع عقل است که ما برای هر کاری نیازمند یک فرمان از یک مقام بالاتر هستیم و عقل فر ایزدی دارد؛ تعریف عقل چیست؟

خانم نجمه:عقل از عقال می آید که یک لغت عربی است و عقال چیزی است که به بینی شتر می بندند تا اختیار شتر را در دست داشته باشند و اون را به طرف راست یا چپ هدایت می کنند.

خانم سحر:پس عقل از عقال می آید و
چیزی است که هدایت می کند شتر را و در واقع یک هدایتگر هست و در وجود ما هم عقل هدایتگر ماست که باید به فرمانش گوش کنیم.فرمان فقط از عقل صادر می شود و انسان تحت فرمان عقل است پس چرا بعضی از مواقع فرمانها غلط می شود و با اینکه می دانیم این کار اشتباه است و چرا ما اون کار اشتباه را انجام می دهیم؟

خانم مریم:عقل فرمانده شهر وجودی ماست و این بستگی به خواسته های ما دارد که اگر در ضد ارزش ها باشیم اینجا نفس اماره اطلاعات را به عقل می دهد و عقل هم طبق همان اطلاعاتی که نفس اماره به او داده فرمان را صادر می کند.و برای همین است که فرمان اشتباه می دهد.
خانم نجمه:من در گذشته به خاطرمنیتی که داشتم بیشتر حرف نفس اماره را گوش می کردم.

خانم زهره:من اگر بخواهم در کار برادر یا شوهر یا پدرم دخالت بکنم ،عقل می گوید که این کار اشتباه است ولی نفس این کار را زیبا جلوه می دهد ودر این صورت خواسته نفس به عقل چیره می شود و اون کار انجام می شود.

خانم سحر:زمانی که گفتیم عقل یک فرمانده ای است که به عنوان فرمانده وجودی ما هست ما یاد قاضی دادگستری و زمانی که مشکلات هست ،چه کسی حرف آخر را می زند و به کرسی می نشاند همان حرف قاضی هست، که عقل در وجود ما حکم قاضی را دارد و حکم می کند و دقیقا حکم درست را هم می دهد ولی بر اساس اطلاعاتی که به او داده می شود حکم را صادر می کند.عقل هرگز فرمان اشتباه صادر نمی کند بلکه بر اساس اطلاعات و داده هایی  که به آن داده می شود، فرمان میدهد حالا شاید این اطلاعات غلط و حالت صحنه سازی داشته باشد ولی قاضی براساس همان اطلاعات حکم می دهد.حالا این اطلاعاتی که به قاضی داده می شودتوسط چه کسانی و در شهر وجودی ما توسط چه چیز رسانده می شود؟

خانم فاطمه:اون خواسته های نامعقول ماست که توسط نفس اماره به عقل رسانده می شود.

خانم ناهید:وقتی ما از نفس اماره پیروی میکنیم مثلا غیبت میکنیم،تهمت می زنیم یعنی پیرو نفس اماره هستیم.

خانم سحر:عقل اگر فرمانده هست و ما گوش به فرمان او هستیم، پس چرا ما بعضی از کارها را انجام می دهیم که درست نیست؟و تشخیص و ماهیت این خواسته ها با چیست؟با دانایی .پس وقتی می گویند فلانی عقلش کم است یا فلانی عقلش می کشد این همان دانایی است و حل مسائل برایشان بر اساس دانایی فرق می کند، هر چه دانایی بیشتر باشد می تواند این داده ها را تشخیص دهد که این خواسته ای که وجود دارد آیا لازم است اجرا شود یا نه ، و بر همین اساس اطلاع داده می شود به عقل و اجرا می شود.

نکته ای که مهم است این است که اگر حس سالم باشد می تواند فرمان هم درست شود ؛ چطور حسمان سالم باشد؟ این مثل یک چرخه است، حس بر می گردد به خواسته که از کجا می آید، خواسته از نفس می آید ولی چه باعث میشود نفس خواسته داشته باشد؟ تفکر؛ حالا چه چیز باعث تفکر میشود؟ القا و میدانیم که القائات مثبت و منفی در درون ما و در هستی جاریست که اگر تفکر سالم باشد مطئنا القاء سالم به ما می رسد و سطح انرژی ما تعیین میکند که القای مثبت را بگیریم یا منفی و انرژی ما به چه بستگی دارد؟ به عملکرد ما.
 روح تحت امر رب هست و روح الهی است ، در اینجا آمده که روح با اراده عقل رهبری می شود ،آیا با اینکه روح الهی است عقل بالاتر است؟




خانم الهه: من این سوال را از آقای امین پرسیدم که آیا عقل وروح هر دو فر ایزدی دارند؟و هر دو دعوت به نیکی ها می کنند؟ آقای امین پاسخ دادند که عقل فرمانرواست تحت هر شرایطی ، ولی مطابق مثلث نفس واحده که ما داریم (جن، روح، نفس واحده) روح چیزی است که شما را به نیکی فرا می خواند، فرا خواندن به نیکی ها مال روح وفرا خواندن به بدی ها مال جن است؛حالا به نفس دو القاء می شود روح یک چیز می گوید وجن چیز دیگری ، نفس هم که خواسته دارد و باید خواسته اش اجرا شود اینجا عقل باید فرمان دهد، اگر مجلس کشوری را در نظربگیرید مردم خواسته دارند و این مجلس است که تصمیم می گیرد که کدام خواسته انجام شود و کدام انجام نشود. اگر کسانی که در این مجلس که سربازان دانایی هستند اطلاع درست البته بر مبنای دانایی به عقل که فرمانده است برسانندفرمان درست میدهد عقل فرمانرواهست درذات ولی اگر با شرایطی که پیش می آید به زیر کشیده نشود.

 روح مشاورعقل است و خود روح توانایی تصمیم گیری ندارد ولی مشاوره می دهد و بسیاری از مسائل را آموزش می دهد. آموزش در صراط مستقیم را روح می دهدو آموزش در غیر صراط مستقیم را جن می دهد که در کتاب ادوند وهلیا به زیبایی شرح داده شده است. عقل ویژه گی اش در قدرت تجزیه وتحلیل وتشخیص است.

 خانم مریم: آیا عقل برای همه یکسان است و برای چه میگویند مثلا فلانی عقلش کم است یا فلان چیز رو نخورید عقلتان کم می شودو برای چه می گویند باید به فرمان عقل نزدیک یا به تکامل برسیم؟

 خانم سحر: آقای امین می فرمایند تفاوت عقل انسانها در تشخیص یا حل مسئله آنها فرق میکند  و بر میگردد به درجه تکاملی، یعنی دانایی؛ عقل کلی داریم و عقل جزئی؛ عقل جزئی، مثلا یک چرخ گوشت خانگی داریم که در حد چند کیلو گوشت را چرخ می کند و این مانند کسی که مسائل کوچکتر را حل میکند و یک چرخ گوشت صنعتی داریم که چند تن گوشت را چرخ می کند، مانند کسی که مسائل بیشتری را می تواند حل کند.

 خانم الهه: درست است عقل به همه داده شده و به قول شاعر که می گوید گوهری کز صدف کان ومکان بیرون است طلب از گمشدگان لب دریا می کرد، مانند این است که یک صندوقچه جواهر داشته باشی ولی در پستوی خانه مخفی کرده باشی ویک حلقه کوچک طلا را دست کسی می بینی وحسرت می خوری و وقتی می گویند به فرمان عقل نزدیک شویم یعنی به جایی برسیم که خواسته، خواسته معقولی باشدواین یعنی رسیدن به مرحله نفس مطمئنه؛ حالا ممکن است من دیگر دروغ نگویم و در این رابطه مطمئن باشم وبه نفس مطمئنه برسم ولی آیا در تمامی کارهایم به این درجه رسیده ام؟ شاید میلیونها سال طول بکشد تا خواسته های من معقول شوند اینکه می گویند عقل فر ایزدی دارد یعنی عقل فرمان الهی را به تو می گوید؛ ولی بعضی از مواقع انقدر صدایش خاموش و آرام است که اصلا نمی شنوی یعنی انقدر خواسته های نا معقول آمده اند که نمی گذارند صدای عقل به گوش برسد وبا این وجود عقل ترجیح می دهدسکوت کندودر موقعیتی قرارش می دهندکه کنار برود.

خانم مریم: در صورتی که میدانیم کدام کار درست وکدام کاراشتباه ولی قدرت عمل برای انجام آن کار درست را نداریم چه باید کرد؟
 خانم سحر: باید از چیزهای کوچک شروع کنیم درست است شاید سطح انرژی کم باشد که سطح انرژی از عملکرد درست ماست که بالا می رود واگر عملکرد ضعیف باشد حس هم ضعیف می شود.

خانم زهره: بعضی از مواقع کاری را می خواهیم انجام دهیم ولی نمیدانیم فرمان عقل است یا فرمان نفس چگونه تشخیص دهیم؟

خانم سحر: نفس را از خواسته اش میشناسیم و فرمان با عقل است، نفس خواسته دارد و خواسته هم می تواند معقول باشد یا غیر معقول و ما برای تشخیص ماهیت خواسته در هر لباس و شکلی نیاز به دانایی داریم، ماهیت این خواسته ها را سربازان دانایی تشخیص می دهند،پس باید دانایی را بالا ببرید که بتوانید معقول بودن وغیر معقول بودن را تشخیص دهید و همیشه به یاد داشته باشید که تفکر هم جنبه منفی دارد و هم مثبت ولی تعقل از عقل می آید و فقط مثبت است.
در پایان لژیون با دعای خانم الهه عزیز و همراهی اعضا به پایان رسید.
 دستور لژیون هفته آینده ادامه وادی ششم

تایپ:همسفر مریم شفیعی
عکس: همسفر مریم
وب لژیون نوای عشق
موضوع: گزارش لژیون،

ابزارک های وبلاگ
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :