درباره من
خداوندا؛ ما در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آنچه نمی‌دانیم، از هستی و نیستی، خداوندا؛ تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم، ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته‌ایم.

همسفر، اینجا کنگره 60، مکانی که اگر خواستار آموزش، شناخت خود، رهایی و یافتن راه باشی، آن را خواهی یافت؛

پس بال پروازی باش تا هم پرواز را بیاموزی، هم اوج گرفتن را در بیکرانه آسمان و در نهایت عشق را ...

از عشق چه بگویم که عشق؛ به ظاهر سوختن است، اما نه برای خاکستر شدن؛ بلکه برای تبدیل شدن به نور، برای رسیدن، برای فهمیدن، برای زیستن و برای عشق ورزیدن ...

امواج عشق در همه جا موج میزند، کافی است دستت را دراز کنی؛ اگر دستت خالی از کینه، نفرت، حسا دت و انتقام جویی باشد، عشق در دستان تو قرار دارد.

جستجو در وبلاگ
تاریخ: سه شنبه 5 بهمن 1395 10:25 ق.ظ


به نام خدا

لژیون سوم با استادی خانم سحر و دبیری همسفر نجمه و با حضور همسفران سفر اول و دوم با دستور جلسه  سی دی مشکل  در تاریخ 95/11/4 راس ساعت 17 شروع به کار کرد.





                                                                                                                                                                                                                     
خانم سحر: در ابتدا بسیار خداوند را شکر میکنم که باز هم اجازه داد در کنار هم باشیم و از هم آموزش بگیریم. ورود خانم رقیه عزیز را به لژیون خوشامد میگویم و خدا را شکر میکنم که چنین راهی در مسیر شما قرار گرفت. من تشکر میکنم از بچه های لژیون که چه لژیون خدمتگزار باشیم و چه نباشیم، زودتر به جلسه می آیند و مشتاق خدمت کردن هستند و ما باید بعد از اتمام جلسه بعد از تمیز کردن سالن، دوباره صندلی ها را بچینیم که برای روز بعد مسافران آماده باشد و شعبه را تمیز تحویل بدهیم. نکته بعد اینکه بسیار خوشحالم که میبینم بچه ها برای مشارکت واقعا مطالعه دارند و آنچه را که از آن دستور جلسه یاد گرفته اند را میگویند. وقتی از روی برگه مشارکت میکنید، برای خودتان هم خوشایند نیست و هیچ وقت نگویید چیزی که میخواستم بگویم، دیگری گفت، شما هم بگویید، شاید باید این نکته دوباره تکرار شود، راهنمای عزیزم همیشه میگفتند حتی اگر مشارکتی میکنید و زیاد مربوط به دستور جلسه نیست، مطمئن باشید برای کسی به درد میخورد و راه گشاست و شاید جواب سوالش باشد.


خانم نجمه: من اوایل ترس از صحبت کردن در جمع را داشتم و وقتی دیدم در کنگره هم باید مشارکت کنیم، گفتم اصلا نمی آیم و در این مورد باخانم سحر صحبت کردم و راهنماییم کردند و بعد از چند جلسه به من پیشنهاد کردند که پیام بخوانم و به من گفتند برای مشارکت چیزی را که یاد گرفته ای را بگو و دیگر همان شد و سعی کردم همین کار را بکنم و تجربیاتم را هم بگویم و خدارا شکر دیگر ترسم تمام شد و  الان بسیار خوشحالم.




شکلک های محدثه



خانم سحر: دیگر اینکه خیلی خوب است که در وبلاگ خدمت میکنید، یکی از آشنایانم متوجه اعتیاد فرزندش شده بود و با حال خراب در اینترنت سرچ کرده بود که ببیند درمانش چگونه است ولی متاسفانه با مطالبی که در آن مورد از سایتهای دیگری به غیر از کنگره خوانده بود، وحشت کرده بود، آنقدر گریه کرده بود و تا مرز سکته کردن رفته بود، چون خوانده بود که اعتیاد به آن نوع مواد مخدر، درمان قطعی ندارد و اثراتش دیگر قابل جبران نیست، اما وقتی با من در میان گذاشت برایش توضیح دادم و زمانی که سایت کنگره را به او معرفی کردم تا بتواند استفاده کند، آنقدر امیدوار شده بود و خدا میداند آن مادر چقدر خوشحال بود که راهی هست.

پس مطمئن باشید که حتی ممکن است یک جمله شما آنقدر اثر بخش و راهگشای انسانهای در بند باشد و اگر بدانید، این خدمت را با شوق بیشتری انجام میدهید.




دبیر لژیون، خانم نجمه خلاصه عملکرد جلسه قبل را خواندند.

و در ادامه اعضای لژیون در مورد سی دی مشکل مشارکت کردند.

مشارکت خانم زهره: من قبلا با خود می گفتم چرا وقتی یک مشکل تمام می شود، مشکل  جدید دیگری به وجود می آید ولی با شنیدن سی دی مشکل و داستان حضرت سلیمان متوجه شدم که نباید مشکلات را لعن و نفرین کرد و باید بدانیم مشکلات مثل پله هستند برای پیشرفت و ما را بالا می برند.

مشارکت خانم رقیه ( تازه وارد) : من هفته قبل یک مشکلی برام بوجود آمد و اتفاقی افتاده بود که من واقعا به نا امیدی رسیده بودم ولی مسافرم حالش خوب بود و همان روز مسافرم سی دی مشکل را گرفته بودند و خیلی در گیر مشکلم بودم که مسافرم به من گفت بیا ابن سی دی را گوش بده تاحالت خوب شود من اول قبول نکردم و گفتم با راز و نیاز با خدا و خواندن قرآن حالم خوب نشده حالا با گوش کردن سی دی حالم خوب  شود! بعد وقتی گوش دادم انگار برای من یک معجزه اتفاق افتاد و حالم از این رو به اون رو شد و داستان سی دی را که برای مادرم تعریف کردم، مادرم هم تغییراتی در درونش بوجود آمد و گفت من هیچ وقت تو را این جور ندیده بودم. بعد تصمیم گرفتم به کنگره بیایم و با خودم گفتم مسافرم حق دارد که اصرار میکند که من به کنگره بیایم. همیشه صدای آقای مهندس را که گوش میدهم حالم خیلی خوب میشود.

 خانم سحر: آقای مهندس به دلیل نفوذ کلامی که دارند و به دلیل راه و روش درستی که دارند، با گوش کردن به سی دی هایشان، القای خوب و مثبتی در ما میشود. خیلی وقتها شده است که مهمان نزدیک داشته ام اما ساعتی را اختصاص داده ام به سی دی نوشتن و کم کم هنگام گوش کردن سی دی سر و صدا آرام شده و انگار در خانه ام فقط صدای آقای مهندس است و بقیه هم میگویند چقدر با صدایشان و صحبتهایشان حالمان خوب شد.


مشارکت خانم فاطمه: بعضی مواقع مشکلات رحمت هستند و متوجه هستم که تا اتفاتقی نیافتد خوب و بد معنی پیدا نمی کند. در همه زندگی ها مشکلات هست و در قرآن هم آمده که  شاید امتحان باشد ولی چون در سفر دوم هستم در برابر مشکل کم می آورم که با وجود تفکر چرا هنوز مشکل است .

خانم سحر:  قبل از کنگره در مورد مشکلات نمیتوانستیم حلش کنیم،چون در تاریکی به سر میبردیم و جهل همان تاریکی است، چرا تاریکی؟ چون نمیتوانی جلوی راهت را ببینی و اطرافت را و درست تصمیم بگیری ولی در کنگره با آموزش و بالا بردن دانایی میتوانیم درست تفکر کنیم و مشکلات سفر دوم از جهان بینی است والبته بعضی از مشکلات به قول آقای مهندس امتحان هستند. این مشکلات گاهی گره کوچکی هستند ولی به خاطر اینکه عجولیم و درست مدیریت نمیکنیم، گره را کورتر میکنیم، اما باید آموزشهایی که میگیریم را عملی کنیم و بدانیم مشکلات لازم است و باید باشد و جزء بافت زندگی است.

اگر همیشه همه چیز خوب باشد که نمیشود و زندگی معنایی ندارد و مثال آقای مهندس که فرمودند مثل این است که سریالی که هر شب میگذارد در آن همه چیز خوب و همه با هم خوب و هیچ مشکلی نباشد، آن سریال ما را دل زده میکند و برایمان خسته کننده میشود، زندگی هم همینطور.

مشارکت خانم رقیه: حدود نه ماه است که مسافرم به کنگره می آید، به صورت زنجیر وار تغییراتی که در زندگیم ایجاد شده را متوجه میشوم .مسافرم با حال خراب وارد کنگره میشود و با حال خوش برمی گردد؛ با راهنمایش مشورت می کند، صبور شده، با آموزش هایی که میگیرد اخلاق و رفتارش تغییر کرده و آموزش های کنگره در او اثر گذاشت، خیلی گره ها در زندگی ام باز شد، چون مسافرم همیشه برای هر کاری میگویند باید با راهنمایم مشورت کنم و آموزشها را برایم میگوید ولی اصرار دارند که به کنگره بیایم.

 
خانم سحر پرسیدند : در سی دی مشکل آقای مهندس دلیل تخریب سیستم ایکس همسفران را در چه میدانند؟

خانم زهره: من وقتی سی دی را گوش کردم و این نکته را آقای مهندس گفتند، خیلی تفکر کردم و به این رسیدم که مسافران سیستم ایکسشان که تخریب شده از مصرف مواد، جسمشان هم  خراب شده وبعد روانشان و هم جهان بینی شان و با شربت اوتی و تیپیر کردن شربت به تعادل میرسند و با آموزشها، جهانبینیشان هم درست میشود اما ما همسفران از بس درگیر بودیم با خودمان و مسائل روی روانمان تاثیر گذاشته بود و روی جسممان هم همینطور و با آموزش درست میشود.

همسفر فاطمه: ما همسفران در اثر تفکرمان، سیستم ایکسمان تخریب شده و به جهانبینی نیاز داریم.

خانم سحر : مسافران توسط مواد مخدر، سیستم بدنشان را تخریب کردند، پس به واسطه مواد مخدر سیستم ایکسشان تخریب شده و از طریق اوتی هم درمان میشوند و البته در کنارش جهان بینی و ...اما ما همسفران به قول آقای مهندس از طریق تفکرات، سیستم ایکسمان نابود شده و از طریق جهانبینی درست میشود. البته در کنارش ورزش، تغذیه هم بسیار مهم است و 2 نفر از بچه های لژیون جمعه به پارک اصفهان آمده بودند برای ورزش و من بسیار خوشحال شدم آنها را دیدم، انشاالله همه بتوانند از رشته های ورزشی هم که هست استفاده کنند.

همسفر نجمه: ما قبلا هیچ آموزشی ندیده بودیم و در کنار مصرف کننده، حالمان خیلی بد بود و الان با آموزشها خیلی چیزها را یاد میگیریم و در مورد ورزش من مدتی است که به باشگاه میروم؛ بدون اینکه به مسافرم بگویم خودش هم به ورزش رفت و من بسیار خوشحال شدم و جمعه که دیدم مسافرم هم  به اصفهان آمد برای ورزش خیلی خوشحال شدم و انرژی بسیار خوبی گرفتیم.خدارا شکر بابت کنگره.


خانم سحر: در جهان کسی  پیدا نمیشود  که مشکل نداشته باشد و اصلا مشکلات جزئی از زندگی انسانند؛ اما برای حل مشکل باید بدانیم مشکلمان چیست و آن را بشناسم. من همسفر به جای دخالت در کار مسافرم بهتر است گره هایم و مشکلاتم را بشناسم و در جهتش تلاش کنم که درست و حل شود. البته زمانی که انسان شروع میکند به سمت ارزشها و حل مسائلش رفتن چرا اولش خوب پیش میرود ولی یک جاهایی کم می آورد و انگار نیرویی او را باز میدارد؟

همسفر زهره: کار نیروهای منفی است، مثلا وقتی میخواهم صبح زود بیدار شوم، با خودم میگویم 5 دقیقه دیگر بخوابم ولی در همان وقت خوابهای خوبی میبینم و خوابم میبرد.

خانم سحر: مثالی که زهره زد همان حقه نفس است که 5 دقیه دیگر بخواب و حتی همان خوابهای زیبا هم حقه نفس است.اما زمانی که انسان برای حل مشکلش اقدام میکند و میخواهد به سمت ارزشها برود، چون از قبل جزئی از نیروهای منفی بوده و حالا میخواهد بیرون بیاید، اول نیروها به او اعتنایی نمیکنند و میگویند : این انسان بارها و بارها خواسته از ما جدا شود ولی دوباره برمیگردد و اعتنایی نمیکنند در ابتدا، اما زمانی که میبینند انگار واقعا داری به طرف ارزشها و حل کردن مسائلت میروی ، تمام نیروی خود را با تمام قوای خود به کار میگیرند که تو را منحرفت کنند و اگر تو با تلاش و صبرت ادامه دهی و برادری ات را به نیروهای مثبت ثابت کنی، آنوقت امدادهای الهی آغاز میگردد و تو را یاری میکنند و سختی هم دارد و در نهایت به آرامش میرسید و مشکل هم حل میشود و کسی به ارتقا میرسد و درها به رویش باز میشود که سختی های راه را میپذیرد.

مشکلات میتوانند باعث صعود انسان شوند و یا باعث سقوطش ولی خیلی از بزرگان ما مشکلات زیادی داشته اند ولی به ارتقا رسیدند.

مشکلات هستند اما مهم این است که تلاش کنیم برای حل آن و هیچ وقت نمیشود که ما از همه چیز جلوتر باشیم و هیچ گونه مسئله نباشد و اینها لازم هستند، همیشه برای خودمان هدف داشته باشیم در زندگی، تا کی دور خودمان بچرخیم و غر بزنیم، شروع به حرکت کنیم و تلاش کنیم و مشکل را بشناسیم و بخواهیم حل شود.

به قول حافظ

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش

کی روی، ره ز که پرسی، چه کنی، چون باشی؟


یکی از همسفران سوال کردند: در کنگره یاد گرفتیم مشکلات همیشه لعنت خداوند نیست و تفکر میکنم و تلاش میکنم که حلش کنم و میدانیم بعضی مشکلات رحمت هستند و می توانیم قبول کنیم ولی اطرافیان میگویند چقدر شما بی تفاوت و بی خیال هستید نسبت به مشکلاتتان؛ چکار کنیم ؟

خانم سحر: سعی کنید برای دیگران و نظراتشان زندگی نکنید و بدانید گاهی درون شما چیزی هست و برایتان خیلی مهم است که چه فکر میکنند که آنها هم اینها را میگویند ولی اگر به کاری که انجام میدهید یا فکری که دارید ایمان دارید، انرژیتان را برای توضیح دادن و اینها هدر ندهید؛ گاهی باید در مقابل بعضی انسانها کر بود، لال بود و کور!

آقای مهندس بسیار زیبا میفرمایند که حرکت درست، در مسیر درست، مساوی است با عمل سالم... و اگر میدانید عملتان سالم است، نگران نباشید.

ادامه مشارکتهای دوستان

همسفر زهره: یکی مشکلش را حل میکند و دیگری مهم نیست برایش که مشکلش را حل کند و مشکل روی مشکل می آورد، مثلا اعتیاد ولی مسافران با کنگره آمدن مشکلشان را میتوانند به صورت دائم حل کنند.

 همسفر مریم: مشکلات را به سه صورت برخورد میکنیم با آنها

1-مشکل  را به صورت موقت حل میکنیم؛ مثلا دندان درد میکند ولی مدام مسکن میخوریم.

2-مشکل را به صورت دائم حل میکنیم؛ دندان را درست کنیم.

3-بی تفاوت شدن در مورد  مشکل؛ مثال آقای مهندس مثال فردی را زدند که سقفشان چکه میکند و کاسه زیرش میگذارد ولی درستش نمیکند و در نهایت سقف روی سرش میریزد.


مشارکت خانم نجمه : برای حل مشکل باید ان را بشناسیم و بپذیریم آن را تا بتوانیم حلش کنیم و اگر مشکل را نپذیریم، نمی توانیم حلش کنیم.


سوال یکی از همسفران: چرا به بعضی ها محبت میکنیم، متوجه نمیشوند؟

خانم سحر: تمام حس ها گیرنده و فرستنده دارند و شما اگر محبتی میکنید، مانند موجی فرستاده میشود ولی ممکن است آن موج فرستنده شما اشکال داشته باشد، یعنی باید ببینید جنس محبتی که میکنید چیست و باید در این مورد با خود صادق باشید! روی آن کار کنید ولی گاهی هم از گیرنده است، ممکن است حس هایش آلوده باشد و این موج محبت را نتواند درست دریافت کند ولی حتما توصیه میکنم سی دی خانه دل را گوش دهید.


و در پایان جلسه با دعای همسفران به اتمام رسید.



جلسه آینده با دستور جلسه وادی ششم بر گزار می گردد .


نگارش: همسفر فاطمه و همسفر سحر

وبلژیون نوای عشق




موضوع: گزارش لژیون،

تازه ترین مطالب
ابزارک های وبلاگ
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :