تاریخ : یکشنبه 3 بهمن 1395 | 05:50 ب.ظ | نویسنده : همسفر فاطمه شفیعی


به نام نامی عشق


در باب دستور جلسه هفتگی لژیون

به قلم همسفر زهره


ما یرای انجام هر کاری باید تفکر کنیم، تفکری که به خیر ختم شود را تفکر مثبت و تفکری که به منفی ختم شود را تفکر شیطانی میگوییم. بنابراین وقتی تفکر می کنیم یک مقام بالاتر باید ناظر بر مثبت یا منفی بودن آن باشد که این مقام بالاتر، عقل است.

عقل یکی از مهمترین و اصلی ترین مولفه وجودی ماست که ما را هدایت میکند. عقلی که آغاز و پایان آن برای ما نا معلوم است میداند که کدام کار درست و کدام کار اشتباه است تمام قوانین زندگی برای رسیدن به فرمان عقل است.کل هستی دارای تفکر و اندیشه است و اطلاعات را به هم منتقل میکند همه اطلاعاتی که داریم از هستی گرفته میشود و مثل خورشید می تابد؛ ما هم مثل خانه هایی هستیم که روزنه ای دارد و از آن روزنه به ما نور می تابد و هر چه ما به سمت صراط مستقیم و ارزشها و خوبیها باشیم این روزنه بزرگتر میشود و اطلاعات بیشتری دریافت میکنیم و هر چه به طرف بدیها و تاریکی ها باشیم این روزنه تنگتر میشود.

ما نمیدانیم عقل از چه چیزی تشکیل شده میدانیم که عقل فنا ناپذیر است و با مرگ از بین نمی رود، عقل فر ایزدی است چون ما را به سمت خوبیها هدایت میکند. سیستم نظارتی که در وجود ماست (عقل) نیاز به یکسری اطلاعات دارد، مغز مترجم و جزئی از سیستم عقل در نظر گرفته میشود. عقل در شهر وجودی ما حکم یک فرمانروای عادل و بزرگ است و اجرای فرامین آن ما را به راه مستقیم، صلح و آرامش هدایت میکند.

از عقل به عنوان فرمانده نام برده شده، فرمانده یعنی صادر کننده حکم یا دستور. عقل، خط و مشی خود را جهت صدور فرمان از افکار و اندیشه ما میگیرد یعنی زمانیکه یک فکر اشتباه (وسوسه) به سراغمان می آید، اگر همان لحظه آن وسوسه را از ذهن خود بیرون برانیم کار عاقلانه ای کرده ایم؛ حالا اگر به آن فکر اشتباه پر و بال دهیم مغز شروع به تصویرسازی کرده و شکلهای گوناگونی برای ما مجسم میکند و تا جائی پیش میرود که عقل فرمان را صادر کرده و حکم انجام آن کار را میدهد. اگر اطلاعات اشتباه (منفی) به عقل برسد، فرمان اشتباه صادر میکند و بالعکس. باید بدانیم شیطان (ضدارزشها) با زیباترین شکل وارد افکار و اندیشه ما میشود.

 هر انسانی هم خواسته معقول دارد هم نامعقول، عقل همیشه خوبی را می خواهد و بدی را نمی پسندد. گاهی اوقات جهل، خودخواهی و منیت میتواند عقل را پایین بکشد زمانی که عقل خواسته های نا معقول را نپذیرد نیروهای منفی عناصر نا مطلوب را با خود هماهنگ میکند و با هزاران حیله و نیرنگ نفس امر کننده را جایگزین عقل میکند.

زمانی که تصمیم یر عهده خواسته های نامعقول باشد انسان درگیر فساد و افکار منفی (زیاده طلبی، ناامیدی، انتقام ) میشود و متوجه بیماری و تخریب در خود نمیشود. زمانی که غرق در بیماری شدیم انهدام  شروع میشود و جسم، خود را تا سرحد نابودی پیش میبرد این انهدام ادامه دارد تا اینکه نفس لوامه جلوی نفس امر کننده را بگیرد و بتواند آن را مهار کند و قدرت را از نفس امر کننده میگیرد، این تنها با دانایی امکان پذیر است زمانی که انسان در مرحله نفس سرزنش کننده قرار بگیرد وجدان آن بیدار میشود و با یک عمل ضدارزش دچار عذاب و پشیمانی میشود. این قضیه ادامه دارد تا اینکه نفس مطمئنه که خواسته های آن معقول است بر سر قدرت می نشیند و هر آنچه میگوید فرمان عقل است. برای اینکه به این مرحله برسیم باید ذره ذره به فرمان عقل نزدیک شویم و تا زمانیکه فرمانبردار عقل نشویم نمیتوانیم به فرامانروای لایق تبدیل شویم.

از فرماندهی عقل تا فرماندهی نفس اماره، از نظر مکانی یک مو فاصله است، ولی از نظر زمانی هزاران سال به طول می انجامد، پس آن کنیم که فرمان است.

نگارنده: همسفر زهره

با تشکر از راهنمای عزیزم خانم سحر


طبقه بندی: نوشتار سی دی های جهانبینی،