درباره من
خداوندا؛ ما در پی هم روان شده‌ایم تا بدانیم آنچه نمی‌دانیم، از هستی و نیستی، خداوندا؛ تاریکی‌ها را تجربه نموده‌ایم، ما را با روشنایی‌ها آشنا گردان تا به فرمان عقل نزدیک شویم و به مکانی برسیم که از آنجا انشعاب یافته‌ایم.

همسفر، اینجا کنگره 60، مکانی که اگر خواستار آموزش، شناخت خود، رهایی و یافتن راه باشی، آن را خواهی یافت؛

پس بال پروازی باش تا هم پرواز را بیاموزی، هم اوج گرفتن را در بیکرانه آسمان و در نهایت عشق را ...

از عشق چه بگویم که عشق؛ به ظاهر سوختن است، اما نه برای خاکستر شدن؛ بلکه برای تبدیل شدن به نور، برای رسیدن، برای فهمیدن، برای زیستن و برای عشق ورزیدن ...

امواج عشق در همه جا موج میزند، کافی است دستت را دراز کنی؛ اگر دستت خالی از کینه، نفرت، حسا دت و انتقام جویی باشد، عشق در دستان تو قرار دارد.

جستجو در وبلاگ
تاریخ: یکشنبه 12 دی 1395 02:52 ب.ظ

خلاصه سی دی حرف و عمل 2


به قلم همسفر فاطمه شفیعی
Image result for ‫حرف و عمل‬‎

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعكس، كد موسیقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com


آقای مهندس در ادامه سی دی حرف و عمل توضیح دادند که عمل غیبت، سرزنش و تجسس در امور دیگران، این قدر زننده است که خدا در قرآن می‌فرماید: کسی که غیبت  می‌کند انگار گوشت برادر مرده خود را می‌خورد؛ هر حرف و انتقادی که به جهت منفی پشت سر کسی عنوان شود، غیبت حساب می‌شود. این عمل در کنگره جزء حرمت کنگره است و هر کس حرمت‌ها را زیر پا بگذارد، هر شخصیتی یا هریک از اعضای کنگره که در حال خدمت هستند اگر  بند قانونی را نقض کنند، حرمت را زیر پا گذاشته اند.
 از آنجایی که هر چیزی مطلق نیست، یعنی زمانی اتفاقی می‌افتد کسی جایی بمبی میگذارد و ممکن است صد نفر کشته شوند یا پلی در حال خراب شدن است و یا کسی دم در کنگره شیشه می‌فروشد باید بدون کینه و نفرت اطلاع داده شود یا شخصی از کسی سوء استفاده می‌کند و می‌خواهد سر کسی کلاه بگذارد، باید خبر و اطلاع بدهیم. اگر می‌خواهیم از کسی نقد کنیم باید آن قدر شجاع باشیم که با شهامت جلوی خودش بگوییم تا بتواند از خودش دفاع کند. غیبت کردن و سرزنش دیگران یعنی اتهام و برچسب برعلیه شخصی؛ در هر قانون و محکمه‌ای وقتی کسی متهم می‌شود، به او اجازه داده می‌شود تا از خود دفاع کند و این اصل اول قضاوت است.



در ادامه آقای مهندس فرمودند: تمام قوانین و موضوعات از طبیعت است؛ برای ما بهترین معلم و الگو می‌تواند طبیعت باشد. انسان موجودی است که تمام ویژگی و خاصیت حیوانات در او نهفته است، هر حیوانی را در نظر بگیریم خاصیت او در انسان هست؛ مانند عقرب، مار، موش، ببر و پلنگ، بره و ... هر انسانی خاصیت یک حیوانی را دارد. از طبیعت و یا حیوانات درس گرفتن خیلی طبیعی است و یاد بگیریم در خودمان اجرا بکنیم. به فرض برای کشت یک محصول کشاورزی ده سال، یک سال و یا یک ماه زمان می‌برد تا تولید داشته باشد؛ ما می‌دانیم به فرض که گندم هشت ماه زمان می‌برد تا به عمل در بیاید ولی یک سری خواص را در خودمان می‌خواهیم هر چه سریع تر به  اجرا در آوریم.

 در طبیعت هر چیزی باید سازگاری داشته باشد.  در محصولات کشاورزی آبیاری به دو صورت قطره‌ای و غرقابی انجام می‌گیرد؛ آبیاری قطره‌ای در کنار درختان و بوته‌ها، شلنگی را عبور می‌دهند و از سوراخ کوچکی قطره‌ قطره آب به درختان می‌رسد و این نوع آبیاری صرفه جویی محسوب می‌گردد، لازم و ضروری است که در کشاورزی از این نوع آب استفاده شود. نوع دوم آبیاری غرقابی که در زمان قدیم بوده، به این روش که آب را در جوی رها می‌کردند یا برای کشت صیفی‌جات جوی را  غرق آب می‌کردند؛ پس سیستم آبیاری هم فرق دارد و یکجا و یک مرتبه نمی‌شود جای آن‌ها را باهم عوض کرد. مثلا درخت سیب و انگور که به صورت غرقابی آب خورده و یا اگر ریشه‌های  پهن و تنک شده را سریع بخواهیم به صورت قطره‌ای  آبیاری کنیم امکان پذیر نیست، ممکن است سه یا چهار سال طول بکشد. بعضی انسان‌ها هم غرقابی هستند، هر مواد مخدری  استفاده می‌کنند، اگر بخواهند به صورت قطره‌ای استفاده کنند جواب نمی‌گیرند و طول می‌کشد تا بدن سازگاری پیدا کند.

 استفاده غرقابی مواد مخدر یعنی از صبح تا شب مواد مصرف می‌کند؛ اگر بخواهد صبح به صبح باشد چند سال طول می کشد و یا کسی که در منطقه سردسیر زندگی می‌کند بخواهد در منطقه گرمسیر زندگی کند، خیلی سخت است تا با شرایط آب‌ و هوایی عادت کند. ما می‌توانیم از حیوانی مثل عقاب الگو بگیریم چون از توان و قدرت بدنی، تفکر، اندیشه و جهان بینی برخوردار است، خانه خود را در بالاترین نقطه کوه می‌سازد تا هیچ حیوانی نتواند به تخم و جوجه هایش آسیب برساند و یا آشیانه او را خراب کند، نمی‌شود عقاب را شکار کرد مگر اینکه بیمار باشد ولی بعضی انسان‌های ساده با کوچک‌ترین چیزی زندگی خود را از دست می‌دهند، چون از  تفکر و قدرت بالایی برخوردار نیستند برای همین عقاب را به عنوان سنبل قرار می‌دهیم. ما هم باید این طور باشیم عقاب رانمی شود شکار کرد حتی با تفنگ، چون در بالاترین نقطه پرواز می‌کند و موقع شکار، با دید قوی که دارد، سریع این کار را انجام می‌دهد و به بالا می‌رود؛ اگر عقابی شکار می‌شود بیمار و ضعیف شده  که میتوان آن را در انسان‌هایی مثال زد که بیماری اعتیاد دارند که بالاترین بیماری‌هاست که طعمه قرار می‌گیرد. انسان بیمار نمی‌تواند فکر کند، وقتی سلامتی نباشد و بیماری هم باشد سیستم جسم به هم می‌خورد، جهت و راه را نمی‌تواند پیدا کند و تشخیص دهد.


 عقل سالم در بدن سالم است، ما هر چه جلوتر برویم با تزکیه و پالایش سعی می‌کنیم اشکالات خود را در گفتار و رفتار پیدا کنیم. موجودات با هم متنوع هستند و اشاره‌ای هست به انسان که به سه گروه تقسیم می‌شوند؛ 1-گره یمین  2-گروه شمال 3-گروه سبقت گرفتگان.
 در حیوان حرف و عمل یکی است و در همه حیوانات عمل و خاصیت با هم منطبق است. در مرحله انسانی بر یک دو راهی قرار می گیرد و در این دو راهی صور پنهان و آشکار دارد؛ یعنی هم ظاهر و هم باطن دارد. به طور مثال کسی که می‌خواهد کار خلافی بکند ظاهر و باطنش یکی نمی‌شود و به ظاهر درست و زیباترین لباس‌ها نفوذ پیدا می‌کند. کار منطقی و عقلانی زمانی اتفاق می‌افتد که عقل  و عمل هر دو با هم به آخر خط رسیده باشند، خط سوم که رستگاری هست نمایان می‌شود. همه کسانی که هم جنس همدیگر هستند همدیگر را می‌ربایند به طور مثال در دانشگاه، پادگان، ادارات و مصرف کنندگان همدیگر را پیدا می‌کنند یا موضوع ما که در کنگره هم جنس هستیم و در کنار هم در حال آموزش هستیم.

 همه انسان‌ها فکر می‌کنند هر چیزی که به نفعشان هست حقیقت است یا هر چیزی که بر ضررشان هست حقیقت نیست و در بین 99 در صد مردم این حاکم است. حقیقت و درستی زمانی اتفاق می‌افتد که نتیجه داشته باشد،مثلا حقیقت برای درمان اعتیاد این است که بدانیم بر اثر به هم ریختن ناقل‌های عصبی، عدم تعادل هورمون‌ها، نوروترانسمیترها، بهم ریختن خمر بدن حدود یک سال طول می‌کشد. برای پالایش و تزکیه خودمان، کار سخت و چیز مهمی نیست که نتوانیم انجام دهیم، همین که در کار دیگران دخالت، فضولی و سرزنش نکنیم و به حق دیگران تجاوز نکنیم.  اگر جسم کاملاً تزکیه نشود و در ضد ارزش ها غوطه ور باشد، قابل تسخیر می‌شود و نیروهای دیگر در درون آن‌ها مداخله می‌کنند و پیشنهاد می‌شود که سفر اولی‌ها کتاب ادموند و هلیا را مطالعه کنند. در کائنات  و طبیعت، نیروهای دیگری وجود دارد، چه باور بکنیم  و چه باور نکنیم. یک مصرف کننده شیشه که سر بچه خود را می‌برد، جسم در اختیار او نیست و تسخیر شده دیدش تغییر میکند و جسم مثل یک شهر است و دروازه ورود است برای دیگر موجودات...

در ادامه فرمودند: کارها تمام شدنی نیست و نیز باید به مسافرت، تفریح و استراحت خودمان بپردازیم تا انرژی در ما ذخیره شود. ممکن است ما در مورد کارها به نتیجه نرسیم ولی راه را هموار کردیم. حتی ممکن است کسی در مسیر کنگره موفق نشود ولی راه را هموار کرده است یا در کنکور قبول نشده نباید نا امید شود چون زحمت کشیده و قبول نشده و امیدی هست برای سال‌های آینده.

 از زمان بهره بگیریم و راه خود را برویم، اگر کسی به درمان نرسید نباید اصرار کرد، اگر کسی به کنگره نیامد کمک راهنما حق ندارد به شاگرد زنگ بزند که بیاید، باید خود شاگرد زنگ بزند و خبر کند. اجازه به کسی داده نمی‌شود که کسی را دعوت کند، حتی راهنمایی هم که رهجو ندارد نمی تواد و حق ندارد که برای رهایی رهجو زیاد انرژی خود را صرف دیگران کند و نباید خارج از کنگره با رهجو تماس داشته باشد.
 کار راهنما فقط نشان دادن راه است و نمی‌توان به زور به او فهماند. خدا در قرآن هم به پیامبر فرمود که تذکر دهد و راهنمایی کند و راه را نشان دهد. کسی را نمی‌توان تغییر داد مگر اینکه خودش بخواهد و ما بر انسان‌ها مسلط نیستیم و بعضی‌ها اعتقادی به روش درمان کنگره ندارند و جهان‌بینی را قبول ندارند.



نویسنده: همسفر فاطمه
ویرایش و تنظیم: مدیر وبلاگ
وبلاگ لژیون نوای عشق

ابزارک های وبلاگ
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :