تاریخ : شنبه 4 دی 1395 | 03:38 ب.ظ | نویسنده : همسفر مریم شفیعی


خلاصه سی دی «شمشیر در سنگ» از آقای امین

در باب دستور جلسه هفتگی لژیون



 
نتیجه تصویری برای تصویر از شمشیر در سنگ


در اینجا سنگ تمثیل دل یا همان قلب است که در ابتدا نرم بوده و شمشیر توانسته به درون آن برود و در ادامه ...

ابتدای سی دی، آقای امین در مورد فیلم‌هایی صحبت کردند که خیلی جذاب و دیدنی هستند و انسان با هر بار دیدنشان چیزهای جدیدی را دریافت می‌کند، این به خاطر حقیقتی است که در دل آن‌ها نهفته است؛ حقیقت چیزی است که ماندگار است و به دل می‌نشیند؛ در این فیلم‌ها بیشتر از تمثیل استفاده می‌شود.

در این سی دی آقای امین از فیلمی سخن گفتند که در آن شمشیری درون سنگی فرو رفته است و افرادی که قدرت و زور زیادی داشتند نتوانسته بودند آن شمشیر را خارج کنند ولی نوجوانی لاغر اندام که به نظر می‌رسید رنج دیده بود، توانست آن شمشیر را خارج کند و با آن شمشیر که شمشیر خاصی هم بود، توانست جنگجوی ماهری شود و کشورش را از دست استعمارگران نجات دهد و حکومتی بر پایهٔ عدالت بنا کند.

در اینجا سنگ تمثیل دل یا همان قلب است که در ابتدا نرم بوده و شمشیر توانسته به درون آن برود و در ادامه خاصیتی که فیزیولوژی جسم دارد آن را مانند سنگ سخت کرده که دیگر تیغ یا نیزهٔ دیگری نتواند وارد آن شود. شمشیر تمثیل ضربهٔ سختی است که فردی آن را متحمل می‌شود و این باعث می‌شود فردی که قبلاً از تعادل و احساسات خوبی برخوردار بوده از تعادل خارج و حس‌های او آلوده و به هم بریزد و این مربوط به دل که همان صور پنهان است می‌شود.

همیشه یک کمین، یک نقشه، یک ضربه محکم، انسان را از تعادل خارج می‌کند و همه این‌ها از جنس محبت و دوست داشتن است. برای مثال انسانی که در حالت طبیعی به سر می‌برد عشق در وجودش هست و انسان‌ها را دوست دارد، حالا اگر اتفاقی بیافتد که یکی از عزیزانش را از دست بدهد و فکر کند خودش مقصر است این یک ضربه است که در قلب او فرو می‌رود که قسمت فیزیولوژی جسم به طور طبیعی می‌آید و آن را محکم می‌کند که دیگر ضربه‌ای به آن وارد نشود ولی چیزی که مهم است این است که آن شمشیر هنوز در دل جامانده و میدانیم که تا وقتی آن شمشیر خارج نشود هر چقدر هم قلب محکم شود، بهبودی کامل را پیدا نمی‌کند.

در اینجا دلی که مانند سنگ سخت شده دیگر هیچ ضربه‌ای به او کاری نمی‌شود، ولی اتفاقی که می‌افتد این است که آن قسمت از انسان که با هستی ارتباط برقرار می‌کند دیگر کارایی خودش را از دست می‌دهد بنابراین ارتباطش با هستی مختل می‌شود و دیگر چیزی را جذب و حس نمی‌کند (زیبایی‌های طبیعت و محبت دوستان) و همین امر باعث بروز مشکلاتی می‌شود چون صور پنهان انسان با آن احساسات تغذیه می‌شود که مانند انواع ویتامین‌ها هستند و کمبود آن‌ها باعث بروز بیماری‌ها می‌شود که یکی از آن‌ها سرطان است و زمانی که انسان متوجه فقدان می‌شود، می‌خواهد خود را از این وضعیت خارج کند ولی نمی‌تواند چون نمی‌داند مشکل از کجاست. اگر فردی بخواهد از تاریکی‌ها خارج شود و به این روایت شمشیر را از قلب خود خارج کند باید فرایند معکوس را انجام دهد و راهی را که قبلاً رفته را دوباره طی کند تا جایی که بخواهد شمشیر را بکشد بیرون که به همان اندازه که شمشیر را در قلبش فرو کردند درد دارد که باید تحمل کند غیر از این موفق نخواهد شد (درمان اعتیاد) بعد از آن زخم سریع درمان می‌شود و مانند اول می‌شود، با این تفاوت که طی این زمان تجربیات و آگاهی فرد بالا رفته و با همین آگاهی و دانش است که فرد موفق می‌شود شمشیر را خارج کند.

وقتی شمشیر در قلب است نماد تاریکی را دارد ولی وقتی خارج می‌شود تبدیل می‌شود به سلاحی برای مبارزه با تاریکی؛ اگر انسانی در دلش درد یا رنجی دارد این می‌تواند حکم یک سرمایه را داشته باشد و شرطش این است که خارج شود از تاریکی تا بتواند آن‌ها را سلاح خود کند برای مبارزه با تاریکی‌ها و به غیر از این اتفاق نمی‌افتد، پس این سلاح در اختیار کسانی قرار می‌گیرد که ان ضربه را بپذیرند و آمادگی خارج کردن آران فرایند را داشته باشند. در ابتدای کار ما مشکلات را نفرین و لعنت خداوند می‌دانیم ولی در انتها مانند رحمت و نعمت خداوند هستند.

 

نگارنده: همسفر مریم شفیعی




طبقه بندی: نوشتار سی دی های جهانبینی،